حضرت امام ربانی مجدد الف ثانی قدس سره الاقدس می فرمایند: هر برکتی و خیری که در تمام سال به هر که می¬رسد، از هر راه که می آید، قطره ای است از دریای بی نهایت برکات این شهرعظیم القدر[رمضان کریم].

* حکایت(۵۰)

حضرت ابراهيم ادهم ـ رحمة الله علیه ـ در هنگام پادشاهى، شبى بر تخت خوابيده بود كه صدايى از سقف كاخ شنيد.

از جا برخاست و خود بر بام قصر رفت.

ديد كه مردى ساده و ميان سال، بر بالاى بام قصر او، در گشت و گذار است.

ابراهيم گفت: تو كيستى؟

گفت: شترم را گم كرده ام و اين جا، او را می جويم.

ابراهيم گفت: اى نادان! شتر بر بام می جويى؟ آيا شتر، بال دارد كه پرواز كند و به اين جا بيايد!؟ شتر بر بام چه می كند؟!

مرد عامى گفت: آرى! شتر بر بام جستن، عجيب است؛ اما از آن عجيبت تر كار توست كه خدا را بر تخت زرين و جامه اطلس می جويى.

اين سخن، چنان در ابراهيم اثر كرد كه يك مرتبه از هر چه داشت، دل كند و سر به بيابان نهاد.

در آن جا، يكى از غلامان خود را ديد كه گوسفندان او را چوپانى می كند.

همان جا، جامه زيبا و گرانبهاى خود را به او داد و جامه چوپانى او را گرفت و پوشيد.

یک نظر بگذارید