از خـدا جـویـیـم توفیـق ادب**بی ادب محروم شد از لطف رب****بی ادب تنها نه خود را داشت بد**بلکـه آتـش در همـه آفـاق زد

آرشیو مطالب در دسته بندی ‘تصوف’

*در ذکر احوالی که اهل صحبت بايد از آن اجتناب كنند(قسمت دوم)

ترك زياده گویی

يكي از اصول طريقت، كم گفتن است. به صحّت رسيده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم اكثر اوقات، سكوت اختيار مي‌كرد و جز به قدر حاجت سخن نمي‌گفت. در شفاي قاضي عياض(رح) مذكور است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم اندوه بسيار و فكر دائمي داشت. جز در هنگام نياز، سخن نمي‌گفت و خاموشي وي طولاني بود.

در مرآتالجنان امام يافعي(رح) به روايت هند بن ابي‌هاله رضی الله عنه آمده است: پيغمبر صلی الله علیه و سلّم كثير الحزن و دائم‌الفكر بود، راحتي نداشت و سكوتش طولاني بود، بدون حاجت سخن نمي‌گفت و مقصود را در اندك عبارتي ادا مي‌كرد و از طولاني كردن سخن كه موجب خستگي و ملال ديگران مي‌شود پرهيز مي‌نمود، سخنانش جامع و پر فايده و عين حكمت و محض نصيحت بود.

در صحيحين از ابوهريره رضی الله عنه روايت شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد بايد سخن خير بگويد و گرنه خاموش باشد. امام نوّاوي(رح) گفته است كه اين حديث صحيح، نص آشکار است در اينكه سزاوار نيست كه شخص سخن بگويد مگر هنگامي كه بداند آن سخن دربرگيرنده‌ي خير بوده و گفتن آن به صلاح او و شنونده است.

ادامه مطلب »

*در ذکر احوالي که اهل صحبت بايد از آن اجتناب كنند(قسمت اول)

ترک صحبت اضداد

بايد به حكم آيه‌ي كريمه‌ي «فَاَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّی عَنْ ذِکْرِنَا» (از كسي روي بگردان كه به قرآن ما پشت مي كند. نجم/ ۲۹)  از صحبت گروهي كه ايشان را از اين طایفه نمي‌شمارند روي گرداند. حضرت شيخ محي‌الدّين ـ قدّس سرّه ـ در تدبيرات الهيّه آورده است: زيان‌مندترين چيز براي مريد صحبت اضداد است و بر وي واجب است كه اگر فردي از اهل اين طريق نيابد كه با او صحبت دارد، خلوت و عزلت اختيار كند و اگر احياناً با یکی از اضداد همنشيني كرد، بايد در آن وقت مراقب نفس خود باشد و به دل با وي هم صحبت نشود، بلكه بكوشد به هر حيله و بهانه‌اي كه مي‌تواند خود را از صحبت وي برهاند.

حضرت ولايت پناهي عبيداللّهي ـ قدّس الله تعالي سرّه ـ روزي به بعضي از اصحاب خود فرمودند: شما به حفظ و نگاه‌داشت نسبت خواجگان ـ قدّس الله تعالي ارواحهم ـ اهميّتی نمي‌دهيد، در حالی که پرهيز و دوري از صحبت اجنبي و كساني كه با ایشان هم نسبت نیستند خيلي مهم است. شدّت و غيرت شما در حفظ نسبت باید به اندازه‌اي باشد كه افرادی كه با اين نسبت بيگانه‌اند نتوانند نزد شما وارد شوند و اگر وارد شوند، نتوانند بنشينند. نشستن شما با يكديگر به گونه‌اي باشد كه كسي كه با شما مناسبت دارد از همنشيني با شما متأثّر گردد و كسي كه مناسبت ندارد، نتواند نزد شما آرام گيرد، بنابراين بكوشيد كه او را از خود دور سازيد. اشتغال شما چنان باشد كه هيچ اجنبي نتواند در صحبت شما بنشيند و سخن رسمي و يا عرفي بگويد. وسعت حوصله در اين مرتبه كه هر كس آنچه بخواهد نزد شما بيابد هيچ معني ندارد. خود را متنزل ساختن به مرتبه‌ي هركس بدون مصلحت كلّي، تضييع وقت است.

