از خـدا جـویـیـم توفیـق ادب**بی ادب محروم شد از لطف رب****بی ادب تنها نه خود را داشت بد**بلکـه آتـش در همـه آفـاق زد

* پاسخ به یک سؤال

با توجه به سؤال یکی از بازدیدکنندگان محترم، مبنی بر اینکه «آیا متصوفه به رعایت سنّت معتقدند یا خیر؟ و تفاوت طریقت با شریعت چیست؟»

*در جواب این دوست عزیز عرض می نمایم که اولاً روش عارفان و سالکان حق، موافقت شریعت بر جاده سنت در راه صدق و صفاست و از بدعت و ضلالت و مخالفت شریعت و سنت مبراست……

و ثانیا روش این بزرگواران برخاسته از اعتقادات اهل سنت و جماعت می باشد. و در شرح و تفضیل این مساله باید بگویم که عرفا معتقدند که هر که خود را به متابعت حضرت سیدالمرسلین(ص) بیاراید، سعادت بر جبین او هویدا و کسی که از این دولت محروم ماند داغ شقاوت بر پیشانی او پیداست. چنانچه در کتاب جامع السلوک آمده است: متابعت از آن حضرت(ص) نعمتي عُظْمي و دولتي كُبري است. همة مقامات و كمالات و حالات و درجاتی كه برای سالكان حاصل شده، به بركت متابعت از آن حضرت(ص) است؛ هر چيزي كه سبب حصول مقصود باشد، به هيچ وجه در آن سستی نمی‌‌گردد(مقصد این است که متابعت آن حضرت(ص) سبب حصول مقصود است؛ پس چیزی که سبب حصول مقصود باشد به هیچ وجه در آن سستی و سهل انگاری نمی شود و همچنین اولیاء و دوستان حق(ج) ما را به متابعت آن حضرت(ص) توصیه کرده­اند).

هر سعادتمندي كه ظاهر و باطن خود را به اخلاق محمّدي(ص) آراسته سازد، صاحب ذات متعالي، درجات و صفات عاليه و منظور نظر الهي می‌‌گردد و به اندازة محبّت و متابعتش از آن حضرت(ص) از كمالات و حالات بهره‌‌مند می‌‌شود و موصوف به صفات كمال می‌‌گردد. اگر می‌‌خواهي كه به اين مقام عليا مشرّف شوي، از آن حضرت(ص) پيروي کن و آينة وجود محمّدي(ص) را از مشهود حضرت احديّت بدان؛ همچون سالك سعادتمندي كه در متابعت آن حضرت(ص) ثابت قدم باشد و خلعت از اوصاف آن حضرت(ص) بپوشد، پس او را نايب آن حضرت(ص) گردانند و تاج خلافت بر سر وي نهند.

شريعت آن است كه بر امر و نهي و سنّت رسول‌‌الله(ص) استقامت ورزد و طريقت گردش صفات است به حكم «تَخَلَّقُوْا بِاَخْلَاقِ اللَّهِ»( با اخلاق شويد به اخلاق خدا. شرح کتاب التوحید من صحیح بخاری، ج۲، ص۶۶) و حقيقت خالي كردن باطن از غير حق و خلاص شدن از بند خودي خود است.

همچنین درباره قسمت دوم سوال مبنی بر تفاوت طریقت با شریعت باید عرض نمایم که تفاوتی بین طریقت و شریعت نیست بلکه شریعت بیخ و بنیاد طریقت و حقیقت است و اگر سالک و راهرویی بخواهد مراتب طریقت و حقیقت را طی نماید و بر شریعت استقامت نداشته باشد سعی او بی فایده و سراسر خسارت است

و از حضرت خواجه احرار نقل است که می فرمودند «اگر تمام احوال و مواجید را بما بدهند و حقیقت ما را به عقائد اهل سنت و جماعت متحلی نسازند جز خرابی هیچ نمی دانیم»

حضرت امام ربانی مجدد الف ثانی(رح) در کتاب مکتوبات خویش در مکتوب ۸۴ ص ۷۸ می فرمایند: بدانکه شریعت را صورتی است و حقیقتی، صورتش آن است که علمای ظاهر به بیان آن متکفل اند و حقیقتش آنکه صوفیه علیه به آن ممتازاند» همچنین در جلد اول، مکتوب چهلم صفحه ۱۰۴ می فرمایند که « بعد از طی منازل سلوک و قطع مقامات جذبه ، معلوم شد که مقصود از این سیر و سلوک ، تحصیل مقام اخلاص است ، که مربوط به فنای الهه افانی و انفسی است.

و این اخلاص جزوی است از اجزای شریعت . چه شریعت را سه جزوست ؛ علم و عمل و اخلاص . پس طریقت و حقیقت خادم شریعت اند در تکمیل جزو او که اخلاص است . حقیقت کار این است »

امیدوارم به نتیجه مطلوب رسیده باشید

برای استفاده بیشتر درباره این موضوع به کتاب مکتوبات قدسی حضرت امام ربانی(رح) و کتاب جامع السلوک تالیف حضرت مولانا امان الله صاحب(رح) مراجعه نمایید.

یک پاسخ به “پاسخ به یک سؤال”

یک نظر بگذارید