از خـدا جـویـیـم توفیـق ادب**بی ادب محروم شد از لطف رب****بی ادب تنها نه خود را داشت بد**بلکـه آتـش در همـه آفـاق زد

آرشیو مطالب در دسته بندی ‘تصوف’

*گزیده ای از مکتوب صد و چهل و پنجم از مکتوبات معصومیه

خداوند مهربان را شاکریم که ما را از روندگان راه سنّت و سلف صالح قرار داد تا در این عصر تاریک و ظلمانی، از سخنان گهربارشان استفاده نماییم و راه صواب را برگزینیم و به وسیله ارشادات ایشان، قرب و معرفت خداوند سبحانه و تعالی را حاصل نماییم.

در ادامه، گزیده ای از مکتوبات حضرت خواجه محمدمعصوم نقشبندی مجددی – قدس سره الشریف – را برای شما عاشقان و مشتاقان راه حق و حقیقت بیان می کنیم.

امید است که خداوند سبحانه و تعالی به همه ما توفیق دهد تا فرمایشات این عزیزان را سرلوحه زندگی خود قرارداده و به آنها جامه عمل بپوشانیم.


طلب نصایح که مشتمل بر تهذیب اخلاق باشد را نموده بودند. مخدوما! کتب شرعیه و احادیث نبوّیه علی مصدرها الصلوة و التحیة بر وجه کمال متکفل این امر است. به مقتضای شریعت غرا عمل نمایند و سنت مصطفی علیه الصلوة و السلام را در همه امور پیشوا سازند که نجات اخروی و وصول به درجات قرب الهی جلّ شأنه مربوط به آن است.

ادامه مطلب »

*گزیده ای مکتوب صد و سی و چهارم از جلد اول مکتوبات معصومیه

خداوند مهربان را شاکریم که ما را از روندگان راه سنّت و سلف صالح قرار داد تا در این عصر تاریک و ظلمانی، از سخنان گهربارشان استفاده نماییم و راه صواب را برگزینیم و به وسیله ارشادات ایشان، قرب و معرفت خداوند سبحانه و تعالی را حاصل نماییم.

در ادامه، گزیده ای از مکتوبات حضرت خواجه محمدمعصوم نقشبندی مجددی – قدس سره الشریف – را برای شما عاشقان و مشتاقان راه حق و حقیقت بیان می کنیم.

امید است که خداوند سبحانه و تعالی به همه ما توفیق دهد تا فرمایشات این عزیزان را سرلوحه زندگی خود قرارداده و به آنها جامه عمل بپوشانیم.


اَلْحَمْدُللهِ وَ سَلامٌ عَلَی عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَی. حضرت حق سبحانه بر جاده شریعت غرّا و سنّت مصطفی عَلَیهِ وَ عَلَی آلِهِ الصَّلَوَاتُ و التَّسلِیمَاتُ مستقیم و مستدیم دارد.

ادامه مطلب »

*اقسام اعمال خارق العاده

بدانكه اعمال نقض كننده عادت (اعمال خارق العاده) بر شش قسم مي باشند:

قسم اول «معجزه» است و معجزه مأخوذ از لفظ «عَجز» با فتح «عين» مي باشد كه مقابل قدرت است و اصل اعجاز، اثبات عجز است. پس معجزه نامي براي آنچه كه سبب اظهار عجز مي باشد، قرار گرفت و لفظ «تاء» براي نقل از وصفيت به اسميت مي باشد. اما مطابق عرف شارع معجزه عبارت از امر خارق العاده اي است كه به دست مدّعي نبوت براي اظهار صدق ادّعايش آشكار مي شود.

قسم دوم «ارهاص» است كه عبارت است از امر خارق العاده اي كه از نبي قبل از زمان بعثت و نبوت او آشكار مي شود. مانند: سلام دادن سنگهاي مكه بر سيّد ما و نبي ما محمد مصطفي صلی الله علیه و سلم قبل از نبوتش؛ چنانچه حضرت جابر رضی الله عنه روايت كرده است. گفته شده است: ارهاص، در اصل محكم كردن بنا با سنگ و غير آن مي باشد. علامه حلبی رحمه الله گفت: ارهاص مأخوذ از «اُرْهِصَـتِ الْحَائِطُ اِذَا اُسِّسَ» (ديوار بنا شد) هرگاه ديوار بنيان گذاري شود، مي باشد؛ زيرا اين خارق العاده در حكم تأسيس نبوت و محكم نمودن رسالت است.

ادامه مطلب »

*کرامات اولیا

كرامات اولياء اموري خارق العاده است كه خداوند متعال بوسيله آن، آنها را مورد اكرام قرار مي دهد.

