از خـدا جـویـیـم توفیـق ادب**بی ادب محروم شد از لطف رب****بی ادب تنها نه خود را داشت بد**بلکـه آتـش در همـه آفـاق زد

آرشیو مطالب در دسته بندی ‘تصوف’

*در ذکر احوالي که اهل صحبت بايد از آن اجتناب كنند(قسمت چهارم)

ترک غيبت كردن و غيبت شنيدن

هنگامي كه ذكر يكي از برادراني كه به واسطه‌ي خطايي از دولت صحبت دور شده و از شرف خدمت محروم گرديده به ميان آيد، بايد با خير و خوبي از او ياد کنند و حقّ صحبت گذشته را فرو نگذارند تا به غيبت كه در صحبت بدترين صفت است، مبتلا نشوند. پوشيده نماند كه به حكم آيه‌ي كريمه «وَ لایَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً» (و يكي از ديگري غيبت ننمايد، حجرات/ ۱۲) ترك غيبت فرض و ارتكاب به آن حرام است. احاديث صحيح و اخبار ثابت بسياري در نهي از آن وارد شده است.

ادامه مطلب »

*طریقت چیست و چرا لازم است؟

۱. طریقت چیست و چرا لازم است؟

۲. آیا در زمان حضرت رسول صلی الله علیه و سلّم تصوّف و طریقت وجود داشته است؟

۳. چرا اهل طریقت را «صوفی» می‌گویند؟

طریقت، در عرف علمای اهل تصوّف، به معنای سلوك و اتخاذ طریقِ تهذیب(پاك كردن) نفس از صفات رذیله است تا انسان بتواند بیشتر به معرفت ذات و صفات خداوند پی ببرد و ایمانی پاك و بی‌آلایش به حضرت احدیت حاصل نماید و او را چنان عبادت كند كه مورد رضای اوست.

ادامه مطلب »

*در ذکر احوالي که اهل صحبت بايد از آن اجتناب كنند(قسمت سوم)

مبالغه نکردن در مدح اصحاب

بدان كه مدح برادران مؤمن و مبالغه نمودن در آن، در نزد آنها مكروه و ممنوع است. در صحيح بخاري ثابت شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: در مدح من با سخناني كه دروغ است مبالغه نكنيد همانطور كه نصاري در حق مسيح بن مريم كردند؛ در وصف وي چنان مبالغه نمودند كه وي را به خدايي ستودند، پس وقتي مرا وصف مي‌كنيد بگوييد: بنده‌ي خدا و فرستاده‌ي اوست.

در صحيح مسلم آمده است كه پيامبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: اگر مدّاحان شما را به صفاتي ستايش كنند كه شما به آن متّصف نباشيد، خاك بر روي ايشان بپاشيد. بعضي از شارحان حديث مي‌گويند: مقصود از پاشيدن خاك بر روي آنان، اين است كه ايشان را نااميد گردانده و به آنان عطا و جايزه ندهيد. بعضي دیگر مي‌گويند: مقصود از آن، منع كردن مادح[مدّاح، مدح گوينده] از امثال آن سخنان و مغرور و فريفته نشدن به آن مدح است؛ زيرا وي به نفس خود و به صفات ذميمه‌اي كه بر نفس او غالب است داناتر از مدح کننده است، ولي بعضي از بزرگان به ظاهر حديث عمل كرده و هنگام ستودن مادح، مقداري خاك بر روي وي پاشيده‌اند.

ادامه مطلب »

*در ذکر احوالی که اهل صحبت بايد از آن اجتناب كنند(قسمت دوم)

ترك زياده گویی

يكي از اصول طريقت، كم گفتن است. به صحّت رسيده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم اكثر اوقات، سكوت اختيار مي‌كرد و جز به قدر حاجت سخن نمي‌گفت. در شفاي قاضي عياض(رح) مذكور است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم اندوه بسيار و فكر دائمي داشت. جز در هنگام نياز، سخن نمي‌گفت و خاموشي وي طولاني بود.

در مرآتالجنان امام يافعي(رح) به روايت هند بن ابي‌هاله رضی الله عنه آمده است: پيغمبر صلی الله علیه و سلّم كثير الحزن و دائم‌الفكر بود، راحتي نداشت و سكوتش طولاني بود، بدون حاجت سخن نمي‌گفت و مقصود را در اندك عبارتي ادا مي‌كرد و از طولاني كردن سخن كه موجب خستگي و ملال ديگران مي‌شود پرهيز مي‌نمود، سخنانش جامع و پر فايده و عين حكمت و محض نصيحت بود.

در صحيحين از ابوهريره رضی الله عنه روايت شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد بايد سخن خير بگويد و گرنه خاموش باشد. امام نوّاوي(رح) گفته است كه اين حديث صحيح، نص آشکار است در اينكه سزاوار نيست كه شخص سخن بگويد مگر هنگامي كه بداند آن سخن دربرگيرنده‌ي خير بوده و گفتن آن به صلاح او و شنونده است.

