از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

آرشیو مطالب در دسته بندی ‘تصوف و عرفان اسلامی’

*شرح گزیده ای مثنوی معنوی جلسه هجدهم

شرح مثنوی جلسه هفدهم ۲۳ خرداد ۱۳۹۸

مدت: ۴۵ دقیقه

حجم: ۱۵ مگابایت

Download

*شرح گزیده ای مثنوی معنوی جلسه هفدهم

مدتی این مثنوی تاخیر شد

مهلتی بایست تا خون شیر شد

به دلیل کوتاه بودن شبهای متبرک ماه مبارک رمضان و اقامه نماز تراویح، جلسات شرح مثنوی معنوی به تأخیر افتاد. ان شالله به توفیق خداوند و همراهی شما، این جمعه ۱۳۹۸/۰۳/۱۷ جلسه هفدهم از سرگرفته ۰شد. توفیقات روز افزون شما دوستان و همراهان همیشگی را از درگاه احدیت خواستاریم.

شرح مثنوی جلسه هفدهم ۱۷ خرداد ۱۳۹۸

مدت: ۵۲ دقیقه

حجم: ۱۲ مگابایت

 

Download

*شرح گزیده ای مثنوی معنوی جلسه شانزدهم

شرح مثنوی جلسه شانزدهم ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸

مدت: ۳۸ دقیقه

حجم: ۱۳ مگابایت

Download

*لزوم بيعت

کسي که اراده ي وصول به منزل مقصود را دارد بر اوست که طريق را از مرشد کامل درخواست كند. چنان كه اين حال وظيفه ي هر شاگرد يا هر طالب  هدفمند وصول به منزلگاه يقين است که قدم به قدم و مرحله به مرحله آن را مي پيمايد و با راهنمايي مرشد خود از کمينگاه هاي ترسناک اين راه مي گذرد تا آنجا که بار سفر او به منزل مقصود فرود مي آيد. در حالي که ابتداي اين سفر از توبه آغاز گرديده، فرجام آن به مرحله بقا پس از فنا خاتمه مي پذيرد.

بر مريد لازم است که مقابل مرشد خود همچون مرده در پيش روي مرده شوي باشد و به دستور مرشد خود توبه كند.

ادامه مطلب »

*شرح گزیده ای مثنوی معنوی جلسه سیزدهم

شرح مثنوی جلسه سیزدهم ۱۵ فروردین ۱۳۹۸

مدت: ۴۳ دقیقه

حجم: ۱۵ مگابایت

Download

*احوال مشايخ طريقت در سفر و اقامت

بدان كه سفر و اقامت اين طايفه بنا بر اقتضاي وقت و حال ايشان است و احوال ايشان در اين امر مختلف است. بعضي از ايشان در ابتدا سفر كرده و در نهايت مقيم شده‌اند و بعضي در بدايت مقيم بوده و در نهايت سفر كرده‌اند و بعضي در بدايت و نهايت سفر كرده و مطلقاً مقيم نشده‌اند و بعضي در بدايت و نهايت مقيم بوده و هرگز سفر نكرده‌اند و هر يك از ايشان در این امر غرضي صحيح و قصدي درست داشته است.

هدف کسانی كه در بدايت سفر كرده و در نهايت مقيم شده‌اند تحصيل علوم ديني، زيارت مشايخ طريقت، طلب مرشد كامل، ترك خواسته‌های نفسانی، مشاهده‌ی آثار و نشانه‌ها و عجايب مخلوقات و عبرت گرفتن از آن، اختيار گمنامي، زيارت حرمين و مانند اينها بوده است.

ادامه مطلب »

*تکه گوشت اسرارآمیز «قلب»

يقيناً قلب محل استقرار رحمت خداوند سبحانه و تعالی و مقام تجلّی انوار او تعالی است؛ همانگونه که ممکن است اين قلب به فعل ناشی از هوای نفس منحرف گردد و به بيراهه کشيده شود. پس قلب در عرصه ی تصوّف، محرّک نيروی حيات و مصدر مدرکات و احساسات خير و شر بوده و دليل و برهاني بر مقام بنده در عالم روح است و آن اوّلين منزلي است که صوفی با تزکيه به آن مي رسد و آنچه که از قلب و مدارج و مقامات آن بر زبان صوفی جاری می شود، مخالف تعاليم دين نبوده بلکه مؤيّد و موکّد تعليمات دين است.

ادامه مطلب »

*تقوا ضرورتی اجتناب ناپذیر

تقوا که شعار صوفی است مأخذ و مصدر آن قرآن کريم است. چنانکه گفته می شود، براي تقوا سه مرحله است:

۱) نفس خود را از کفر دور و محفوظ بدارد.