وقوع كرامت نزد اهل سنت و جماعت از اهل علم و معرفت، بر خلاف معتزله جايز و ثابت است.

ابو شكور در تمهيد خود از معتزليان نقل كرده است كه جايز نيست، از وليّ كرامتي صادر شود كه خارج از طبيعت و نقض كننده عادت باشد؛ چرا كه اين كرامت، شبيه معجزه است كه در اين صورت، شك و ترديد در مورد تشخيص ميان وليّ و نبي قبل از ادّعاي نبوت، ايجاد مي شود و نبي از غير نبي متمايز نمي گردد.keramet-oolia-shamsiyeh ادامه مطلب »

*سیرها

 

بـعـد از ایـن مـقامهای عُـلـی         چار سیر است نقشبندان را

هر چهار سیر ضمن این سبقات        طی شود بهرتـابعان ثـقات

۱٫ سیر الی الله ۲٫ سیر فی الله ۳ . سیر عن الله بالله ۴٫ سیر عن اشیا بالله

اين بيان سبقات و مقامات حضرات ما نقشبنديه مجدديه معصوميه به طور نهايت اختصار ارقام شدند بِعَوْنِ الْمَلِكِ الْوَهَّابِ اللهِ تَعَالَي و تبارك اين مقامات عاليه علي وجهما را به طور حقيقت و كمال نصيب ماو تمام اهل اسلام گرداند. وَ مَا ذَلِكَ عَلَي اللهِ بِعَزِيْزٍ وَ صَلَّي اللهُ تَعَالَي عَلَي خَيْرِ خَلْقِهِ وَ نُوْرِ عَرْشِهِ مُحَمَّدِنِ الْمُصْطَفَي(ص) آمِيْنَ.siyer-shamsiyeh

ادامه مطلب »

*سبق های سی و ششم و سی و هفتم

سبق سي و ششم: بدان كه دايره سيف قاطع مقابل دايرة ولايت كبري واقع شده است. نيّتش: «فيض مي‌‌آيد از ذات بحت كه منشأ‌ دايرة سيف قاطع است بر هيأت وحداني من». سيف قاطع نام اين دايرة برّان است. وقتي سالك در اين دايره قدم مي‌‌گذارد، هستي سالك مانند شمشير برّنده و نابود کننده مي‌‌شود. شايد از سالك نام و نشانی نمي‌‌گذارد و به همین دلیل، اين دايره را سيف قاطع نام نهادند.

asbaq-36-37-shamsiyeh ادامه مطلب »

*سبق های سی و چهارم الی سی و پنجم

سبق سي و چهارم: مراقبه دايره حب صرف است نيتش اين است: «فيض مي آيد از ذات بحت مطلقه كه منشاء دايره حب صرف است خاص بر هيئت وحداني من» بي رنگي و علو لازم اين مقام است به سبب قرب اين مرتبه از ذات مطلق و لاتعين؛ زيرا كه اول چيزي كه از ذات مطلق بر منصّه ظهور آمد حب است كه منشاء ظهور ومبداء خلق مخلوقات است. چنانچه حديث قدسي «كُنْتُ كَنْزًا مَخْفِيًّا فَاَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لِاُعْرَفَ» (گنجي پنهان بودم پس دوست داشتم كه شناخته شوم، پس خلق كردم خلق را تا شناخته شوم) بر اين مدعا نص قاطع است. در حقيقت، حقيقت محمدي همين دايره است آنچه اول ذكر شد ظل اين حقيت است. حديث قدسي «لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقتُ الْاَفْلَاكَ وَ لَوْلَاكَ لَمَا اَظْهَرْتُ الرُّبُوْبِيَّةَ» (اگر تو نمي­بودي آسمانها را نمي آفريدم و اگر تو نمي­بودي خدايي خود را آشكار نمي­كردم) رمزي است از اين ماجرا اين مقام مخصوص به خاتم النبيين صلی الله علیه و سلّم است و حقايق انبياي ديگر در اين مقام يافته نمي شوند.sabaq34-35-shamsiyeh ادامه مطلب »

