حضرت امام ربانی مجدد الف ثانی قدس سره الاقدس می فرمایند: هر برکتی و خیری که در تمام سال به هر که می¬رسد، از هر راه که می آید، قطره ای است از دریای بی نهایت برکات این شهرعظیم القدر[رمضان کریم].

* ۲- توحید

عقاید، به اموری گفته می شود که زبان به آن اقرار می کند و دل به آن باور و اطمینان دارد و آن امور، نزد باور کننده یقینی است و هیچ شکی به آن آمیخته نیست. عقاید اموری علمی و نظری است نه عملی؛ مربوط به قلب بوده و پوشیده است.

توحید

بر این باوریم که الله تعالی در ذات و صفات و افعال خود، واحد است نه از روی عدد؛ بلکه هیچ شریک و نظیری ندارد. «قل هو الله احد» ای محمد (همراه با باور قلبی)با زبان بگو که الله تعالی یکی و بی نیاز است، نه (کسی را) زاده و نه (از کسی) زاده شده است و هیچ کس با او همگون نیست. با هیچ یک از مخلوقات شباهت ندارد و هیچ یک از مخلوقات، با او مشابه نیست «لیس کمثله شی و هو السمیع البصیر» «هیچ چیز همانند خدا نیست و او شنوا و بیناست».

لم یلد لم یولد او را لایق است           والد و مولود را او خالق است

او همواره با تمام اسماء و صفات ذاتی و فعلی خود بوده و برای همیشه خواهد بود (هو الاول و الاخر). نخستین او بوده و آخرین اوست.

الله تعالی اول است بدون ابتدا و آخر است بدون انتها. در گذشته برای همیشه و در آینده برای همیشه با اسماء و صفات ذاتی و فعلی خود متصف بوده و خواهد بود.

صفات ذاتی: صفاتی هستند که همواره الله تعالی به آن متصف است و به اضداد آن متصف نمی شود و این صفات، متعلق به مشیّت نیستند؛ مانند: حیات، علم، قدرت، کلام و غیره…

صفات فعلی: صفاتی هستند که الله تعالی به این صفات و هم به ضد آنها متصف می شود و به مشیت و اراده تعلق دارد؛ یعنی هر وقت بخواهد آن را بر غیر واقع می گرداند. صفات اضداد مثل احیاء و اماتت و غفور و منتقم.

«وَ للهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَ» اﻷعراف/۱۸۰ «برای خدا نامهای نیک است، پس او را به آن نامها بخوانید». برخی از صفات فعلی مانند خالق، رازق، محیی، ممیت، مبدی و ……

تعریف دیگر برای اسماء:

اسم ذات: نام ذات خداوند که لفظ جلاله «الله» است.

صفات ذاتی: صفاتی که از آنها مفهوم آفریدن گرفته نمی شود.

صفات فعلی: به صفاتی گفته می شود که از آنها مفهوم آفریدن گرفته می شود.

ازل(دیرینه بودن)

ازلی، به وجودی گفته می شود که در گذشته تا بی نهایت، نبودنی برایش تصور نشود و درآینده جاودانه بوده و نبودنی برایش تصور نشود.

امام ابوحنیفه ـ رحمة الله علیه ـ درباره اسماء و صفات می فرماید: او (خداوند) همواره در گذشته با اسماء و صفات خود بوده و در آینده، همیشه با اسماء و صفات خود خواهد بود. هیچ اسم یا صفتی از او حادث و جدید نیست.

او همواره به علم خود عالم بوده و علم، صفت ازلی اوست.

همواره به قدرت خود قادر بوده و قدرت، صفت ازلی اوست.

همواره به کلام خود متکلم بوده و کلام، صفت ازلی اوست.

همواره به فعل خود فاعل بوده و فعل، صفت ازلی اوست.

انجام دهنده، الله تعالی است و انجام گرفته (مفعول) مخلوق و فعل الله تعالی، غیر مخلوق است.

صفات الله تعالی ازلی هستند و حادث نبوده، هر که بگوید صفات، مخلوق یا نو پیداست یا در آن توقف یا شک کند، پس او به الله تعالی کافر گشته است.

خداوند سبحان با همه صفاتش (ذاتی و افعالی) در ازل و قبل از آفریدن آفریدگانش وجود داشته است. پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و سلّم ـ می فرماید: «کان الله و لم یکن شئ غیره و کان عرشه علی الماء و کتب فی الذکر کل شی و خلق السماوات و الارض» «خداوند در ازل بوده است و غیر او هیچ چیز نبوده است. عرش خود را بر آب آفرید و همه چیز را در لوح محفوظ نوشت و آسمانها و زمین را آفرید» (صحیح بخاری).