ادامه مطلب »

*بیان اوصاف و افعالی که برای اهل صحبت لازم است(قسمت سوم)

منّت ننهادن بر اصحاب به سبب خدمت کردن به آنها

نشانه‌ي صدق و اخلاص در خدمت این است که علاوه بر رعايت شرايط و آداب خدمت، نياز و فروتني و تواضع وي نسبت به آنهايي که در خدمتشان است زياد شود و اين خدمت باعث گستاخي وي به مشايخ، بزرگان، نزديکان و برادران نشود و موجب منّت نهادن بر اصحاب و دوستان نگردد، بلکه هزار منّت ديگر بر خود نهد که او را به خدمت گزاري قبول کرده‌اند و سبب فراغت خاطر اين طايفه شده است.

شيخ رکن‌الدّين علاءالدّوله ـ قدّس الله سرّه ـ درويشي را براي خدمت به حضرت عزيزان، خواجه علي رامتيني که از بزرگان طبقه‌ي خواجگان است ـ قدّس الله تعالي اسرارهم ـ به بخارا فرستاد و او چند مسئله از آن حضرت پرسيد؛ از آن جمله اين بود که شما و ما خدمت اين ره و رونده (سالک) را مي‌کنيم و با وجود اينكه شما در سفر تکلّف نمي‌کنيد ولي ما تکلّف مي‌کنيم، مردم از شما تعريف مي‌کنند و از ما در شکايتند، علّت آن چیست؟ حضرت عزيزان(رح) در جواب شيخ فرمود: خدمت کنندگان منّت نهنده بسيارند و خدمت کنندگان منّت دارنده کم. بكوشيد که از خدمت کنندگان منّت دارنده باشيد تا کسي از شما شکايت نکند.

ادامه مطلب »

*بیان اوصاف و افعالی که برای اهل صحبت لازم است(قسمت دوم)

حفظ مرتبه‌ي هر يک از اصحاب

بايد با هر يک از اصحاب بر حسب مرتبه‌ و درجه‌ي ايشان رفتار كند، بزرگان و پيران را همانند پدر دانسته و با ايشان با حرمت و خدمت معاشرت کند؛ به تحقيق كه صحبت با پيران مثل خدمت است و آن را صحبت به مجاز گويند.

از ابومنصور مغربي(رح) پرسيدند که با شيخ خود ابوعثمان مغربي ـ قدّس سرّه ـ چه مدّت صحبت داشتي؟ گفت: من با وي هرگز صحبت نداشته‌ام فقط خدمت وي را کرده‌ام. بايد اصحاب را برادران خويش دانسته و با ايشان با ملايمت و مهرباني رفتار نموده و به مقتضاي وقت و حال، با آنان زندگي کند. بايد جوانان و کوچکترها را به منزله‌ي فرزندان خود بداند و با ايشان از راه شفقّت و تأديب و ارشاد و دلالت به آنچه صلاح ايشان در آن است و زجر و سياست بر آنچه موجب فساد حال ايشان مي‌گردد، همنشيني كند و از صحبت و همنشيني با ساده‌رويان صاحب جمال، پرهيز نمايد؛ چون در آن آفات بسيار نهفته است و اگر بنا بر ضرورتي با ايشان همنشيني نمود، بايد چشم و دل خود را حفظ كند و با ايشان از روي ادب و متانت معاشرت کند و هرگز با گشاده‌رويي و ملايمت با ايشان همنشيني نکند.

بزرگان گفته‌اند: رغبت خردسالان به صحبت بزرگان، نشانه‌ي عقل و زيرکي و توفيق سعادت ايشان و ميل بزرگان به صحبت خردسالان، علامت جهل و حماقت و گمراهي ايشان است.

ادامه مطلب »

*بیان اوصاف و افعالی که برای اهل صحبت لازم است(قسمت اول)

خالص كردن نيّت در صحبت  

طالب صادق بايد ابتدا نيّت خود را از انفاق و ریا خالص گرداند؛ زيرا صحبتي که بناي آن بر قاعده‌ي واهي و علّت بي‌اساس نهاده شده باشد، وقتي آن قاعده خراب شود و آن علّت روي به زوال آورد، صحبت نيز پايان مي‌گردد و در عاقبت به وحشت و جدايي مي‌انجامد و ثمره‌ي صحبت در خاتمه‌ي آن پديدار مي‌شود. اگر خاتمه به جدايي انجامد هر تلاشی که در ابتدا انجام داده است، ضايع مي‌گردد و اگر به انقراض حيات منجر شود، هر کوششي که در اين راه انجام داده مشکور است. نتايج و فوايد صحبت ظاهر نمي‌شود مگر به حسن خاتمه و حسن خاتمه موقوف بر اخلاص خاتمه است؛ بنابراين بر ارباب صحبت لازم است كه ابتدا باطن‌هاي خود را از شوايب علل و موجبات خلل پاکيزه سازند و از حق(سبحانه و تعالی) برکت صحبت و حسن خاتمه را بخواهند تا از بلاي زوال آن محفوظ بمانند و توفيق و عنايت الهی شامل حال آنان گردد.

