از خـدا جـویـیـم توفیـق ادب**بی ادب محروم شد از لطف رب****بی ادب تنها نه خود را داشت بد**بلکـه آتـش در همـه آفـاق زد

* حکایت(۵۲)

شخصی حضرت ابراهيم ادهم ـ رحمة الله علیه ـ را زد و سر او را شكست.

ابراهيم ادهم ـ رحمة الله علیه ـ او را دعا کرد.

او را گفتند: كسى را دعا می کنى كه از او به تو جراحت رسيده است!؟

گفت: از ضربت و ظلم او به من ثواب می رسد و چون نصيب من از او خير است، نخواستم بهره او از من جز نيكى باشد؛ پس دعايش کردم.

كيمياى سعادت

یک نظر بگذارید