از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

آرشیو مطالب در دسته بندی ‘تصوف و عرفان اسلامی’

*مسایلی در مورد پیری و مریدی

۱- کاملاً احترام پیر را مدنظر داشته باشد، ذکری را که مرشد آموخت را یاد گرفته و بر آن عامل باشد و این چنین اعتقاد داشته باشد که فوایدی که جهت اصلاح قلب من از ایشان حاصل می گردد، از بزرگان دیگر حاصل نمی گردد.

۲- اگر مرید به کمال نرسید و پیر درگذشت، آن وقت به دنبال مرشد کامل مکملی که شرایط پیر بودن را داشته باشد، مراجعه نماید. [برای اطلاع از شرایط پیر بودن می­توانید به کتاب حجة السالکین، جلد اول صفحه ۱۹۱ مراجعه نمایید]

۳- اگر در کتابی ذکری دید به عقل و دانش خود جهت انجام آن اقدام ننماید، بلکه در مورد آن با مرشد خود مشورت نماید و اگر در دلش سخنی خوب یابد، خطور کند یا اراده ای در دلش آمد، مرشدش را در جریان نهد.

ادامه مطلب »

*حکم شرعی داخل شدن در طریقت و انتخاب راه سلوک

داخل شدن در طريقت و انتخاب راه سلوک به روش اهل تصوّف شرعاً چه حكمي دارد؟

اكنون كه دانسته شد يكي از فرايض ديني تزكيه نفس مي باشد و نيز روشن شد كه طريقت و روش اهل تصوّف، راهي است كه انسان را به اين مرحله مي رساند؛ بلكه مسير نزديكتر و آسان تر به آن ـ بنا بر فرمايش بزرگان و تجربه صدها سال امّت اسلامي ـ مي باشد؛ در پاسخ به سؤال فوق بايد گفت:

 اگر كسي نتواند بدون منسلك شدن در طريقت و روش اهل عرفان و تصوّف، نفسش را تزكيه گرداند، بر وي لازم مي باشد كه در يكي از سلسله های عرفاني و تصوّف درآيد و براي رسيدن به آن مرحله به سير و سلوك صوفيان بپردازد تا آن فضيلت حاصل و فرد کاملاً تزکيه گردد؛ زيرا قاعده و قانون اصول فقه اسلامي بر اين حكم مي كند كه «مَا يَتَوَقَّفُ عَلَيْهِ الْفَرْضُ فَهُوَ فَرْضٌ» «هر آنچه فريضه اي بر آن موقوف باشد، به اين معنا كه بدون آن، فريضه ادا نشود، خود نيز فرض مي باشد».

ادامه مطلب »

*حج عارفان از منظر شاعران

چکیده

حج در لغت به معنای قصد و در اصطلاح به معنی قصد زیارت خانه خدا برای انجام دادن مناسک حج در ایام مخصوص می باشد؛ به همین دلیل است که حجاج در آثار و اخبار، «مهمانان خدا» نامیده شده اند . از دیدگاه عرفانی، حج، رفتن به کوی یار برای دیدن روی یار است و زیارت خانه، وسیله ای است برای مشاهده صاحب خانه ، و اگر چنین نباشد «حج» جز زحمت و خانه، جز سنگ و گِل چیز دیگری نیست؛ پس موسم حج برای عارف، بهار گل و بلبل و شب قدر، وصال عاشق و معشوق است . لذا آرزوی چنین وصالی، مقصد نهایی عارف است . بنابراین دیدگاه زائر خانه خدا باید از پوست و ظاهر اعمال حج، به اصل و باطن اعمال برسد؛ یعنی خانه را وسیله قرار دهد و به صاحب خانه نائل آید.

حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار           او خانه همی جوید و من صاحب خانه

ادامه مطلب »

*در اثبات مجدّد الف ثانی

محبوب صمداني، مجدّد الف ثاني رحمه الله فرموده‌‌اند: بدانند كه در هر صد سال، مجدّدي آمده است. چنانچه بيهقي و ابي‌‌درداء از ابي‌‌هريره رضی الله عنه و او از جناب آن سرور صلی الله علیه و سلم روايت كرده است که فرمودند:‍‍‌ «اِنَّ اللهَ يَبْعَثُ لِهَذِهِ الْاُمَّةِ عَلَي رَاْسِ مِائَةِ سَنَةٍ مَنْ يُجَدِّدُ لَهَا دِيْنَهَا» [هر آيينه خداوند براي اين امت بر سر هر صد سال ، كسي را  مبعوث مي­كند كه دين او را تجديد كند. سنن ابی داود، ج۴، ص۱۰۹]. امّا مجدّد مائة با مجدّد الف تفاوت دارد، چنانچه در ميان مائة و الف، فرق است، میان مجدّدان اين‌‌ها نیز همان اندازه فرق است، بلكه بیشتر از آن و مجدّد، کسی است كه در طول آن مدّت هر چه از فيوضات به امّت می‌‌رسد، به وسیلة او می‌‌رسد، اگر چه اقطاب و اوتاد آن وقت و بدلا و نجبا باشند. [مکتوبات حضرت امام ربّانی، دفتر دوم، حصّة ششم، مکتوب ۴، ص ۲۱]

ادامه مطلب »

*دانلود فایل صوتی صحبت حضرت مولانا شهید شمس الحق نقشبندی مجددی رحمه الله تعالی

صحبت از علم کتابی خوشتر است

صحبت مردان حرّ آدمگر است

مرد حُــر دریــای ژرف و بیکران

آب گیر از بحر و نی از ناودان

می نروید تخـم دل از آب و گل

بـی نگاهـی از خداونـدان دل

اندر این عالـم نیرزی با خسـی

تا نیاویــزی به دامـان کسـی

بنابر تقاضا و اسرار مکرّر محبّان و مشتاقان، فرازی از دُرفشانی های ملکوتی قطب العارفین، شمس السالکین، پیشوای اهل یقین، حضرت شهید مولانا شمس الحق نقشبندی مجددی قدس سره الشریف که در فایل صوتی بسیار قدیمی و نادر در سال ۱۳۵۵هـ.ش در جوار مرقد مطهّر سلطان ولایت، برهان هدایت، حضرت امام رضا رحمه الله در مکانی بنام مسافرخانه ی جمشید به همراه خلفا و مریدان طریقه نقشبندیه ضبط گردیده است. برآن شدیم آن را تبرّکاً و تیمناً در اختیار دوستداران راه عشق و عرفان گذاشته تا باعث مزید دعاگویی گردد.

دانلود – download

*در ذکر احوالي که اهل صحبت بايد از آن اجتناب كنند(قسمت چهارم)

ترک غيبت كردن و غيبت شنيدن

هنگامي كه ذكر يكي از برادراني كه به واسطه‌ي خطايي از دولت صحبت دور شده و از شرف خدمت محروم گرديده به ميان آيد، بايد با خير و خوبي از او ياد کنند و حقّ صحبت گذشته را فرو نگذارند تا به غيبت كه در صحبت بدترين صفت است، مبتلا نشوند. پوشيده نماند كه به حكم آيه‌ي كريمه «وَ لایَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً» (و يكي از ديگري غيبت ننمايد، حجرات/ ۱۲) ترك غيبت فرض و ارتكاب به آن حرام است. احاديث صحيح و اخبار ثابت بسياري در نهي از آن وارد شده است.

ادامه مطلب »

*طریقت چیست و چرا لازم است؟

۱. طریقت چیست و چرا لازم است؟

۲. آیا در زمان حضرت رسول صلی الله علیه و سلّم تصوّف و طریقت وجود داشته است؟

۳. چرا اهل طریقت را «صوفی» می‌گویند؟

طریقت، در عرف علمای اهل تصوّف، به معنای سلوك و اتخاذ طریقِ تهذیب(پاك كردن) نفس از صفات رذیله است تا انسان بتواند بیشتر به معرفت ذات و صفات خداوند پی ببرد و ایمانی پاك و بی‌آلایش به حضرت احدیت حاصل نماید و او را چنان عبادت كند كه مورد رضای اوست.

