از خـدا جـویـیـم توفیـق ادب**بی ادب محروم شد از لطف رب****بی ادب تنها نه خود را داشت بد**بلکـه آتـش در همـه آفـاق زد

آرشیو مطالب در دسته بندی ‘زندگینامه’

*زندگینامه مجذوب الهی، مستغرق بحر لایتناهی، حضرت حاج خلیفه عبدالصمد بخشنده رحمه الله

ایشان در سال ۱۳۰۶هجری شمسی، در روستای بزنجرد اسلامی، منطقه باخرز دیده به جهان گشود. قبل از تولدشان، درویشی که به روستا آمده بودند به الهام پروردگار به مادرش مژده میدهد که فرزندی حامله است که ان شاء الله از اولیاءالله خواهد بود. پدرشان رمضانعلی بخشنده از مریدان مرحوم خلیفه پایند بلوچ]از خلفای حضرت محمدقیّوم ولی قدس الله سره[ رحمه الله بودند.

در سنین کودکی در مسجد در مکتب خانه روستا قرآن کریم، پنج کتاب، دیوان حافظ، احکام فردی عبادات را فرا گرفتند. چون در آن زمان، منطقه در فقر شدید بسر می­برد و زمینه برای تحصیل مساعد نبود، ایشان نیز مانند اکثر فرزندان آن دیار به کمک و همکاری پدرشان برای امرار معاش پرداختند.

مدتی بعد زمانی که تقریباً ۱۹سال سن داشتند با دیگر اعضای خانواده به نیل­آباد از توابع شهرستان تربت­جام مهاجرت می­کنند و به شغل کشاورزی مشغول می­شوند. چند سال بعد با دختری از خانواده­ای متدین و سادات ازدواج می­ کنند.

ادامه مطلب »

*تسلیت نامه

إنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

shekh-taha-shamsiyeh

موت العالِم موت العالَم

با نهایت تأثر و تأسف، رحلت عالم ربانی، عارف سبحانی، حضرت سید طه کمالی زاده نقشبندی – رحمه الله علیه – پیر و مرشد طریقه عالیه نقشبندیه کمالیه را به جامعه عرفان، بالاخص منتسبین این طریقه علّیّه تسلیت عرض نموده و از خداوند منّان علو درجات برای آن مرحوم و صبر جمیل برای بازماندگان خواستاریم.

خبر درگذشت حضرت ایشان، چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می‌نشیند، ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار، چاره‌ای جز تسلیم و رضا نیست.

روحش شاد و راهش پر رهرو

*زندگینامه عالم ربانی، خادم الاولیاء، حاج خلیفه مولوی شمس الحق برزگر رحمه الله

أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ

گفت پیغمبر که حق فرموده است             مـن نگنجم در خـم بالا و پست

در دل مؤمـن بگنـجم ای عجـب               گر مرا جویی در آن دل ها طلب

پاک و منزّه است خداوندی که انسان را خلق کرد و امانتی بس بزرگ به او سپرد؛ امانتی که آسمانها و زمین از قبول آن سرباز زدند و این امانت الهی، چیزی جز عشق و محبت و بندگی نبود. عشق و محبتی که نهایت آن رسیدن به مقام و مرتبه «يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ» است و این مقام و مرتبه ای است که اولیاءالله و پرچمداران دین با اتباع از سنّت پاک سیّدالمرسلین صلوات الله و سلام علیه به آن نایل آمده و هر کدام از این بزرگواران عمر مبارک خویش را صرف شناساندن عشق و محبت الهی در پرتو سنت های نورانی سرور دو عالم حضرت محمدمصطفی صلی الله علیه و سلّم به خلق الله نموده اند.

در این مسئولیت عظیم حضرات خواجگان طریقه عالیه نقشبندیه نه تنها سهم بسزایی در پروراندن عشق و محبت ذات باری تعالی در دل بندگان او داشته اند، بلکه با تربیت انسانهایی آزاده و خداجو و محبوبانی بی­بدیل، نقش مضاعفی را در این وظیفه ی خطیر آسمانی به دوش کشیده­ اند. آنان چراغهایی را در اقصی نقاط دنیا برافروخته­ اند که تا سالیان­ سال نور آن روشنگر و هدایتگر مردم به صراط مستقیم بوده و خواهند بود.

khalifeh-shams-shamsiyeh ادامه مطلب »

*مختصری از زندگانی حضرت سيدالمرسلين محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم(قسمت هفتم)

وفات حضرت(ص)