۲) نفس خود را از گناه و معاصی دور سازد.

۳) خود را از مشغوليت صرف و فرو رفتن حبّ دنيا باز دارد.

ادامه مطلب »

*تحقیق در کلمه صوفی

قشيری در رساله ی خود بيان کرده است که اصحاب پيامبر صلی الله علیه و سلّم تمام بزرگی ها و کرامتها را به سبب مصاحبت حضرت رسول صلی الله علیه و سلّم كسب كرده بودند و چـون فضيلت برتري از صحبت حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و سلّم نيست به آنها «اصـحاب» گفته شـده است و كساني كه به صحبت اصحاب رسيده باشند «تابعيـن» ناميده مي شوند. در عصر تابعين، اغراض دنيوی يکی پس از ديگری آهسته و نهانی  به ميان آمد و در اين ميان مردمانی بودند که اين رويداد را برای خود دشوار  می ديدند و محيط بر ايشان تنگ شده بود، آنها برای حفظ دين خويش از فتنه، عزلت و گوشه گيری را اختيار کردند و تنها به نصيحت برادران خود اکتفا نمودند و بر همين گروه نامهايی اطلاق شد که از جمله يکی صوفی و زاهد بود. در حقيقت کلمه زاهد نزد اعراب قبل از اسلام و بعد از اسلام معروف بود و کلمه صوفی در عهد تابعين معروف شد و اين کلمه به کسی اطلاق مي گرديد که از فتنه های دنيايی مثل قصرها، ثروت و کنيزان زياد و اموال دوری گزيده و خاص در عبادت و ذکر خداوند جل جلاله غرق فنا شده باشد که برای اثبات اين قول دو دليل ذکر می کنم:

ادامه مطلب »

*اقوال مشايخ درباره تصوف

تعريف هاي زيادي از تصّوف شده كه به هزار تعريف مي رسد و ما اكنون بعضي از آنها را بيان مي كنيم:

شيخ معروف کرخی(رح) متوفی(۲۰۰ هجری) گفته است: «تصوّف، گرفتن حقايق (رسيدن به حقايق) و قطع اميد از آن چيزی که در دست مردم است،  می باشد». [عوارف المعارف سهروردي، ص ۴۱]

شيخ ابو سليمان دارانی(رح) مي گويد: «بر صوفی لحظاتی مي آيد که جز خداوند کسی آن را نمی داند و صوفی با خداوند در احوالی می باشد که جز خداوند آن را کس نمی داند». [تذكره، ج۱، ص۲۳۳٫ در فرمايشات نبی مکرم آمده: «لِیْ مَعَ اللهِ وَقْتٌ لَا يَسَعُنِیْ فِيْهَا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» يا فرمودند: «اَبِيْتُ عِنْدَ رَبِّیْ يُطْعِمُنِیْ وَ يَسْقِيْنِیْ»]

ابوتراب نخشبی(رح) متوفی(۲۴۵هجری) گفته است: «صوفی آن است که هيچ چيز او را مکدّر نمی سازد و همه چيز به واسطه ی او پاک و مصفّا مي گردد». [عوارف المعارف، ص۴۳]

بشر حافی(رح) (۱۵۰ـ ۲۲۵ هجری) گفته است: صوفی کسی است که قلب او پاک شده باشد.

ادامه مطلب »

*تصوف با معيار شريعت

اي دوستان! بدانيد طريقت و حقيقت كه به ولايت مربوط اند، خادمان شريعت هستند. انبيا ـ عليهم الصلواة و السلام ـ دعوت را مخصوص بر عالم خلق ساخته اند به همين خاطر تقرّبي كه ثمره ی اداي فرايض و واجب و سنن است، نصيب عالم خلق است و تقرّبي كه ثمره ی اداي نوافل است، نصيب عالم امر است. فردا در بهشت معامله به عالم خلق افتد و رؤيت بلا كيف برای او ميسّر خواهد شد. هر اندازه كه ميان مشاهده و رؤيت تفاوت است همان اندازه ميان عالم امر و خلق تفاوت است. مشاهده ثمره ی ولايت، و رؤيت، ثمره ی نبوّت است. عزيزان! هدف سير و سلوك، معرفت ذات حق تعالي است تا به وسيله كسب باطني، اجمالي تفصيلي و استدلالي، كشفي گردد.