ادامه مطلب »

*در ذکر احوالي که اهل صحبت بايد از آن اجتناب كنند(قسمت اول)

ترک صحبت اضداد

بايد به حكم آيه‌ي كريمه‌ي «فَاَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّی عَنْ ذِکْرِنَا» (از كسي روي بگردان كه به قرآن ما پشت مي كند. نجم/ ۲۹)  از صحبت گروهي كه ايشان را از اين طایفه نمي‌شمارند روي گرداند. حضرت شيخ محي‌الدّين ـ قدّس سرّه ـ در تدبيرات الهيّه آورده است: زيان‌مندترين چيز براي مريد صحبت اضداد است و بر وي واجب است كه اگر فردي از اهل اين طريق نيابد كه با او صحبت دارد، خلوت و عزلت اختيار كند و اگر احياناً با یکی از اضداد همنشيني كرد، بايد در آن وقت مراقب نفس خود باشد و به دل با وي هم صحبت نشود، بلكه بكوشد به هر حيله و بهانه‌اي كه مي‌تواند خود را از صحبت وي برهاند.

حضرت ولايت پناهي عبيداللّهي ـ قدّس الله تعالي سرّه ـ روزي به بعضي از اصحاب خود فرمودند: شما به حفظ و نگاه‌داشت نسبت خواجگان ـ قدّس الله تعالي ارواحهم ـ اهميّتی نمي‌دهيد، در حالی که پرهيز و دوري از صحبت اجنبي و كساني كه با ایشان هم نسبت نیستند خيلي مهم است. شدّت و غيرت شما در حفظ نسبت باید به اندازه‌اي باشد كه افرادی كه با اين نسبت بيگانه‌اند نتوانند نزد شما وارد شوند و اگر وارد شوند، نتوانند بنشينند. نشستن شما با يكديگر به گونه‌اي باشد كه كسي كه با شما مناسبت دارد از همنشيني با شما متأثّر گردد و كسي كه مناسبت ندارد، نتواند نزد شما آرام گيرد، بنابراين بكوشيد كه او را از خود دور سازيد. اشتغال شما چنان باشد كه هيچ اجنبي نتواند در صحبت شما بنشيند و سخن رسمي و يا عرفي بگويد. وسعت حوصله در اين مرتبه كه هر كس آنچه بخواهد نزد شما بيابد هيچ معني ندارد. خود را متنزل ساختن به مرتبه‌ي هركس بدون مصلحت كلّي، تضييع وقت است.

ادامه مطلب »

*بیان اوصاف و افعالی که برای اهل صحبت لازم است(قسمت سوم)

منّت ننهادن بر اصحاب به سبب خدمت کردن به آنها

نشانه‌ي صدق و اخلاص در خدمت این است که علاوه بر رعايت شرايط و آداب خدمت، نياز و فروتني و تواضع وي نسبت به آنهايي که در خدمتشان است زياد شود و اين خدمت باعث گستاخي وي به مشايخ، بزرگان، نزديکان و برادران نشود و موجب منّت نهادن بر اصحاب و دوستان نگردد، بلکه هزار منّت ديگر بر خود نهد که او را به خدمت گزاري قبول کرده‌اند و سبب فراغت خاطر اين طايفه شده است.

شيخ رکن‌الدّين علاءالدّوله ـ قدّس الله سرّه ـ درويشي را براي خدمت به حضرت عزيزان، خواجه علي رامتيني که از بزرگان طبقه‌ي خواجگان است ـ قدّس الله تعالي اسرارهم ـ به بخارا فرستاد و او چند مسئله از آن حضرت پرسيد؛ از آن جمله اين بود که شما و ما خدمت اين ره و رونده (سالک) را مي‌کنيم و با وجود اينكه شما در سفر تکلّف نمي‌کنيد ولي ما تکلّف مي‌کنيم، مردم از شما تعريف مي‌کنند و از ما در شکايتند، علّت آن چیست؟ حضرت عزيزان(رح) در جواب شيخ فرمود: خدمت کنندگان منّت نهنده بسيارند و خدمت کنندگان منّت دارنده کم. بكوشيد که از خدمت کنندگان منّت دارنده باشيد تا کسي از شما شکايت نکند.

ادامه مطلب »

*بیان اوصاف و افعالی که برای اهل صحبت لازم است(قسمت دوم)

حفظ مرتبه‌ي هر يک از اصحاب

بايد با هر يک از اصحاب بر حسب مرتبه‌ و درجه‌ي ايشان رفتار كند، بزرگان و پيران را همانند پدر دانسته و با ايشان با حرمت و خدمت معاشرت کند؛ به تحقيق كه صحبت با پيران مثل خدمت است و آن را صحبت به مجاز گويند.