بنابراین خداوند با ذات و صفاتش ازلی است و بعد از آفرینش مخلوق، چیزی بر صفاتش اضافه نشده است.

خداوند، اندازه و زمان بودن مخلوقات را معین کرده است.

امام طحاوی ـ رحمة الله علیه ـ می فرماید: خداوند ـ سبحانه و تعالی ـ آفریده هایش را از نیستی به هستی آورده و هنگامی که آنها را آفرید، می دانست که در زمان بودنشان بر ایشان چه روی خواهد داد؛ چنانکه می فرماید: «أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ» الملك/۱۴ «آیا خداوند نمی داند چه چیز را آفریده است؟ آری می داند. او ریز بین و بسیار آگاه است» و خداوند برای آفریدگانش اندازه قرار داده است؛ چنانچه می فرماید: «َخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا» الفرقان/۲ «و خداوند همه چیز را آفریده و با شیوه ای ویژه، آنها را آماده کرده است.

واژه یکتاپرستی

ابن ابی العز حنفی ـ رحمة الله علیه ـ می فرماید: «لااله الاالله» واژه یکتا پرستی است که آغازین فراخوانی همه ی پیامبران به این واژه بوده است.

اظهار یکتا پرستی به این واژه به وسیله ی نفی و اثبات است که معبود را تنها در یکی منحصر می کند؛ به این شیوه که «لا اله» قسمت نفی و «الاالله» قسمت اثبات است؛ چون با گفتن آن، شخص به بودن معبودی اقرار می کند که نام مبارکش الله ـ جل جلاله ـ است. سپس با این نفی و اثبات، مفهوم حصر به وجود می آید؛ بدین معنی که هیچ خدایی که شایسته پرستش باشد به جز ذات پاک الله ـ جل جلاله ـ وجود ندارد.

همچنین یکتا پرستی، اولین حکم واجبی است که با آن، انسان وارد اسلام می شود و آخرین واجبی است که با آن از دنیا بیرون می شود. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و سلم ـ می فرماید: «من کان آخر کلامه لااله الاالله دخل الجنه» «هر کس آخرین گفتارش کلمه طیبه لااله الاالله باشد، وارد بهشت می شود» (رواه ابی داود).

بنابراین گوینده لااله الاالله محمد رسول الله مسلمان است و از نظر حقوق، با او مانند یک شخص مسلمان رفتار می شود و باور درونی او بخدا سپرده می شود و کسی که از پدر و مادر مسلمان متولد شده باشد، همین گونه است؛ یعنی او هم مسلمان شناخته می شود.

توحید مقصد خلقت

اساسی ترین و اولین دعوت همه پیامبران برای توحید بوده است. بدین معنا که ایمان به یگانگی پروردگار جهانیان را در دلهای انسانها پایه ریزی کرده و پرورش دهند. خداوند می فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ» انبیاء/۲۵ «(ای محمد!) هر پیامبری را که پیش از تو فرستادیم، به او وحی کرده ایم که جز پروردگار جهانیان، هیچ خدایی نیست؛ پس مرا پرستش نمایید». نتیجه می گیریم جز خدای یکتا، هیچ معبود، فرمانروا، مربی و خالق دیگری نیست.

معبود، از عبادت است. عبادت (پرستش)، به معنای شنیدن فرمان و قبول آن است. یا به معنای شناخت خداوند و اقرار به یگانگی او و قبول فرامین او می باشد که در این صورت، تمام ارکان اسلام را شامل می شود.

امام نووی ـ رحمة الله علیه ـ می فرماید: بر پایه ی آراء برگرفته از اجماع بزرگان سلف و خلف، هرگاه انسان به آیین اسلام، باوری راستین و بی گمان داشت، بس است و او با همین باور، به عنوان یکتاپرست شناخته می شود.

علامه قرطبی ـ رحمة الله علیه ـ در این زمینه می گوید: نظر امامان اهل رای این است که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و سلم ـ و اصحاب بزرگوار ایشان، همین که کفار صحرا نشین و بی سواد، با گفتن شهادتین اسلام خود را اعلام می کردند، دست از جنگ می کشیدند و اسلام آنها را بدون درخواست دلیل می پذیرفتند. این ایمان درست است و لو تقلیدی بوده باشد.

یک نظر بگذارید