از خـدا جـویـیـم توفیـق ادب**بی ادب محروم شد از لطف رب****بی ادب تنها نه خود را داشت بد**بلکـه آتـش در همـه آفـاق زد

آرشیو نویسنده

*معامله ی طلا و نقره (الصرف)

* معامله طلا و نقره صورت های مختلفی دارد، یکی این که معامله طلا به طلا و نقره به نقره باشد، در هر صورت باید دو چیز مورد توجه قرار گیرد، یکی این که اگر معامله طلا به طلا یا نقره به نقره باشد باید در وزن مساوی باشند و دیگر این که قبل از بلند شدن از جلسه، باید جنس هریک تحویلش گردد؛ اگر یکی از این دو مورد، نادیده گرفته شود، معامله ربایی به شمار می آید.

صورت دوم اینکه جنس یکی نباشد؛ بلکه یک طرف طلا و طرف دیگر نقره باشد، در این صورت مساوی بودن در وزن ضروری نیست، اگر شخصی طلا و نقره معاوضه نمود، به هر نحوی که دلش خواست می­تواند معاوضه نماید، خرید و فروش طلا و نقره با پول هم ایرادی ندارد، ولی باید طوری معامله گردد که هیچ کدام از آنها نسیه نباشد. (رد مختار: ص۴۸۳)

* اگر شخصی درهم به دینار و با طلا به نقره فروخت، مساوی بودن در وزن ضروری نیست، ولی اگر طلا به طلا و یا نقره به نقره فروخت، بازهم مساوات در وزن الزامی است. حتی اگر شخصی نقره ساخته شده، به نقره ساخته نشده فروخت، بازهم مساوات در وزن ضروری است، در غیر اینصورت ربا به شمار می آید، روش محفوظ ماندن از ربا این است که طلا یا نقره ساخته شده به پول فروخته شود و طلا و یا نقره ساخته نشده هم با پول خریداری شود. (رد مختار: ص۴۸۳)

ادامه مطلب »

*بیان اوصاف و افعالی که برای اهل صحبت لازم است(قسمت سوم)

منّت ننهادن بر اصحاب به سبب خدمت کردن به آنها

نشانه‌ي صدق و اخلاص در خدمت این است که علاوه بر رعايت شرايط و آداب خدمت، نياز و فروتني و تواضع وي نسبت به آنهايي که در خدمتشان است زياد شود و اين خدمت باعث گستاخي وي به مشايخ، بزرگان، نزديکان و برادران نشود و موجب منّت نهادن بر اصحاب و دوستان نگردد، بلکه هزار منّت ديگر بر خود نهد که او را به خدمت گزاري قبول کرده‌اند و سبب فراغت خاطر اين طايفه شده است.

شيخ رکن‌الدّين علاءالدّوله ـ قدّس الله سرّه ـ درويشي را براي خدمت به حضرت عزيزان، خواجه علي رامتيني که از بزرگان طبقه‌ي خواجگان است ـ قدّس الله تعالي اسرارهم ـ به بخارا فرستاد و او چند مسئله از آن حضرت پرسيد؛ از آن جمله اين بود که شما و ما خدمت اين ره و رونده (سالک) را مي‌کنيم و با وجود اينكه شما در سفر تکلّف نمي‌کنيد ولي ما تکلّف مي‌کنيم، مردم از شما تعريف مي‌کنند و از ما در شکايتند، علّت آن چیست؟ حضرت عزيزان(رح) در جواب شيخ فرمود: خدمت کنندگان منّت نهنده بسيارند و خدمت کنندگان منّت دارنده کم. بكوشيد که از خدمت کنندگان منّت دارنده باشيد تا کسي از شما شکايت نکند.

ادامه مطلب »

*رستاخیز

هنگامی که خداوند بخواهد جهان هستی را ویران کند، به فرشته ای از اکابر فرشته ها به نام اسرافیل فرمان می دهد که در صور بدمد و با این دمیدن، جهان شامل آسمانها و زمین ویران می شود؛ مگر چند کسی که خدا بخواهد نمیرند. سپس دوباره دمیده می شود، همه جاندارانی که مرده اند دوباره زنده می شوند. خداوند متعال می فرمایند: «وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنْظُرُونَ» «در صور دمیده می شود و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند می میرند؛ مگر کسانی که خدا بخواهد. سپس بار دیگر در آن دمیده می شود، به ناگاه همگی بپا می خیزند و می نگرند» (زمر/ ۶۸).

ادامه مطلب »

*نصیحتی برای همه!

