از خـدا جـویـیـم توفیـق ادب**بی ادب محروم شد از لطف رب****بی ادب تنها نه خود را داشت بد**بلکـه آتـش در همـه آفـاق زد

آرشیو نویسنده

*بردباری

بردباری چیست؟

بردباری همان خویشتن داری است و فرو بردن خشم و دوری از عصبانیت و پاسخ بدی را با نیکی دادن است. به این معنی نیست که انسان به ذلت و حقارت تن دردهد، بلکه خودداری از دشنام دادن دیگران و پاک داشتن خود از ناسزا‌گویی و عیب‌جویی آنان است.

حلم و بردباری خدا:

حلم یکی از صفات خداوند متعال است. خداوند حلیم و بردبار است، او نافرمانی و مخالفت گناهکاران را می‌‌بیند و آنان را مهلت داده و در انتقام شتاب نمی‌‌نماید. خداوند متعال در قرآن کریم بیان می‌‌دارد: «… وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ» [البقرة: ۲۳۵]. یعنی: «…و بدانید که خداوند آمرزنده و بردبار است».

ادامه مطلب »

*طریقت چیست و چرا لازم است؟

۱. طریقت چیست و چرا لازم است؟

۲. آیا در زمان حضرت رسول صلی الله علیه و سلّم تصوّف و طریقت وجود داشته است؟

۳. چرا اهل طریقت را «صوفی» می‌گویند؟

طریقت، در عرف علمای اهل تصوّف، به معنای سلوك و اتخاذ طریقِ تهذیب(پاك كردن) نفس از صفات رذیله است تا انسان بتواند بیشتر به معرفت ذات و صفات خداوند پی ببرد و ایمانی پاك و بی‌آلایش به حضرت احدیت حاصل نماید و او را چنان عبادت كند كه مورد رضای اوست.

ادامه مطلب »

*پل دوزخ (صراط)

وقتی که مراحل رستاخیز به پایان رسید، پلی بر روی دوزخ گذاشته می شود تا مردم از روی آن به بهشت بروند و پیش از این پل، فضای تاریکی است که در آن ایمانداران از منافقین تشخیص داده می شوند و به ایمانداران، به اندازه اعمال نیک شان، روشنایی داده می شود و از روی پل عبور می کنند؛ « وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيًّا ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا» مريم/۷۱ – ۷۲ «همه شما بدون استثناء وارد دوزخ می شوید (مؤمنان برای عبور و دیدن و کفار برای دخول و ماندن) این امر فرمانی قطعی از پروردگارتان است. سپس پرهیزکاران را نجات می دهیم و ستمگران را ذلیلانه در آن رها می سازیم».

ادامه مطلب »

*در ذکر احوالي که اهل صحبت بايد از آن اجتناب كنند(قسمت سوم)

مبالغه نکردن در مدح اصحاب

بدان كه مدح برادران مؤمن و مبالغه نمودن در آن، در نزد آنها مكروه و ممنوع است. در صحيح بخاري ثابت شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: در مدح من با سخناني كه دروغ است مبالغه نكنيد همانطور كه نصاري در حق مسيح بن مريم كردند؛ در وصف وي چنان مبالغه نمودند كه وي را به خدايي ستودند، پس وقتي مرا وصف مي‌كنيد بگوييد: بنده‌ي خدا و فرستاده‌ي اوست.

در صحيح مسلم آمده است كه پيامبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: اگر مدّاحان شما را به صفاتي ستايش كنند كه شما به آن متّصف نباشيد، خاك بر روي ايشان بپاشيد. بعضي از شارحان حديث مي‌گويند: مقصود از پاشيدن خاك بر روي آنان، اين است كه ايشان را نااميد گردانده و به آنان عطا و جايزه ندهيد. بعضي دیگر مي‌گويند: مقصود از آن، منع كردن مادح[مدّاح، مدح گوينده] از امثال آن سخنان و مغرور و فريفته نشدن به آن مدح است؛ زيرا وي به نفس خود و به صفات ذميمه‌اي كه بر نفس او غالب است داناتر از مدح کننده است، ولي بعضي از بزرگان به ظاهر حديث عمل كرده و هنگام ستودن مادح، مقداري خاك بر روي وي پاشيده‌اند.