*سبق های سی ام الی سی و سوّم

سبق سي ام: دايره حقيقت ابراهيمي است نيتش اين است: «فيض مي آيـد از ذات بحت كه منشاء‌ دايره حقيقت ابراهيمي است بر هيئت وحداني من». سير در حقايق الهي موقوف بر تفضل بود و در حقايق انبيـا ـ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ ـ موقوف بر محبت است. چنانكه حق سبحانه ذات خود را دوست مي دارد. همچنين صفات و افعال خود را دوست مي دارد كه كدام از اين افراد محبت و اعتبار دارد. يكي محبت و ديگر محبوبيت، ظهور كمالات محبوبيت ذاتيه در حضرت حبيب خدا صلی الله علیه و سلّم است و ظهور كمالات محبت ذاتيه در حضرت موسي كليم الله است علیه السلام و ظهور محبوبيت صفاتي در حضرت ابراهيم خليل الله و ديگر انبيا علیه السلام مستحق است در اين [محبوبیت صفاتی] انبيا علیه السلام تابع حضرت خليل الله و حبيب الرحمان محمد مصطفي صلی الله علیه و سلّم به امر «وَاتَّبَعَ مِلَّةَ‌ اِبْرَاهِيْمَ حَنِيْفاً» پيروي كن كيش ابراهيم را حنيف شده به متابعت خليل الله مأمور است. لهذا صلوات و بركات خود را تشبيه فرموده به صلوات ابراهيم صلی الله علیه و سلّم آنجا كه تعليم داده امت خود را بقول اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ عَلَي آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَي اِبْرَاهِيْمَ وَ عَلَي آلِ اِبْرَاهِيْمَ اِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيْدٌ. اَللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ عَلَي آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَي اِبْرَاهِيْمَ وَ عَلَي آلِ اِبْرَاهِيْمَ اِنَّكَ حَمِيْدٌ مَجِيْدٌ. همين درود شريف به كثرت خواندن در اين مقام ترقي مي بخشد و محبوبيت صفاتي كه در عالم مجاز عبارت از خط و خال و قد و عارض است جلوه گر مي شود.haqayeq-anbiya-shamsiyeh

ادامه مطلب »

*سبق های بیست و ششم الی بیست و نهم

سبق بيست و ششم : نيّت حقيقت كعبة ربّاني: «فيض مي‌‌آيد از ذات بحت كه مسجود همة ممكنات و منشأ دايرة حقيقت كعبة ربّاني است بر هيأت وحداني من.

در اين جا سالك عظمت و كبريايي حضرت حق ـ جلّ جلاله ـ را مشاهده مي نمايد و هيبتي عظيم بر باطن سالك غلبه مي كند و چه بسيار افرادي كه برايشان فنا و بقاء در اين مرتبه عظيم الشأن، حاصل مي شـود و سالك خود را متّصف به اين شأن  مي يابد و توجه ممكنات به خود را آشكارا مي بيند. اگر چه در كمالات، حصول بيرنگي بسيار است و   در اين مقامات به اندازه آنها نيست؛ لكن علو نسبت باطني و وسعت آن در اين مقامات بسيار زياد مي باشد و بي رنگي در حقايق انبيا همراه همين علو و وسعت، نسبت  به حقايق الهيه كمتر است.

فايده: از جمله مکتوبات محبوب صمداني، مجدّد الف ثاني ـ رحمۀ الله علیه ـ بعضي از كمّل مرادان باشند که درون سرادقات عظمت و كبريايي به طفيل انبيا ـ علیهم السّلام ـ ایشان را جای دهند و محرم بارگاه سازند. «فَعُوْمِلَ مَعَهُمْ مَاعُوْمِلَ مَعَهُم»( پس عمل مي­شود بـه آن­هـا، آنچـه عمل مي­شود). اي فرزند! اين معامله مخصوص به هيأت وحداني انسان است كه از مجموع عالم خلق و عالم امر ناشي شده است. با وجود اين، در اين موطن نيز رئيس همه، عنصر خاك است.

sabaq26-29-shamsiyeh ادامه مطلب »

*سبق های بیست و سوّم الی بیست و پنجم

بدان كه مرتبه كمالات نبوّت و رسالت و اولوالعزم فوق مرتبه اسماء و صفات و شئونات و اعتبارات است وراي سلوك و جذبه؛ زیرا كمالات ولايت صغري و ولايت كبري و ولايت عليا و چه سير آفاقي و سير انفسي و سير الي الله و سير في الله، همه ظل و عكس و شبيه و امثال برای كمالات نبوّت‌‌اند؛ زيرا همه اين كمالات، داخل مرتبه ولايت‌‌اند و ولايت را با نبوّت هيچ مساواتي نيست و بزرگان این سلسله شريف، ولايت را پلّه‌‌هاي كمالات نبوّت دانسته‌‌اند و هنگامي كه عارف از مراتب ضلال و صفات بالاتر می‌‌رود، بلكه اصل نيز در رنگ ظل در راه مي‌‌ماند.

sabaq-23-24-25-shamsiyeh ادامه مطلب »