بدان اي عزيز! حتي الوسع كه داريد بايد فعلي كه عمل به آن موجب ثواب است را از دست ندهيد كه دنيا، دار عمل است و جاي جمع نمودن توشه است و آخرت، دار قرب جزاست و قرب و جزا به مقدار عمل مي باشد؛ هرچند كه در دنيا عمل بيشتر نمايي در آخرت جزا بيشتر يابي. كوشش كن كه ترك مستحبی از مستحبات و سنتي از سنن زوائد از تو سرنزند؛ اگر چه در ترك ايشان مؤاخذه نيست، اما عمل به آنها موجب ثواب است.

بايد كه در هيچ عبادت از فرائض، واجبات، سنن مؤكده و غيره عبادات تنبلی و بي­پروايي نورزيد و بدلیل اینكه من سيّدم و يا از نسل شريفم و يا سيّدزاده، شيخ زاده و ملازاده­ام و به نسب خود و پدران خود مغرور نشويد. اعتماد بر آنها ننماييد كه اعتماد را نشايد؛ زيرا كه اعتماد بر نسب و پدر عزت جستن است به چيزي كه در غير توست و آن نيز به قدرت تو نيست. پس اعتماد بر مجرد نسب، بدون حسب و عمل بخلاف آن، حماقت صرف و جهل محض است. چنانچه شاعر مي­فرمايد:

لَئِنْ فَخَرْتَ بِآبَاءٍ ذَوِيْ شَرَفٍ               لَقَدْ صَدَقْتَ وَلَكِنْ بِئْسَ مَا وَلَدُوْا

اگر به پدران صاحب شرافت افتخار كني راست گفتي ليكن آنان چه فرزند بد و ناخلفي زاييده­اند.

ادامه مطلب »

*منظور از اینکه “دنیا برای مؤمن زندان و برای کافر بهشت است” چیست؟

از حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: “الدنیا سجن المؤمن و جنة الکافر” (حدیث صحیح)

امام نووی در مورد این حدیث گفت: “معنایش این است که مؤمن در دنیا ممنوع از شهوات حرام و مکروه است، و مکلف است که عبادات طاقت فرسا انجام دهد، ولی اگر بمیرد از این اعمال و تکالیف آزاد میشود و راحت میشود و نزد خداوند راحتی و نعیم بدون هیچ نقصی می یابد، ولی کافر آن اشیاء (شهوات حرام) را در دنیا می یابد و با آنهمه شهوات کم که همراه با نقص و مکروهات میباشد، وقتیکه میمیرد به عذاب دائم و شقاوت ابدی منتقل می شود”.

و امام منّاوی در مورد این حدیث گفت: “از آنجاییکه مؤمن در دنیا از شهوات حرام ممنوع است، مثل اینست که زندانی شده، و کافر بر عکس، مثل اینست که در بهشت است (زیرا هیج ممنوعیتی ندارد)”.

ادامه مطلب »

*بیان اوصاف و افعالی که برای اهل صحبت لازم است(قسمت دوم)

حفظ مرتبه‌ي هر يک از اصحاب

بايد با هر يک از اصحاب بر حسب مرتبه‌ و درجه‌ي ايشان رفتار كند، بزرگان و پيران را همانند پدر دانسته و با ايشان با حرمت و خدمت معاشرت کند؛ به تحقيق كه صحبت با پيران مثل خدمت است و آن را صحبت به مجاز گويند.

از ابومنصور مغربي(رح) پرسيدند که با شيخ خود ابوعثمان مغربي ـ قدّس سرّه ـ چه مدّت صحبت داشتي؟ گفت: من با وي هرگز صحبت نداشته‌ام فقط خدمت وي را کرده‌ام. بايد اصحاب را برادران خويش دانسته و با ايشان با ملايمت و مهرباني رفتار نموده و به مقتضاي وقت و حال، با آنان زندگي کند. بايد جوانان و کوچکترها را به منزله‌ي فرزندان خود بداند و با ايشان از راه شفقّت و تأديب و ارشاد و دلالت به آنچه صلاح ايشان در آن است و زجر و سياست بر آنچه موجب فساد حال ايشان مي‌گردد، همنشيني كند و از صحبت و همنشيني با ساده‌رويان صاحب جمال، پرهيز نمايد؛ چون در آن آفات بسيار نهفته است و اگر بنا بر ضرورتي با ايشان همنشيني نمود، بايد چشم و دل خود را حفظ كند و با ايشان از روي ادب و متانت معاشرت کند و هرگز با گشاده‌رويي و ملايمت با ايشان همنشيني نکند.