ادامه مطلب »

*در آداب صحبت مشايخ به حسب معني

اگر چه آداب مطلب گذشته نيز در کسب فیض از باطن مشايخ تأثير دارد، ليکن مراعات اين آداب در حصول مقصود تأثير کاملتر و تمام‌تري دارد. اين فصل نيز داراي شروط و منهيّاتي است كه نخست به ذكر شروط و سپس منهيّات آن مي‌پردازيم.

اعتقاد به تفرّد شيخ در تربيت و ارشاد

مريد صادق بايد چنين معتقد باشد كه شيخ او، مربّي شايسته و مرشد مطلق اوست و غير وي هيچ احدي شايستگي ارشاد و راهنمايي و توانايي رفع اشکال و عقده‌گشايي را ندارد. سعادت ديني و دنيوي و کرامت صوري و معنوي بسته به متابعت و ملازمت اوست و محروميّت ابدي و خسران سرمدي موقوف به جدايي و دوري از اوست. مردود او، مردود حقّ و مقبول او مقبول مطلق است، ولي اگر بر خلاف اين اعتقاد داشته باشد و ديگري را در طريق ارشاد مقابل او يا کاملتر از او تصوّر نمايد، رابطه‌ي الفت و محبّت ضعيف مي‌شود و به اين سبب گفتار و كردار و تصرّفات شيخ در باطن او تأثيري نمي‌گذارد؛ زيرا تأثير گفتار و كردار شيخ در باطن مريد به واسطه‌ي غلبه‌ي محبّت و ارادت است. ادامه مطلب »

*در آداب صحبت مشايخ طريقت به حسب ظاهر

ابتدا به بيان شروط و سپس محذورات آن مي‌پردازيم.

با ادب و تواضع در مجلس شيخ نشستن

هنگامي که به مجلس شيخ وارد مي‌شود، بايد پايين‌ترين جا را براي نشستن برگزيند و ادّعاي تقدّم و برتري بر اصحاب را هرگز در سر نپروراند. وقتي باطن وي از اين‌گونه ادّعاها پاک باشد، هر جا که بنشيند جايز است. اگر يکي از برادران بنا بر تواضع و فروتني، او را بر خود مقدّم دارد مراعات وي را قبول کند و در تأخّر مبالغه نکند و اگر شيخ او را بر خود يا بر بعضي از اصحاب بزرگ خود به تقدّم امر كند، بدون درنگ اطاعت نموده و آنجا که اشاره کند، بنشيند هر چند كه وي لياقت و شايستگي آن را نداشته باشد. بايد هميشه در مجلس شيخ، بلکه همه جا بر دو زانوي ادب نشسته و اعضاي خود را از حرکات اضافي باز دارد.

ادامه مطلب »

*گزیده ای از مکتوب صد ونود وهشتم از مکتوبات معصومیه

خداوند مهربان را شاکریم که ما را از روندگان راه سنّت و سلف صالح قرار داد تا در این عصر تاریک و ظلمانی، از سخنان گهربارشان استفاده نماییم و راه صواب را برگزینیم و به وسیله ارشادات ایشان، قرب و معرفت خداوند سبحانه و تعالی را حاصل نماییم.

در ادامه، گزیده ای از مکتوبات حضرت خواجه محمدمعصوم نقشبندی مجددی – قدس سره الشریف – را برای شما عاشقان و مشتاقان راه حق و حقیقت بیان می کنیم.

امید است که خداوند سبحانه و تعالی به همه ما توفیق دهد تا فرمایشات این عزیزان را سرلوحه زندگی خود قرارداده و به آنها جامه عمل بپوشانیم.


در بیان آنکه در این طریقه علیّه اخذ فیوض به رابطه و محبت شیخ است و تحریص بر رعایت آداب شیخ و دوام ذکر و بیان فنای قلب و نفس.

بسم الله الرحمن الرحیم؛ حامداً لله و مصلیاً علی رسوله. الله تعالی از رقیت ماسوای محرر ساخته در مدارج قرب ترقیات دهد.

محبّ این طایفه، با این طایفه است؛ المرءُ مَعَ مَنْ اَحَبَّ. در طریقه ی ما مدار وصول به درجه ی کمال مربوط به رابطه و محبّت است به شیخ مقتدا. طالب صادق از راه محبتی که به شیخ دارد اخذ فیوض و برکات از باطن او می نماید و ساعةً فساعةً به رنگ او می برآید.