از ابومنصور مغربي(رح) پرسيدند که با شيخ خود ابوعثمان مغربي ـ قدّس سرّه ـ چه مدّت صحبت داشتي؟ گفت: من با وي هرگز صحبت نداشته‌ام فقط خدمت وي را کرده‌ام. بايد اصحاب را برادران خويش دانسته و با ايشان با ملايمت و مهرباني رفتار نموده و به مقتضاي وقت و حال، با آنان زندگي کند. بايد جوانان و کوچکترها را به منزله‌ي فرزندان خود بداند و با ايشان از راه شفقّت و تأديب و ارشاد و دلالت به آنچه صلاح ايشان در آن است و زجر و سياست بر آنچه موجب فساد حال ايشان مي‌گردد، همنشيني كند و از صحبت و همنشيني با ساده‌رويان صاحب جمال، پرهيز نمايد؛ چون در آن آفات بسيار نهفته است و اگر بنا بر ضرورتي با ايشان همنشيني نمود، بايد چشم و دل خود را حفظ كند و با ايشان از روي ادب و متانت معاشرت کند و هرگز با گشاده‌رويي و ملايمت با ايشان همنشيني نکند.

بزرگان گفته‌اند: رغبت خردسالان به صحبت بزرگان، نشانه‌ي عقل و زيرکي و توفيق سعادت ايشان و ميل بزرگان به صحبت خردسالان، علامت جهل و حماقت و گمراهي ايشان است.

ادامه مطلب »

*بیان اوصاف و افعالی که برای اهل صحبت لازم است(قسمت اول)

خالص كردن نيّت در صحبت  

طالب صادق بايد ابتدا نيّت خود را از انفاق و ریا خالص گرداند؛ زيرا صحبتي که بناي آن بر قاعده‌ي واهي و علّت بي‌اساس نهاده شده باشد، وقتي آن قاعده خراب شود و آن علّت روي به زوال آورد، صحبت نيز پايان مي‌گردد و در عاقبت به وحشت و جدايي مي‌انجامد و ثمره‌ي صحبت در خاتمه‌ي آن پديدار مي‌شود. اگر خاتمه به جدايي انجامد هر تلاشی که در ابتدا انجام داده است، ضايع مي‌گردد و اگر به انقراض حيات منجر شود، هر کوششي که در اين راه انجام داده مشکور است. نتايج و فوايد صحبت ظاهر نمي‌شود مگر به حسن خاتمه و حسن خاتمه موقوف بر اخلاص خاتمه است؛ بنابراين بر ارباب صحبت لازم است كه ابتدا باطن‌هاي خود را از شوايب علل و موجبات خلل پاکيزه سازند و از حق(سبحانه و تعالی) برکت صحبت و حسن خاتمه را بخواهند تا از بلاي زوال آن محفوظ بمانند و توفيق و عنايت الهی شامل حال آنان گردد.

ادامه مطلب »

*در آداب صحبت مشايخ به حسب معني

اگر چه آداب مطلب گذشته نيز در کسب فیض از باطن مشايخ تأثير دارد، ليکن مراعات اين آداب در حصول مقصود تأثير کاملتر و تمام‌تري دارد. اين فصل نيز داراي شروط و منهيّاتي است كه نخست به ذكر شروط و سپس منهيّات آن مي‌پردازيم.

اعتقاد به تفرّد شيخ در تربيت و ارشاد

مريد صادق بايد چنين معتقد باشد كه شيخ او، مربّي شايسته و مرشد مطلق اوست و غير وي هيچ احدي شايستگي ارشاد و راهنمايي و توانايي رفع اشکال و عقده‌گشايي را ندارد. سعادت ديني و دنيوي و کرامت صوري و معنوي بسته به متابعت و ملازمت اوست و محروميّت ابدي و خسران سرمدي موقوف به جدايي و دوري از اوست. مردود او، مردود حقّ و مقبول او مقبول مطلق است، ولي اگر بر خلاف اين اعتقاد داشته باشد و ديگري را در طريق ارشاد مقابل او يا کاملتر از او تصوّر نمايد، رابطه‌ي الفت و محبّت ضعيف مي‌شود و به اين سبب گفتار و كردار و تصرّفات شيخ در باطن او تأثيري نمي‌گذارد؛ زيرا تأثير گفتار و كردار شيخ در باطن مريد به واسطه‌ي غلبه‌ي محبّت و ارادت است. ادامه مطلب »

*در آداب صحبت مشايخ طريقت به حسب ظاهر

ابتدا به بيان شروط و سپس محذورات آن مي‌پردازيم.

با ادب و تواضع در مجلس شيخ نشستن

هنگامي که به مجلس شيخ وارد مي‌شود، بايد پايين‌ترين جا را براي نشستن برگزيند و ادّعاي تقدّم و برتري بر اصحاب را هرگز در سر نپروراند. وقتي باطن وي از اين‌گونه ادّعاها پاک باشد، هر جا که بنشيند جايز است. اگر يکي از برادران بنا بر تواضع و فروتني، او را بر خود مقدّم دارد مراعات وي را قبول کند و در تأخّر مبالغه نکند و اگر شيخ او را بر خود يا بر بعضي از اصحاب بزرگ خود به تقدّم امر كند، بدون درنگ اطاعت نموده و آنجا که اشاره کند، بنشيند هر چند كه وي لياقت و شايستگي آن را نداشته باشد. بايد هميشه در مجلس شيخ، بلکه همه جا بر دو زانوي ادب نشسته و اعضاي خود را از حرکات اضافي باز دارد.

ادامه مطلب »