بزرگان گفته‌اند: رغبت خردسالان به صحبت بزرگان، نشانه‌ي عقل و زيرکي و توفيق سعادت ايشان و ميل بزرگان به صحبت خردسالان، علامت جهل و حماقت و گمراهي ايشان است.

ادامه مطلب »

*احکام عقیقه

* عقیقه کردن مستحب است؛ یعنی اگر شخصی عقیقه کرد به او ثواب می­رسد و اگر یکی عقیقه نکرد گنهکار نمی­شود.

* مستحب است روز هفتم عقیقه شود و اگر بعداً شد هم ممانعتی ندارد.

* اگر شخصی بعد از این که بالغ شد برای خود عقیقه نمود بلا مانع است.

* اگر حیوان عقیقه گوسفندی یا برّه­ای باشد بهتر است.

ادامه مطلب »

*درنگ کردن و تأنی

درنگ کردن چیست؟

درنگ کردن شامل پایداری، آهستگی و عجله نکردن می‌‌باشد. فرد مسلمان در هر کاری با تامل و درنگ عمل می‌‌نماید. شخص مسلمان در کار خویش مسامحه و غفلت راه نداده و بلکه سعی دارد تا وظیفه‌اش را با درنگ و اطمینان و خلوص نیت ادا می‌‌کند. حضرت علی کرم الله تعالی وجهه فرمود: شتاب در عمل مورد پسند نیست بلکه عمل نیک و بهتر مدنظر است. همانا مردم نمی‌‌پرسند در چه مدت کار تمام شده بلکه به کامل بودن و درستی آن کار می‌‌نگرند.

دانش آموزی در مطالعاتش درنگ نموده و حوصله به خرج می‌‌دهد، و در نتیجه‌ی این کار درس‌هایش را به خوبی می‌‌فهمد. برخی از حکما گفته‌اند: کسی که در جواب دادن عجله کند از جواب درست دور شده است. نیز گفته‌اند: با درنگ و حوصله به هر آنچه که بخواهی میرسی.

ادامه مطلب »

*۷- ایمان به واپسین روز (یوم الآخر)

بر هر مکلف واجب است که به یوم الآخر که روز قیامت است ایمان داشته باشد. مقصود این است که هر کسی بمیرد، زندگی این جهانش به پایان رسیده و به زندگی دیگری وارد می شود که به آن زندگی، واپسین روز گفته می شود و شروع آن هنگام مرگ در این دنیا است و دارای دو مرحله می باشد: نخست زنده شدن در قبر پس از مرگ که به آن عالم برزخ هم گفته میشود. این اولین مرحله ورود به قیامت است. حدیث شریف می فرماید: «من مات فقد قامت قیامته» «کسی که بمیرد، قیامتش برپا می شود» و همچنین از حضرت عثمان ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و سلّم ـ می فرمایند: «إن القبر اول منازل الآخرة فإن نجا منه فما بعده أیسر منه و إن لم ینج منه فما بعده أشد منه» «زنده شدن در گور، نخستین مرحله قیامت است که اگر بنده از این مرحله بگذرد، از دیگر مراحل به آسانی رهایی خواهد یافت و اگر در این مرحله گرفتار شود، در دیگر مراحل سخت تر است». (رواه ترمذی).

ادامه مطلب »

*بیان اوصاف و افعالی که برای اهل صحبت لازم است(قسمت اول)

خالص كردن نيّت در صحبت  

طالب صادق بايد ابتدا نيّت خود را از انفاق و ریا خالص گرداند؛ زيرا صحبتي که بناي آن بر قاعده‌ي واهي و علّت بي‌اساس نهاده شده باشد، وقتي آن قاعده خراب شود و آن علّت روي به زوال آورد، صحبت نيز پايان مي‌گردد و در عاقبت به وحشت و جدايي مي‌انجامد و ثمره‌ي صحبت در خاتمه‌ي آن پديدار مي‌شود. اگر خاتمه به جدايي انجامد هر تلاشی که در ابتدا انجام داده است، ضايع مي‌گردد و اگر به انقراض حيات منجر شود، هر کوششي که در اين راه انجام داده مشکور است. نتايج و فوايد صحبت ظاهر نمي‌شود مگر به حسن خاتمه و حسن خاتمه موقوف بر اخلاص خاتمه است؛ بنابراين بر ارباب صحبت لازم است كه ابتدا باطن‌هاي خود را از شوايب علل و موجبات خلل پاکيزه سازند و از حق(سبحانه و تعالی) برکت صحبت و حسن خاتمه را بخواهند تا از بلاي زوال آن محفوظ بمانند و توفيق و عنايت الهی شامل حال آنان گردد.

ادامه مطلب »