ادامه مطلب »

*گزیده ای از مکتوب صدو هشتادو هفتم از مکتوبات معصومیه

خداوند مهربان را شاکریم که ما را از روندگان راه سنّت و سلف صالح قرار داد تا در این عصر تاریک و ظلمانی، از سخنان گهربارشان استفاده نماییم و راه صواب را برگزینیم و به وسیله ارشادات ایشان، قرب و معرفت خداوند سبحانه و تعالی را حاصل نماییم.

در ادامه، گزیده ای از مکتوبات حضرت خواجه محمدمعصوم نقشبندی مجددی – قدس سره الشریف – را برای شما عاشقان و مشتاقان راه حق و حقیقت بیان می کنیم.

امید است که خداوند سبحانه و تعالی به همه ما توفیق دهد تا فرمایشات این عزیزان را سرلوحه زندگی خود قرارداده و به آنها جامه عمل بپوشانیم.


در بیان مقصود از خلقت انسان تحصیل معرفت حق جل شأنه است.

بسم الله الرحمن الرحیم؛ الله تعالی ابواب فیض را همواره مفتوح دارد. قَالَ اللهُ تَعَالَی: وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ. حق سبحانه و تعالی آدمی را بهر عبادت و بندگی خویش آفریده و عبادتی که در آن وجود عابد در میان است، نزد اهل الله از حیز اعتبار ساقط است.

عبادتی که شایان قبول حضرت بی نیاز است، آن است که عبادت کننده در آن میان نبود و این معنی مودای معرفت است؛ چه معرفت فنای فی المعروف است که ادراک بسیط است؛ پس معرفت شرط عبادت آمد و عبادت بی معرفت صورت نبندد و چیزی که مطلوب بی آن تمام نشود آن چیز نیز واجب و مطلوب است، پس معرفة الله نیز مطلوب از خلقت انسانی آمد و عبادتی که پیش از حصول معرفت است از وسایل معرفت مطاوبه است.

پس آن عبادت نیز مطلوب بود، لیکن این عبادت سالک است و آن عبادت عارف؛ شَتَّان مَا بَینَهُمَا. رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.

*حلقه ذکر حضرت مولانا شمس الحق نقشبندی مجددی رحمه الله

لَيَبْعَثَنَّ اللهُ اَقْوَامًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيْ وُجُوْهِهِمُ النُّوْرُ، عَلَي مَنَابِرِ اللُّؤْلُؤِ، يَغْبِطُهُمُ النَّاسُ، لَيْسُوْا بِأَنْبِيَاءَ وَ لَا شُهَدَاءَ هُمُ الْمُتَحَابُّوْنَ فِي اللهِ مِنْ قَبَائِلَ شَتَّي وَ بِلَادٍ شَتَّي يَجْتَمِعُوْنَ عَلَي ذِكْرِ اللهِ يَذْكُرُوْنَهُ. کنز العمال حدیث ۱۸۹۳
خداي متعال در روز قيامت گروهي را البته مبعوث مي كند كه چهره هايشان پر نور و بر منبرهايي از لؤلؤ مي باشند. مردم بر ايشان رشك مي برند، آنها از انبيا و شهدا نيستند. آنها محبت كنندگان باهم براي خداوند و از قبايل مختلف و شهرهاي پراكنده هستند که بر ذكر خدا جمع مي شوند و او را ياد مي كنند.

منکر نعره ما گو که به ما عربده کرد

تا ابد بشنود این نعره ی مستانه ی ما

بنابر تقاضا و اصرار مکرر محبّان و مشتاقان، منتخبی از حلقه ی ذکر به همراه نعت خوانی با حضور حاج الحرمین الشریفین، مقبول رب المشرقین و المغربین، حضرت مولانا شمس الحق نقشبندی مجددی قدس الله سره الاقدس که در خاتمه با نوای روحانی و ملکوتی حضرت ایشان به دعا و نیایش به پایان می رسد. فایل صوتی بسیار قدیمی و نادر در سال ۱۳۵۵ شمسی در جوار مرقد مطهر سلطان ولایت، برهان هدایت، حضرت امام رضا رحمه الله در مکانی به نام مسافرخانه جمشید به همراه خلفا و مریدان طریقه عالیه نقشبندیه ضبط گردیده است. بر آن شدیم تا آن را تبرکاً و تیمناً در اختیار دوستداران راه عشق و عرفان گذاشته تا باعث مزید دعاگویی گردد. و من الله التوفیق

برای دانلود روی عکس زیر یا DOWNLOAD کلیک کنید

DOWNLOAD