ادامه مطلب »

*آیا توسل و استمداد از انبیا و اولیاء شرک است؟

توسل مشروع داریم و توسل ممنوع: برای توسل ممنوع توسل مشرکین به بتها یا به ملائکه یا به حضرت عیسی(ع) را به عنوان مثال ذکر کرده اند و ممنوعیت این نوع توسل از این نظر بود که آنها بتها یا ملائکه یا حضرت عیسی(ع) را مثل خدا تأثیرگذار می دانستند، این نوع توسل در نزد ما هم حرام و شرک و در نتیجه انسان را از اسلام خارج می کند.

اما توسل مشروع!

۱) امام ترمذی و ابن ماجه از عثمان بن حنیف رحمهم الله روایت می کنند که مردی نابینا نزد پیغمبر صلی الله علیه و سلّم آمد و گفت: برایم از خدا بخواه که عافیتم دهد. پیغمبر صلی الله علیه و سلّم فرمودند: اگرمی خواهی برایت دعا می کنم و اگر می خواهی صبر کنی آن برایت بهتر است. مرد نابینا گفت: برایم دعا کن. رسول الله صلی الله علیه و سلّم به او امر فرمود: برود وضوئی خوب بگیرد و این دعا را بخواند: (اللهم انی اسالک و اتوجه الیک بنبیک محمد صلی الله علیه و سلّم نبی الرحمه. یا محمد انی توجهت بک الی ربی فی حاجتی هذه لتقضی لی اللهم فشفعه فی). معنی: خداوندا! به راستی من از تو میخواهم و به وسیله ی پیغمبرت محمد صلی الله علیه و سلّم که پیغمبررحمت است به تو روی می نمایم. یا محمد(ص)همانا من به وسیله ی شما به سوی پروردگارم روی نهادم برای حصول آرزویم تابرآورده شود.

ادامه مطلب »

*مردان از منظر حضرت عبدالقادر گیلانی رحمه الله

حضرت شیخ عبدالقادر گیلانی رحمه الله علیه فرمودند: مردان چهار نوعند:

  1. مردی است که نه زبان دارد و نه قلب؛ و او مردی عاصی و مغرور و کودن است که خدا به او توجهی ندارد و خیر و منفعتی از او حاصل نمی شود.

او و امثال او چون خس و خاشاکند که وزن و اعتباری ندارند، مگر اینکه خداوند به رحمت خود توجهی به آنان بفرماید و قلوب ایشان را به ایمان، هدایت و اعضای ایشان را به طاعت خود تحریک کند.

پس بپرهیز از اینکه چنان باشی و به آنها اهمیت مده، و با آنان منشین؛ زیرا ایشان اهل عذاب و مستحق غضب و نارضایتی خدا و ساکنان دوزخند، که از شرّ ایشان به خدا پناه می بریم، مگر اینکه تو در شمار علماء و معلمین خیر و راهنمایان دین و پیشوایان و داعیان حقیقت و یقین باشی. در این صورت نزد آنان برو و ایشان را به طاعت خدای بزرگ دعوت کن و از نافرمانی او بترسان، و اگر توانستی چنین شخص عاصی را به طاعت و خداشناسی و انسانیت هدایت کنی آن گاه شخصی برجسته و یگانه دوران و دارای ثواب پیغمبران خواهی بود.

ادامه مطلب »

*راه کسب قرب و محبت حق

۱ – خواندن قرآن با تفکر و تدبر در معانیش و یافتن مراد خدا در آن.