ما برای استقامت آمدیم     نی پی کشف و کرامت آمدیم

 كشف و كرامات از مقاصد نيستند؛ بلكه وسيله ترقي در اين راه هستند. كسي كه هدفش كسب شهرت در بين مردم باشد، از معرفت بي نصيب و در طريقت ابتر است. هدف، دل به دست آوردن و دعوت به خدا پرستي است نه غير.

ادامه مطلب »

*لزوم گرفتن شیخ

در بخاري شريف از حضرت امّ عطيه ـ رضي الله عنها ـ روايت است كه گفت: «با رسول الله صلی الله علیه و سلم بيعت كرديم و براي ما اين عبارت قرآن را تلاوت فرمود: «هيچ چيزي با خدا شريك­نگيرند» و ما را از نوحه­كردن منع فرمود، زني از ما دست­خود را جمع كرد و گفت فلان زن مرا در نوحه خواندن كمك كرده است و من مي خواهم كه پاداش همكاري او را بدهم. نبي اكرم صلی الله علیه و سلم به او چيزي نگفت، پس رفت و بعداً برگشت و رسول خدا صلی الله علیه و سلم با او بيعت نمود؛ ولي هيچ زني به اين پيمان وفا نكرد جز امّ سليم و امّ علاء و دختر ابي سبره و همسر معاذ ـ رضي الله تعالي عنهن ـ ».

در بخاري شريف از حضرت عايشه صديقه ـ رضي الله عنها ـ روايت است كه گفت: «بيعت رسول الله صلی الله علیه و سلم با زنان با سخن بود و دست رسول الله صلی الله علیه و سلم دست هيچ زني را لمس نكرد، مگر زني كه مالكش بود». از آنجا كه احاديث در اثبات بيعت بسيارند، ما از ذكر همه آنها به خاطر ترس از طولاني شدن بحث خودداري مي كنيم.

ادامه مطلب »

*هدف سير و سلوک

هدف از سير و سلوك، معرفت ذات حق تعالي است تا به وسيله كسبِ باطني، اجمالي، تفصيلي و استدلالي، كشفي گردد. بايد براي حصول رضاي الله تبارك و تعالي، به احكام شريعت بطور كامل عمل گردد. طريقت و حقيقت، خادمان شريعت هستند تا اخلاص و يقين دست دهد و به شريعت كه همان اصل عبادت است بايد با قلب سليم(احسان) عمل نماييم. طريقة شريفه داراي مقامات و اصطلاحات است كه در هر مقام انوار و اسرار و علوم و كيفيات اگر فضل الهي شامل شود، دست مي دهد.

بر ما و شما دوام ذكر، مراقبه و اتباع سنن و آداب مصطفي صلی الله علیه و سلّم فرض طريقه محبّت است و كساني را كه از كثرت محبّت جذب عنايت الهي ايشان را خود به خود در يابد، به محض موهبت الهي از محبوبان و مجذوبان خداي تعالي مي شوند.

ادامه مطلب »

*طرق تصوف و نسبت خاص نقشبندیه

طرق تصوف

از مشهورترين گروهها و نهضتهاي تصوّفي مي توان از طرق مباركه ی نقشبنديه، قادريه، چشتيه و سهرورديه نام برد كه مؤسسان و بانيان اين سلاسل در راه تزكيه نفوس و دعوت خلق به سوي مولاي حقيقي از جان و مال خويش مايه گذاشتند.

حضرت امام ربّاني(رح) مي فرمايند: طريقه ي نقشبنديه اوفق، اسلم، افضل و اكمل از ديگر طرق است؛ زيرا كه به احسان صحابه ـ رضوان الله تعالي عليهم اجمعين ـ مناسبت بيشتر دارد. مدار اين طريقه اتباع سنّت و اخلاص به شيخ مقتداست. در اين طريقه احتياج به چلّه[چلّه نشينی در بسياری از طرق صوفيه مرسوم است که مدت چهل روز در شرايط خاصی عزلت می گزينند] و تشدّد[سختگيری در وظايف محوله] در طاعت نمي باشد؛ بلكه عشق و محبّت است كه سالك را به مدارج وصول مي رساند.

ادامه مطلب »

*مراتب دهگانه تصوف

عمل اهل طريقت بر ده اصل استوار است كه سالک بايد بر آن پايبند باشد، آن اصول عبارتند از:

۱) طلب رضاي خداوندي جل جلاله، زيرا تا طالب نباشي به مقصود نمي رسي.

۲) طلب مرشد كامل(پير كامل) تا انسان را به مقصود برساند.

۳) ارادت كامل به پير خود؛ زيرا محبّت و ارادت باعث ترقّي سالك مي شود.

۴) فرمانبرداري از پير خود.

ادامه مطلب »