از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

آرشیو مطالب در دسته بندی ‘تصوف’

*هدف سير و سلوک

هدف از سير و سلوك، معرفت ذات حق تعالي است تا به وسيله كسبِ باطني، اجمالي، تفصيلي و استدلالي، كشفي گردد. بايد براي حصول رضاي الله تبارك و تعالي، به احكام شريعت بطور كامل عمل گردد. طريقت و حقيقت، خادمان شريعت هستند تا اخلاص و يقين دست دهد و به شريعت كه همان اصل عبادت است بايد با قلب سليم(احسان) عمل نماييم. طريقة شريفه داراي مقامات و اصطلاحات است كه در هر مقام انوار و اسرار و علوم و كيفيات اگر فضل الهي شامل شود، دست مي دهد.

بر ما و شما دوام ذكر، مراقبه و اتباع سنن و آداب مصطفي صلی الله علیه و سلّم فرض طريقه محبّت است و كساني را كه از كثرت محبّت جذب عنايت الهي ايشان را خود به خود در يابد، به محض موهبت الهي از محبوبان و مجذوبان خداي تعالي مي شوند.

ادامه مطلب »

*طرق تصوف و نسبت خاص نقشبندیه

طرق تصوف

از مشهورترين گروهها و نهضتهاي تصوّفي مي توان از طرق مباركه ی نقشبنديه، قادريه، چشتيه و سهرورديه نام برد كه مؤسسان و بانيان اين سلاسل در راه تزكيه نفوس و دعوت خلق به سوي مولاي حقيقي از جان و مال خويش مايه گذاشتند.

حضرت امام ربّاني(رح) مي فرمايند: طريقه ي نقشبنديه اوفق، اسلم، افضل و اكمل از ديگر طرق است؛ زيرا كه به احسان صحابه ـ رضوان الله تعالي عليهم اجمعين ـ مناسبت بيشتر دارد. مدار اين طريقه اتباع سنّت و اخلاص به شيخ مقتداست. در اين طريقه احتياج به چلّه[چلّه نشينی در بسياری از طرق صوفيه مرسوم است که مدت چهل روز در شرايط خاصی عزلت می گزينند] و تشدّد[سختگيری در وظايف محوله] در طاعت نمي باشد؛ بلكه عشق و محبّت است كه سالك را به مدارج وصول مي رساند.

ادامه مطلب »

*مراتب دهگانه تصوف

عمل اهل طريقت بر ده اصل استوار است كه سالک بايد بر آن پايبند باشد، آن اصول عبارتند از:

۱) طلب رضاي خداوندي جل جلاله، زيرا تا طالب نباشي به مقصود نمي رسي.

۲) طلب مرشد كامل(پير كامل) تا انسان را به مقصود برساند.

۳) ارادت كامل به پير خود؛ زيرا محبّت و ارادت باعث ترقّي سالك مي شود.

۴) فرمانبرداري از پير خود.

ادامه مطلب »

*مسایلی در مورد پیری و مریدی

۱- کاملاً احترام پیر را مدنظر داشته باشد، ذکری را که مرشد آموخت را یاد گرفته و بر آن عامل باشد و این چنین اعتقاد داشته باشد که فوایدی که جهت اصلاح قلب من از ایشان حاصل می گردد، از بزرگان دیگر حاصل نمی گردد.

۲- اگر مرید به کمال نرسید و پیر درگذشت، آن وقت به دنبال مرشد کامل مکملی که شرایط پیر بودن را داشته باشد، مراجعه نماید. [برای اطلاع از شرایط پیر بودن می­توانید به کتاب حجة السالکین، جلد اول صفحه ۱۹۱ مراجعه نمایید]

۳- اگر در کتابی ذکری دید به عقل و دانش خود جهت انجام آن اقدام ننماید، بلکه در مورد آن با مرشد خود مشورت نماید و اگر در دلش سخنی خوب یابد، خطور کند یا اراده ای در دلش آمد، مرشدش را در جریان نهد.

ادامه مطلب »

*حکم شرعی داخل شدن در طریقت و انتخاب راه سلوک

داخل شدن در طريقت و انتخاب راه سلوک به روش اهل تصوّف شرعاً چه حكمي دارد؟

اكنون كه دانسته شد يكي از فرايض ديني تزكيه نفس مي باشد و نيز روشن شد كه طريقت و روش اهل تصوّف، راهي است كه انسان را به اين مرحله مي رساند؛ بلكه مسير نزديكتر و آسان تر به آن ـ بنا بر فرمايش بزرگان و تجربه صدها سال امّت اسلامي ـ مي باشد؛ در پاسخ به سؤال فوق بايد گفت:

 اگر كسي نتواند بدون منسلك شدن در طريقت و روش اهل عرفان و تصوّف، نفسش را تزكيه گرداند، بر وي لازم مي باشد كه در يكي از سلسله های عرفاني و تصوّف درآيد و براي رسيدن به آن مرحله به سير و سلوك صوفيان بپردازد تا آن فضيلت حاصل و فرد کاملاً تزکيه گردد؛ زيرا قاعده و قانون اصول فقه اسلامي بر اين حكم مي كند كه «مَا يَتَوَقَّفُ عَلَيْهِ الْفَرْضُ فَهُوَ فَرْضٌ» «هر آنچه فريضه اي بر آن موقوف باشد، به اين معنا كه بدون آن، فريضه ادا نشود، خود نيز فرض مي باشد».