ادامه مطلب »

*در ذکر احوالي که اهل صحبت بايد از آن اجتناب كنند(قسمت سوم)

مبالغه نکردن در مدح اصحاب

بدان كه مدح برادران مؤمن و مبالغه نمودن در آن، در نزد آنها مكروه و ممنوع است. در صحيح بخاري ثابت شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: در مدح من با سخناني كه دروغ است مبالغه نكنيد همانطور كه نصاري در حق مسيح بن مريم كردند؛ در وصف وي چنان مبالغه نمودند كه وي را به خدايي ستودند، پس وقتي مرا وصف مي‌كنيد بگوييد: بنده‌ي خدا و فرستاده‌ي اوست.

در صحيح مسلم آمده است كه پيامبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: اگر مدّاحان شما را به صفاتي ستايش كنند كه شما به آن متّصف نباشيد، خاك بر روي ايشان بپاشيد. بعضي از شارحان حديث مي‌گويند: مقصود از پاشيدن خاك بر روي آنان، اين است كه ايشان را نااميد گردانده و به آنان عطا و جايزه ندهيد. بعضي دیگر مي‌گويند: مقصود از آن، منع كردن مادح[مدّاح، مدح گوينده] از امثال آن سخنان و مغرور و فريفته نشدن به آن مدح است؛ زيرا وي به نفس خود و به صفات ذميمه‌اي كه بر نفس او غالب است داناتر از مدح کننده است، ولي بعضي از بزرگان به ظاهر حديث عمل كرده و هنگام ستودن مادح، مقداري خاك بر روي وي پاشيده‌اند.

ادامه مطلب »

*مردان از منظر حضرت عبدالقادر گیلانی رحمه الله

حضرت شیخ عبدالقادر گیلانی رحمه الله علیه فرمودند: مردان چهار نوعند:

  1. مردی است که نه زبان دارد و نه قلب؛ و او مردی عاصی و مغرور و کودن است که خدا به او توجهی ندارد و خیر و منفعتی از او حاصل نمی شود.

او و امثال او چون خس و خاشاکند که وزن و اعتباری ندارند، مگر اینکه خداوند به رحمت خود توجهی به آنان بفرماید و قلوب ایشان را به ایمان، هدایت و اعضای ایشان را به طاعت خود تحریک کند.

پس بپرهیز از اینکه چنان باشی و به آنها اهمیت مده، و با آنان منشین؛ زیرا ایشان اهل عذاب و مستحق غضب و نارضایتی خدا و ساکنان دوزخند، که از شرّ ایشان به خدا پناه می بریم، مگر اینکه تو در شمار علماء و معلمین خیر و راهنمایان دین و پیشوایان و داعیان حقیقت و یقین باشی. در این صورت نزد آنان برو و ایشان را به طاعت خدای بزرگ دعوت کن و از نافرمانی او بترسان، و اگر توانستی چنین شخص عاصی را به طاعت و خداشناسی و انسانیت هدایت کنی آن گاه شخصی برجسته و یگانه دوران و دارای ثواب پیغمبران خواهی بود.

ادامه مطلب »

*راه کسب قرب و محبت حق

۱ – خواندن قرآن با تفکر و تدبر در معانیش و یافتن مراد خدا در آن.