اندیشـه ز مـرگ مصطفی باید کرد

شادی و طرب جمله رهاباید کرد

او با شرف و عزت خود زنده نماند

مـا را طمـع خام چرا بـایـد کرد

پایان تبلیغ و تشریع پیام الهی و نزدیک‌شدن دیدار حق

وقتی دین اسلام به اوج وشگوفایی رسید، و این آیه نازل شد: «… امروز دین شما را برایتان به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمت را تمام کردم و بهترین آیین را که اسلام است برایتان برگزیدم…» و پیامبر(ص) رسالت خود را ابلاغ و امانت را ادا نمود، و در راه خدا حق جهاد را به کمال رسانید، و بدین وسیله که مردم پی در پی به دین اسلام داخل شدند، چشم پیامبرش(ص) را روشن کرد؛ آنگاه به پیامبرش اجازه داد: که جهان را ترک کند و به دیدار حق برسد. خداوند اینچنین اعلام نمود و گفت: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّاباً». «چون هنگام فتح و پیروزی و یاری خدا فرا رسد، در آن روز مردم را می‌بینی که دسته دسته در دین خدا داخل می‌شوند». سورۀ نصر

vafat-shamsiyeh

ادامه مطلب »

*مختصری از زندگانی حضرت سيدالمرسلين محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم(قسمت ششم)

جنگ حنین

چوعزم نبرد کردسوی حنین

بفرمود پیامبـر آن نور عیـن

نگویم دروغـی کـه پیغمبرم

و بی‌شک رسول حیّ داورم

نبیم نیـارم دروغـی به لـب

به عبدالمطلب رسانم نسـب

اجتماع هوازن:

(هوازن: پسر منصور پدر بزرگ جاهلیت از «قیس عیلان» از «عدنان» است. فرزندانش قبایل زیادی را بوجود آوردند؛ از جمله: ثقیف، بکر، عامر، نصر، کعب، کلاب، جعده، عقیل، قشیر و خفاجه. با قریش، در بازار عکاظ درگیر شدند. بعد از جنگ حنین مسلمان شدند.)

بعد از فتح مکه مردم دسته دسته به دین اسلام داخل شدند و مشرکان عرب آخرین تیرکمان را روی اسلام و مسلمانان رها کردند.

honayen-shamsiyeh

ادامه مطلب »

*مختصری از زندگانی حضرت سيدالمرسلين محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم(قسمت پنجم)

صلح حدیبیه

« لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّکِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً»

رویای پیامبر(ص) و آمادگی مسلمانان برای داخل‌شدن به مکه:

پیامبر(ص) وقتی که در مدینه بود، در خواب دید: که به مکه رفته و مشغول طواف خانۀ خدا است. آن را به یارانش خبر داد بسیار خوشحال شدند، و شادی بزرگی برایشان دست داد، زیرا مدت زیادی از مکه دور افتاده و مشتاق طواف کعبه بودند.

مهاجرین سخت مشتاق و آرزومند دیدار مکه بودند. چون در آنجا به دنیا آمده و رشد کرده بودند، و آن را بسیار دوست می‌داشتند و در میان ایشان و مکه فاصله افتاده بود. وقتی پیامبر(ص) به آنان چنین خبری داد: خود را آماده کردند، تا همراه پیامبر(ص) به مکه بروند، و جز عده معدودی کسی سرپیچی نکرد.

hodaybiyeh-shamsiyeh

ادامه مطلب »

*مختصری از زندگانی حضرت سيدالمرسلين محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم(قسمت چهارم)

غزوه «احد»

ز هر طرف سوی یثرب هجوم اعدا شد

ز هـر قبیـله چنـدین هـزار بر پـا شــد

به کیـن بـدر بسـی مشرکان مهیـا شد

ز کوهسـار احـد سـرکشیـد و پیدا شد

چـو مؤمنـان مدینـه خبر ز غوغـا شـد

به پیش روی مخالف همه صف آرا شد

بی‌پروایی جاهلیت و انتقام جویی آنان:

وقتی در بدر بر رؤسا و بزرگان قریش مصیبت بزرگی وارد شده، و با همان حالت به مکه برگشتند. بعضی از مردان که: پدر و پسر و برادر را از دست داده بودند. به نزد ابوسفیان رفتند، و با او و کسانی که در سفر تجارت در آن قافله با او بودند، گفتگو کردند؛ و قرار گذاشتند, با همان مال و ثروت علیه مسلمانان برای جنگ آماده شوند، و چنین کردند، قریش برای جنگ با رسول الله(ص) جمع شدند. و شعرا مردم را با سرودن اشعار حماسی تحریک کردند، و شهامت و شجاعت را در آنان برانگیختند. مردم قریش در نیمۀ ماه شوال سال سوم هجری با زنان‌شان بیرون رفتند، تا به مقابل مدینه رسیدند.