ادامه مطلب »

*در اثبات مجدّد الف ثانی

محبوب صمداني، مجدّد الف ثاني رحمه الله فرموده‌‌اند: بدانند كه در هر صد سال، مجدّدي آمده است. چنانچه بيهقي و ابي‌‌درداء از ابي‌‌هريره رضی الله عنه و او از جناب آن سرور صلی الله علیه و سلم روايت كرده است که فرمودند:‍‍‌ «اِنَّ اللهَ يَبْعَثُ لِهَذِهِ الْاُمَّةِ عَلَي رَاْسِ مِائَةِ سَنَةٍ مَنْ يُجَدِّدُ لَهَا دِيْنَهَا» [هر آيينه خداوند براي اين امت بر سر هر صد سال ، كسي را  مبعوث مي­كند كه دين او را تجديد كند. سنن ابی داود، ج۴، ص۱۰۹]. امّا مجدّد مائة با مجدّد الف تفاوت دارد، چنانچه در ميان مائة و الف، فرق است، میان مجدّدان اين‌‌ها نیز همان اندازه فرق است، بلكه بیشتر از آن و مجدّد، کسی است كه در طول آن مدّت هر چه از فيوضات به امّت می‌‌رسد، به وسیلة او می‌‌رسد، اگر چه اقطاب و اوتاد آن وقت و بدلا و نجبا باشند. [مکتوبات حضرت امام ربّانی، دفتر دوم، حصّة ششم، مکتوب ۴، ص ۲۱]

ادامه مطلب »

*دانلود فایل صوتی صحبت حضرت مولانا شهید شمس الحق نقشبندی مجددی رحمه الله تعالی

صحبت از علم کتابی خوشتر است

صحبت مردان حرّ آدمگر است

مرد حُــر دریــای ژرف و بیکران

آب گیر از بحر و نی از ناودان

می نروید تخـم دل از آب و گل

بـی نگاهـی از خداونـدان دل

اندر این عالـم نیرزی با خسـی

تا نیاویــزی به دامـان کسـی

بنابر تقاضا و اسرار مکرّر محبّان و مشتاقان، فرازی از دُرفشانی های ملکوتی قطب العارفین، شمس السالکین، پیشوای اهل یقین، حضرت شهید مولانا شمس الحق نقشبندی مجددی قدس سره الشریف که در فایل صوتی بسیار قدیمی و نادر در سال ۱۳۵۵هـ.ش در جوار مرقد مطهّر سلطان ولایت، برهان هدایت، حضرت امام رضا رحمه الله در مکانی بنام مسافرخانه ی جمشید به همراه خلفا و مریدان طریقه نقشبندیه ضبط گردیده است. برآن شدیم آن را تبرّکاً و تیمناً در اختیار دوستداران راه عشق و عرفان گذاشته تا باعث مزید دعاگویی گردد.

دانلود – download

*در ذکر احوالي که اهل صحبت بايد از آن اجتناب كنند(قسمت چهارم)

ترک غيبت كردن و غيبت شنيدن

هنگامي كه ذكر يكي از برادراني كه به واسطه‌ي خطايي از دولت صحبت دور شده و از شرف خدمت محروم گرديده به ميان آيد، بايد با خير و خوبي از او ياد کنند و حقّ صحبت گذشته را فرو نگذارند تا به غيبت كه در صحبت بدترين صفت است، مبتلا نشوند. پوشيده نماند كه به حكم آيه‌ي كريمه «وَ لایَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً» (و يكي از ديگري غيبت ننمايد، حجرات/ ۱۲) ترك غيبت فرض و ارتكاب به آن حرام است. احاديث صحيح و اخبار ثابت بسياري در نهي از آن وارد شده است.

ادامه مطلب »

*طریقت چیست و چرا لازم است؟

۱. طریقت چیست و چرا لازم است؟

۲. آیا در زمان حضرت رسول صلی الله علیه و سلّم تصوّف و طریقت وجود داشته است؟

۳. چرا اهل طریقت را «صوفی» می‌گویند؟

طریقت، در عرف علمای اهل تصوّف، به معنای سلوك و اتخاذ طریقِ تهذیب(پاك كردن) نفس از صفات رذیله است تا انسان بتواند بیشتر به معرفت ذات و صفات خداوند پی ببرد و ایمانی پاك و بی‌آلایش به حضرت احدیت حاصل نماید و او را چنان عبادت كند كه مورد رضای اوست.

ادامه مطلب »

*در ذکر احوالي که اهل صحبت بايد از آن اجتناب كنند(قسمت سوم)

مبالغه نکردن در مدح اصحاب

بدان كه مدح برادران مؤمن و مبالغه نمودن در آن، در نزد آنها مكروه و ممنوع است. در صحيح بخاري ثابت شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: در مدح من با سخناني كه دروغ است مبالغه نكنيد همانطور كه نصاري در حق مسيح بن مريم كردند؛ در وصف وي چنان مبالغه نمودند كه وي را به خدايي ستودند، پس وقتي مرا وصف مي‌كنيد بگوييد: بنده‌ي خدا و فرستاده‌ي اوست.

در صحيح مسلم آمده است كه پيامبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: اگر مدّاحان شما را به صفاتي ستايش كنند كه شما به آن متّصف نباشيد، خاك بر روي ايشان بپاشيد. بعضي از شارحان حديث مي‌گويند: مقصود از پاشيدن خاك بر روي آنان، اين است كه ايشان را نااميد گردانده و به آنان عطا و جايزه ندهيد. بعضي دیگر مي‌گويند: مقصود از آن، منع كردن مادح[مدّاح، مدح گوينده] از امثال آن سخنان و مغرور و فريفته نشدن به آن مدح است؛ زيرا وي به نفس خود و به صفات ذميمه‌اي كه بر نفس او غالب است داناتر از مدح کننده است، ولي بعضي از بزرگان به ظاهر حديث عمل كرده و هنگام ستودن مادح، مقداري خاك بر روي وي پاشيده‌اند.

ادامه مطلب »