۲ – احسان در عبادت خدا، یعنی آن گونه که او را می بینی که اگرتو او را نبینی،او تو را می بیند و همه نیات و رفتار تو را می آفریند، و کردار نیکو و رفتار و نیت وگفتار شیرین با بندگان خدا، که: [إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ](بقره ۱۹۵…به راستی خدا نیکوکاران را دوست دارد)؛

۳ – تقوی راخوی خود ساختن؛ به قول بزرگان، تقوی، آن است که انسان، آن سان که پای خود را از خار برحذر می دارد، از گناه بر حذرو دور دارد، یا آن که در هرکاروجایی که خشنودی خدا در آن است، باشد ودر هر کاروجایی که محل خشم خداست، نباشد که: [ فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ] (آل عمران۷۶…که همانا خدا نیکوکاران را دوست دارد)؛

ادامه مطلب »

*در ذکر احوالی که اهل صحبت بايد از آن اجتناب كنند(قسمت دوم)

ترك زياده گویی

يكي از اصول طريقت، كم گفتن است. به صحّت رسيده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم اكثر اوقات، سكوت اختيار مي‌كرد و جز به قدر حاجت سخن نمي‌گفت. در شفاي قاضي عياض(رح) مذكور است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم اندوه بسيار و فكر دائمي داشت. جز در هنگام نياز، سخن نمي‌گفت و خاموشي وي طولاني بود.

در مرآتالجنان امام يافعي(رح) به روايت هند بن ابي‌هاله رضی الله عنه آمده است: پيغمبر صلی الله علیه و سلّم كثير الحزن و دائم‌الفكر بود، راحتي نداشت و سكوتش طولاني بود، بدون حاجت سخن نمي‌گفت و مقصود را در اندك عبارتي ادا مي‌كرد و از طولاني كردن سخن كه موجب خستگي و ملال ديگران مي‌شود پرهيز مي‌نمود، سخنانش جامع و پر فايده و عين حكمت و محض نصيحت بود.

در صحيحين از ابوهريره رضی الله عنه روايت شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد بايد سخن خير بگويد و گرنه خاموش باشد. امام نوّاوي(رح) گفته است كه اين حديث صحيح، نص آشکار است در اينكه سزاوار نيست كه شخص سخن بگويد مگر هنگامي كه بداند آن سخن دربرگيرنده‌ي خير بوده و گفتن آن به صلاح او و شنونده است.

ادامه مطلب »

*اهمیت عقیده از منظر حضرت امام ربانی رحمه الله

از جمله مكتوبات حضرت امام ربّاني مجدّد الف ثاني رحمه الله در بيان اعتقادات اهل سنّت و جماعت ـ شكر الله سعيهم ـ است كه حفظ آن بر هر طالب ضروري می­باشد.

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ حَمْدًا كَثِيْرًا‌ طَيِّبًا مُّبَارَكًا عَلَيْهِ كَمَا يُحِبُّ وَ يَرْضَي وَ الصَّلَوةُ وَ السَّلَامُ عَلَي حَبِيْبِهِ الْمُصْطَفَي وَ آلِهِ الْمُجْتَبَي وَ اَصْحَابِهِ الْبَرَرَةِ التُّقَي.

فرض نخستين بر مسلمانان، تصحيح عقايد است؛ به اين روش كه الله تعالي به ذات خود، موجود است و همه مخلوقات به پيدايش حق تعالي موجودند و او تعالي بيمانند است.

ادامه مطلب »

*شفاعت انبیاء

امام ابوحنیفه ـ رحمة الله علیه ـ می فرماید: «و شفاعة الانبیاء علیهم السلام حق و شفاعة نبینا علیه الصلاة و السلام للمؤمنین المذنبین و لاهل الکبائر منهم المستوجبین العقاب حق ثابت» «شفاعت انبیاء ـ علیهم السلام ـ حق است و شفاعت پیامبر ما ـ علیه الصلاة و السلام ـ برای مؤمنان گناهکار و برای مؤمنانی که مرتکب گناه کبیره شده اند و مستحق جزا هستند، حق و ثابت است.