qazveh-ohod-shamsiyeh

ادامه مطلب »

*مختصری از زندگانی حضرت سيدالمرسلين محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم(قسمت سوم)

هجرت رسول خدا(ص) به مدینه منوره

طلـع البـدر علينـا من ثنيـات الـوداع

وجـب الشكر علينا مــا دعــا لله داع

أيها المبعـوث فينا جئت بالأمر المطاع

جئت شرفت المدینة مرحباً یا خیر داع

حضرت رسول الله(ص) نزد حضرت ابوبکر(رض) آمد و گفت: «براستی خداوند به من اجازۀ خارج‌شدن و هجرت داده است». ابوبکر(رض) گفت: با هم یا رسول الله، گفت: باهم، ابوبکر(رض) از شادی گریست. آنگاه دو شتر را که قبلاً برای این سفر مبارک آماده کرده بود، تقدیم داشت و عبدالله بن اریقط را اجاره گرفت تا راه را به ایشان نشان دهد، رسول الله(ص) به علی(رض) امر کرد در مکه بماند تا سپرده‌هایی که نزد حضرت رسول(ص) بود به صاحبانش پس دهد؛ زیرا رسول الله(ص) به واسطۀ صداقت و امانت‌داریش مورد اعتماد بود و هرکس چیزی داشت و در نزد خود نمی‌توانست نگهداریش کند، به دست رسول خدا(ص) می‌سپرد.

www.Baghiatollah.ir

ادامه مطلب »

*مختصری از زندگانی حضرت سيدالمرسلين محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم(قسمت دوم)

مبعث حضرت رسول الله(ص)

صَلِّ یَا رَبِّ عَلَی الهَادِی اِمَامِ الاَنبِیَاءِ              اَلَّذِی جَا بِالهُدَی مِن عِندِ سَتَّارِ الغَفُور

در یکی از دفعاتی که حضرت رسول(ص) به غار حرا می‌رفت روز بعثت فرا رسید، روز موعود(روز بعثت و رسالت) در هفدهم ماه رمضان سال چهل و یک از میلاد با سعادت خود، حضرت محمد(ص) مطابق با سال ۶۱۰ میلادی بود. جبریل(ع) به غار رفت و خطاب به او گفت: «بخوان». حضرت محمد(ص) گفت: من قاری نیستم. حضرت(ص) مي فرمايد:آنگاه جبریل(ع) مرا در برگرفت، تا حدی که بر وجودم فشار آمد.

سپس مرا رها کرد. دوباره گفت: بخوان، گفتم: من قاری نیستم. یعنی: خواندن بلد نیستم، باز مرا مانند اول در برگرفت و فشار داد بعداً رهایم کرد و گفت: بخوان، من هم دوباره همان جمله را تکرار کردم، او نیز مرا گرفت و فشار داد و رهایم نمود و گفت:

«اقْرَأْ بِـاسْمِ رَبِّکَ الَّذِي خَلَقَ خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ» (سوره علق/۱-۵)

besat-hejrat-shamsiyeh

ادامه مطلب »

*مختصری از زندگانی حضرت سيدالمرسلين محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم(قسمت اول)

بسم الله الرحمن الرحیم

مختصری از زندگانی حضرت سيدالمرسلين، خاتم النبيين، رحمة للعالمین، إمام المتقين، سراج السالکین، صاحب التاج و المعراج و الشفاعة و المقام المحمود، صاحب الوسيلة و الفضيلة و الدرجة الرفيعة، محمد المصطفی عَلَيهِ وَ عَلي آله مِنَ الصَّلَواتِ اَفضَلُهَا وَ مِنَ التَّسلیماتِ اَكمَلُهَا وَ مِنَ التَّحِیَاتِ اَتَمُّهَا

وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي أسْمُهُ أَحْمَدُ

الحمدلله رب العالمین اضعاف ما حمده جمیع خلقه کما یحبّ ربنا و یرضی و الصلوة و السلامُ علی من ارسله رحمة للعالمین کلما ذکره الذاکرون و کلما غفل عن ذکره الغافلون کما ینبغی له و یحری و علی آله و اصحابه البررة التقی النقی.

سپاس و ثنا مخصوص خدایی است که پروردگار جهانیان است و درود و سلام بر سرور پیامبران و خاتم رسولان، حضرت محمد(ص)، و بر آل و اهل بیت و یاران او باد و همچنین بر همۀ کسانی که به نیکی از ایشان پیروی می‌کنند، تا روز قیامت.

نـور محمـّد زد علــم از مـوج نـور کبریــا

ازعرش تافرش و سرا شد مستفید از آن ضیاء

tavallod-besat-shamsiyeh

ادامه مطلب »