از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* معامله ی طلا و نقره (الصرف)

* معامله طلا و نقره صورت های مختلفی دارد، یکی این که معامله طلا به طلا و نقره به نقره باشد، در هر صورت باید دو چیز مورد توجه قرار گیرد، یکی این که اگر معامله طلا به طلا یا نقره به نقره باشد باید در وزن مساوی باشند و دیگر این که قبل از بلند شدن از جلسه، باید جنس هریک تحویلش گردد؛ اگر یکی از این دو مورد، نادیده گرفته شود، معامله ربایی به شمار می آید.

صورت دوم اینکه جنس یکی نباشد؛ بلکه یک طرف طلا و طرف دیگر نقره باشد، در این صورت مساوی بودن در وزن ضروری نیست، اگر شخصی طلا و نقره معاوضه نمود، به هر نحوی که دلش خواست می­تواند معاوضه نماید، خرید و فروش طلا و نقره با پول هم ایرادی ندارد، ولی باید طوری معامله گردد که هیچ کدام از آنها نسیه نباشد. (رد مختار: ص۴۸۳)

* اگر شخصی درهم به دینار و با طلا به نقره فروخت، مساوی بودن در وزن ضروری نیست، ولی اگر طلا به طلا و یا نقره به نقره فروخت، بازهم مساوات در وزن الزامی است. حتی اگر شخصی نقره ساخته شده، به نقره ساخته نشده فروخت، بازهم مساوات در وزن ضروری است، در غیر اینصورت ربا به شمار می آید، روش محفوظ ماندن از ربا این است که طلا یا نقره ساخته شده به پول فروخته شود و طلا و یا نقره ساخته نشده هم با پول خریداری شود. (رد مختار: ص۴۸۳)

* اگر شخصی نخواهد زیور ساخته شده طلایی یا نقره ایی را با وزن بیشتر از همان جنس عوض کند و هردو طرف راضی باشند، صورت جوازش این است که با زیور ساخته شده که به عبارت وزن کمتر است، مقداری پول نیز همراه باشد تا مقدار اضافی در مقابل پول قرار گیرد. (رد مختار: ص۴۸۳)

* روش ساده ی دیگر که انسان از ربا محفوظ بماند این است که اگر شخص می خواهد مثلا نقره عوض کند و نقره ی یکی از آن دو بیشتر است، این است که هر یک همراه با نقره، مقداری پول هم بدهد ولو اینکه یک تومان باشد و هنگام معامله هر یک بگوید: این نقره و این مبلغ را به این نقره و این مبلغ معاوضه می کنیم، آن وقت معامله بدون ربا درست می باشد . (رد مختار: ص۴۸۴)

* اگر شخصی بخواهد نقره ی کم ارزش را با نقره ی با ارزش عوض کند و هیچ کس پیدا نمی شود که بطور مساوی عوض کند، راه نجات از ربا این است که نقره ی کم ارزش خود را به پول فروخته و با ارزش را به پول بخرد. (رد مختار: ص۴۸۴)

* اگر شخصی زیور طلایی خالص با طلا و یا زیور نقره ای خالص با نقره عوض نمود، باید مساوات رعایت گردد؛ در غیر اینصورت همانطوری که قبل از ذکر شده با طلا یا نقره ای که کمتر است، مقداری پول همراه گردد و اگر طلا با نقره عوض شود، مساوات در وزن ضروری نیست، زیرا جنس آنها با یکدیگر فرق می کند، البته شرط این است که نقدی باشند. (رد مختار: ص۴۸۴)

* اگر نقره ی ناخالص با نقره ی خالص عوض شد، باید نقره ای که ناخالص است، از نقره ی خالص کمتر باشد تا آنچه با ناخالص بکار رفته در مقابل باقیمانده ی نقره ی خالص قرار گیرد. اگر نقره ی خالص مساوی یا بیشتر باشد، معامله جایز نمی­باشد، راه جوازش همان است که قبلاً ذکر شد که با نقره ی کم مقداری پول همراه باشد تا معامله جایز گردد. (رد مختار: ص۴۸۵)

* اگر دو نفر با یکدیگر انگشتر نقره ای عوض کردند، توجه شود که اگر هر دو نگین دارند به هر حال درست است؛ فرقی نمی کند نقره شان مساوی باشد یا نامساوی، ولی دست به دست باشد و اگر بدون نگین اند، باید وزنشان با یکدیگر مساوی باشد، اگر مساوی نباشد معامله جایز نمی گردد؛ زیرا ربا به حساب می آید. همچنین اگر دست به دست نباشد، بازهم ناجایز و حرام است. (رد مختار: ص۴۸۵)

* هدف از این که قبض در مجلس باشد، یعنی معامله دست به دست باشد، این است که قبل از جدا شدن از یکدیگر، قبض باشد؛ اگر بعد از این که از یکدیگر جدا شدند، قبض[گرفتن] شد، اعتباری ندارد و گناه ربا لازم می گردد، مثلا اگر کسی طلا یا نقره خرید، باید در همان مجلس پول آنها را بپردازد. اگر بگوید: اکنون طلا یا نقره را برداشته و می برم سپس از منزل قیمتش را می فرستم، ناجایز می باشد؛ بلکه همانجا نشسته و پول ها را از منزل طلب کند یا اینکه همراه با فروشنده به منزل رفته و پول هایش را پرداخت نماید. حتی اگر باهم به منزل مشتری رفتند و مشتری تنها وارد منزل گردید، بازهم ناجایز و حرام است. زیرا در میانشان جدایی واقع شده و اکنون جهت نجات از گناه باید دوباره معامله کند. (رد مختار: ص۴۸۵)