ادامه مطلب »

*در ذکر احوالي که اهل صحبت بايد از آن اجتناب كنند(قسمت اول)

ترک صحبت اضداد

بايد به حكم آيه‌ي كريمه‌ي «فَاَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّی عَنْ ذِکْرِنَا» (از كسي روي بگردان كه به قرآن ما پشت مي كند. نجم/ ۲۹)  از صحبت گروهي كه ايشان را از اين طایفه نمي‌شمارند روي گرداند. حضرت شيخ محي‌الدّين ـ قدّس سرّه ـ در تدبيرات الهيّه آورده است: زيان‌مندترين چيز براي مريد صحبت اضداد است و بر وي واجب است كه اگر فردي از اهل اين طريق نيابد كه با او صحبت دارد، خلوت و عزلت اختيار كند و اگر احياناً با یکی از اضداد همنشيني كرد، بايد در آن وقت مراقب نفس خود باشد و به دل با وي هم صحبت نشود، بلكه بكوشد به هر حيله و بهانه‌اي كه مي‌تواند خود را از صحبت وي برهاند.

حضرت ولايت پناهي عبيداللّهي ـ قدّس الله تعالي سرّه ـ روزي به بعضي از اصحاب خود فرمودند: شما به حفظ و نگاه‌داشت نسبت خواجگان ـ قدّس الله تعالي ارواحهم ـ اهميّتی نمي‌دهيد، در حالی که پرهيز و دوري از صحبت اجنبي و كساني كه با ایشان هم نسبت نیستند خيلي مهم است. شدّت و غيرت شما در حفظ نسبت باید به اندازه‌اي باشد كه افرادی كه با اين نسبت بيگانه‌اند نتوانند نزد شما وارد شوند و اگر وارد شوند، نتوانند بنشينند. نشستن شما با يكديگر به گونه‌اي باشد كه كسي كه با شما مناسبت دارد از همنشيني با شما متأثّر گردد و كسي كه مناسبت ندارد، نتواند نزد شما آرام گيرد، بنابراين بكوشيد كه او را از خود دور سازيد. اشتغال شما چنان باشد كه هيچ اجنبي نتواند در صحبت شما بنشيند و سخن رسمي و يا عرفي بگويد. وسعت حوصله در اين مرتبه كه هر كس آنچه بخواهد نزد شما بيابد هيچ معني ندارد. خود را متنزل ساختن به مرتبه‌ي هركس بدون مصلحت كلّي، تضييع وقت است.

ادامه مطلب »

*بیان اوصاف و افعالی که برای اهل صحبت لازم است(قسمت سوم)

منّت ننهادن بر اصحاب به سبب خدمت کردن به آنها

نشانه‌ي صدق و اخلاص در خدمت این است که علاوه بر رعايت شرايط و آداب خدمت، نياز و فروتني و تواضع وي نسبت به آنهايي که در خدمتشان است زياد شود و اين خدمت باعث گستاخي وي به مشايخ، بزرگان، نزديکان و برادران نشود و موجب منّت نهادن بر اصحاب و دوستان نگردد، بلکه هزار منّت ديگر بر خود نهد که او را به خدمت گزاري قبول کرده‌اند و سبب فراغت خاطر اين طايفه شده است.

شيخ رکن‌الدّين علاءالدّوله ـ قدّس الله سرّه ـ درويشي را براي خدمت به حضرت عزيزان، خواجه علي رامتيني که از بزرگان طبقه‌ي خواجگان است ـ قدّس الله تعالي اسرارهم ـ به بخارا فرستاد و او چند مسئله از آن حضرت پرسيد؛ از آن جمله اين بود که شما و ما خدمت اين ره و رونده (سالک) را مي‌کنيم و با وجود اينكه شما در سفر تکلّف نمي‌کنيد ولي ما تکلّف مي‌کنيم، مردم از شما تعريف مي‌کنند و از ما در شکايتند، علّت آن چیست؟ حضرت عزيزان(رح) در جواب شيخ فرمود: خدمت کنندگان منّت نهنده بسيارند و خدمت کنندگان منّت دارنده کم. بكوشيد که از خدمت کنندگان منّت دارنده باشيد تا کسي از شما شکايت نکند.

ادامه مطلب »