حضرت امام ربانی مجدد الف ثانی قدس سره الاقدس می فرمایند: هر برکتی و خیری که در تمام سال به هر که می¬رسد، از هر راه که می آید، قطره ای است از دریای بی نهایت برکات این شهرعظیم القدر[رمضان کریم].

* ۳- ارکان ایمان (قسمت اول)

امام ابوحنیفه ـ رحمة الله علیه ـ می فرماید: «یجب ان یقول آمنت بالله و ملائکه و کتبه و رسله و البعث بعد الموت و القدر خیره و شره من الله تعالی و الحساب و المیزان و الجنه و النار حق کله» «واجب است بر شخص مکلف که بگوید: من به الله و فرشتگان او و کتاب های او و پیامبران او و به زنده شدن بعد از مرگ و به تقدیر که خوب و بد آن از جانب الله تعالی است و به حساب و ترازو و بهشت و دوزخ ایمان آوردم و باور کردم همه آن حق و ثابت است».

توضیح: واجب در اینجا، به معنای فرض عین است که مکلّف، این باور قلبی خود در مورد ارکان ایمان را به زبان هم اقرار کند.

امام طحاوی ـ رحمة الله علیه ـ در عقیده الطحاویه می فرماید: «والایمان هو الایمان بالله و ملائکته و کتبه و رسله والیوم آلآخر و القدر خیره و شره و حلوه و مرّه من الله تعالی».

ارکان ایمان از قرآن و سنت اخذ شده اند؛ چنانچه در سوره بقره می فرماید: «وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ» «لیکن صاحب نیکوکاری کسی است که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب و پیامبران ایمان آورد» (بقره/ ۱۷۷).

در صحیح مسلم آمده است: زمانی که جبرئیل ـ علیه السلام ـ از پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ در مورد ارکان ایمان سؤال کرد، ایشان در پاسخ همین مضامین ذکر شده را نام بردند.

انکار هر یک از ارکان ایمان، کفر است

انکار هر یک از ارکان ایمان، کفر محسوب می شود؛ زیرا خداوند در کلام پاک خود می فرماید: «و من یکفر بالله و ملائکته و کتبه و رسله و الیوم الاخر فقد ضل ضلالا بعیدا» «هر کس به الله و فرشتگان او و کتابهایش و پیامبرانش و روز آخرت کفر ورزد، به یقین گمراه شده است. چنان گمراهی که از حق خیلی دور است».

شرح مؤمَن به

اولین وظیفه در ارکان ایمان چنانکه ذکر شد، ایمان به الله جل جلاله است؛ چنانچه می فرماید: «ان یقول امنت بالله»

الله، نام معبودی است که تمام صفات کمال را دارد و از تمام صفات نقص، مبرّا است و همه چیز، آفریده ی او و در ملک اوست. هست کننده و نیست کننده و روزی رسان و بخشاینده و پروردگار هر چیز اوست. ایمان به الله، یعنی تصدیق جازم به وجود الله و ربوبیت او و اتصاف به تمام اسماء و صفات کمال و جمال و تنها او را مستحق عبادت دانستن. ایمان به الله، اساس عقیده اسلامی است و سایر ارکان تابع و منسوب به آن هستند. یاد و ذکر الله و اسماء و صفات هم جزء مهمترین وظایف مسلمان است.

خداوند می فرماید: «وَ للهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَ» «خداوند زیباترین نام ها را دارد؛ پس او را با آن نامها فرا خوانید» (اعراف/ ۱۸۰) و نیز پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: «اِنَّ لله تسعة و تسعین اسماً من احصاها دخل الجنه» «خداوند نود و نه نام دارد؛ هر کس آنها را (به عنوان ذکر) برشمرد، به بهشت خواهد رفت» (رواه الشیخان).

از امام نووی ـ رحمة الله علیه ـ نقل شده است که دانشمندان اسلام، بر این نکته اتفاق نظر دارند که منظور از این حدیث شریف این نیست که خدای متعال تنها نود و نه نام دارد، بلکه خداوند دارای نام های فراوان است. دلیل این سخن هم، فرموده پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم می باشد که می فرماید : «اسالک بکل اسم هو لک سمیت به نفسک او انزلته فی کتابک او علمته احداً من خلقک او استاثرت به فی العلم الغیب عندک» «خدایا! به همه نام های گرامیت تو را فرا میخوانم؛ نامهایی که خود را به آنها نامگذاری کرده ای، یا در قرآن نازلشان کرده و یا به کسی از آفریده هایت آموخته باشی یا در دانش بیکران و پنهان خودت بوده و کسی از آنها آگاه نیست» (رواه احمد و ابن عباده).

امام بیهقی ـ رحمة الله علیه ـ می فرماید: «بودن این نود و نه نام در کتاب و سنت، گویای این نیست که خداوند جز اینها نامهای دیگری ندارد؛ بلکه بدین معنی است که هر کس، نود و نه نام از نامهای خدا را برشمرد، به بهشت خواهد رفت. خواه نود و نامی باشد که به طور آشکار در منابع دینی آمده اند یا غیر آن؛ البته این را هم باید بدانیم هر نامی که برای خداوند می گوییم باید در قرآن و سنت و یا اجماع، سندی برای آن داشته باشیم.

یک نظر بگذارید