۲ – احسان در عبادت خدا، یعنی آن گونه که او را می بینی که اگرتو او را نبینی،او تو را می بیند و همه نیات و رفتار تو را می آفریند، و کردار نیکو و رفتار و نیت وگفتار شیرین با بندگان خدا، که: [إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ](بقره ۱۹۵…به راستی خدا نیکوکاران را دوست دارد)؛

۳ – تقوی راخوی خود ساختن؛ به قول بزرگان، تقوی، آن است که انسان، آن سان که پای خود را از خار برحذر می دارد، از گناه بر حذرو دور دارد، یا آن که در هرکاروجایی که خشنودی خدا در آن است، باشد ودر هر کاروجایی که محل خشم خداست، نباشد که: [ فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ] (آل عمران۷۶…که همانا خدا نیکوکاران را دوست دارد)؛

ادامه مطلب »

*بهشت و دوزخ

امام ابوحنیفه ـ رحمة الله علیه ـ می فرماید: «و الجنة و النار مخلوقتان الیوم لاتفنیان ابدا و لا تموت الحور العین ابداً و لا یفنی عقاب الله تعالی و ثوابه سرمدا» «بهشت و دوزخ هم اکنون آفریده شده اند، هرگز نابود نخواهند شد و حوران بهشتی هرگز نخواهند مرد و عذاب و پاداش دائمی خداوند متعال فنا ناپذیرند».

خداوند درباره بهشت می فرماید: «جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ» آل عمران/۱۳۳ «برای رفتن به بهشتی که پهنایش به اندازه آسمانها و زمین است و برای پرهیزگاران آماده شده است از هم پیشی بگیرد» و درباره دوزخ می فر ماید: «وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ» آل عمران/۱۳۱ «از آتشی که برای کافران آماده شده است بپرهیزید».

ادامه مطلب »

*در ذکر احوالی که اهل صحبت بايد از آن اجتناب كنند(قسمت دوم)

ترك زياده گویی

يكي از اصول طريقت، كم گفتن است. به صحّت رسيده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم اكثر اوقات، سكوت اختيار مي‌كرد و جز به قدر حاجت سخن نمي‌گفت. در شفاي قاضي عياض(رح) مذكور است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم اندوه بسيار و فكر دائمي داشت. جز در هنگام نياز، سخن نمي‌گفت و خاموشي وي طولاني بود.

در مرآتالجنان امام يافعي(رح) به روايت هند بن ابي‌هاله رضی الله عنه آمده است: پيغمبر صلی الله علیه و سلّم كثير الحزن و دائم‌الفكر بود، راحتي نداشت و سكوتش طولاني بود، بدون حاجت سخن نمي‌گفت و مقصود را در اندك عبارتي ادا مي‌كرد و از طولاني كردن سخن كه موجب خستگي و ملال ديگران مي‌شود پرهيز مي‌نمود، سخنانش جامع و پر فايده و عين حكمت و محض نصيحت بود.

در صحيحين از ابوهريره رضی الله عنه روايت شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد بايد سخن خير بگويد و گرنه خاموش باشد. امام نوّاوي(رح) گفته است كه اين حديث صحيح، نص آشکار است در اينكه سزاوار نيست كه شخص سخن بگويد مگر هنگامي كه بداند آن سخن دربرگيرنده‌ي خير بوده و گفتن آن به صلاح او و شنونده است.

ادامه مطلب »

*اهمیت عقیده از منظر حضرت امام ربانی رحمه الله

از جمله مكتوبات حضرت امام ربّاني مجدّد الف ثاني رحمه الله در بيان اعتقادات اهل سنّت و جماعت ـ شكر الله سعيهم ـ است كه حفظ آن بر هر طالب ضروري می­باشد.

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ حَمْدًا كَثِيْرًا‌ طَيِّبًا مُّبَارَكًا عَلَيْهِ كَمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَي وَ الصَّلَوةُ وَ السَّلَامُ عَلَي حَبِيْبِهِ الْمُصْطَفَي وَ آلِهِ الْمُجْتَبَي وَ اَصْحَابِهِ الْبَرَرَةِ التُّقَي.

فرض نخستين بر مسلمانان، تصحيح عقايد است؛ به اين روش كه الله تعالي به ذات خود، موجود است و همه مخلوقات به پيدايش حق تعالي موجودند و او تعالي بيمانند است.

ادامه مطلب »