* اگر بعد از معامله، مشتری جهت آوردن پول به منزل رفت یا اینکه فروشنده جهت قضای حاجت رفت یا در گوشه ای از مغازه بکاری دیگر مشغول شد، بازهم جدایی واقع شده و معامله ربایی انجام شده است. (رد مختار: ص۴۸۶)

* اگر هنگام معامله طلا و نقره پول نقد همراهت نبود، تدبیرش این است که همان اندازه پول از او بطور قرض گرفته و سپس با او معامله کن، آن وقت پولها بعنوان قرض بر ذمه ی تو می باشند، هر وقت که خواستی پرداخت کن. (رد مختار: ص۴۸۶)

* اگر شخصی چادری یا کلاهی یا چیز دیگر که مقداری طلا یا نقره بر آن منقش بود خرید، باید به اندازه قیمت آن طلا یا نقره ای که بر آن است پول نقد پرداخت نماید و باقیمانده پولش را هروقت که خواست بپردازد. (رد مختار: ص۴۸۶)

* اگر شخصی بخواهد پولی خرد کند، باید دست به دست باشد. اگر مغازه دار گفت: تو پولت را بده اکنون من این اندازه پول خرد ندارم، مبلغی که موجود است برداشته و باقیمانده را بعداً که معامله کردم، آمده و تحویل بگیر، ناجایز می باشد و در این مورد راه نجات از گناه این است که پول های خرد را از او بطور قرض گرفته و پول خود را پیش او امانت بگذارد، هنگامی که او پول خرد بدست آورد، آن وقت پولش را عوض کند. (رد مختار: ص۴۸۶)

* اگر معامله طلا به پول شد، باید نقدی باشد. (رد مختار: ص۴۸۶)

* اگر شخصی طلا یا نقره به پول خرید و شرط کرد اگر تا یک روز یا سه روز نخواستم برمیگردانم، این شرط ناجایز است؛ در این نوع معامله نباید چنین شرط کرد. (رد مختار: ص۴۸۷)

* چیزهایی که به وزن فروخته می شوند، عبارت اند از گندم، گوشت، آهن، مس، سبزیجات، نمک و … اگر شخصی بخواهد یکی از چیزهای فوق را به همان چیز بفروشد یا عوض کند مثلا گندم به گندم، برنج به برنج، آرد به آرد یا چیزی دیگر که جنسشان یکی باشد، در این صورت باید دو چیز مورد توجه قرار گیرد: یکی این که هردو مساوی باشند و هیچ گونه کم و بیشی در آنها نباشد و اگرنه ربا لازم می آید. دوم اینکه دست به دست باشند؛ اگر گندمها یکجا در منظر هر دو قرار گرفته بودند و تحویل و تحول گردیدند و در اختیار هر یکی قرار گرفتند، حکم دست به دست را دارند؛ اگر چنین نبودند، گناه ربا بشمارمی آید. (رد مختار: ص۴۸۷)

* اگرخواستید گندم کم ارزش را با گندم با ارزش عوض کنید، یا آرد کم ارزش را با آرد با ارزش عوض کنید و هیچ کس مساوی عوض نمی کند، راه حلش محفوظ ماندن انسان از گناه این است که گندم یا آرد خود را به پول فروخته و عوض پول از او هر چه می خواهد از قبیل گندم و… خریداری نماید. (رد مختار: ص۴۸۷)

آن چیز هایی که با وزن فروخته می شوند

* اگر چیز هایی که با وزن فروخته می شوند، از یک نوع نیستند، مانند اینکه شخصی گندم داده و در عوض جو، نمک، گوشت و … خرید، آن وقت هموزن بودن ضروری نیست، البته به شرطی که هر دو جنس نقداً در همان جلسه به یکدیگر تحویل گردند وگرنه هر دو گناهکار می باشند. (رد مختار: ص۴۸۸)

* اگر شخص جنس وزنی را با پول خرید یا با لباس و چیز دیگر که وزن نمی شود، معاوضه نمود، مثلا یک طاقه پارچه داده و در قبال آن گندم و غیره خرید، یا گندم داده و در عوض تخم مرغ که عددی است خرید، آن وقت دست به دست ضروری نیست. (رد مختار: ص۴۸۸)

* اگر یک طرف آرد مرغوب و طرف دیگر آرد نامرغوب باشد، باید مساوات رعایت گردد وگرنه ربا بشمار می آید، ولی اگر نوعشان مختلف باشد، مثلا یک طرف آرد گندم و طرف دیگر آرد نخود، آن وقت مساوات لازم نیست، ولی دست به دست ضروری است. (رد مختار: ص۴۸۸)

* معامله ­گندم­ با آردگندم­ به­ هیچ عنوان جایز نیست­؛ فرقی نمی­کند در وزن مساوی باشد یا نامساوی، اگر گندم با آرد نخود یا آرد دیگر عوض نمود، جایز است، بشرطی که دست به دست باشند. (رد مختار: ص۴۸۸)

* چون شخصی زیتون با روغن زیتون معاوضه نمود، توجه شود که اگر روغنی که در زیتون است، کمتر از روغن زیتون است، معامله جایز و اگر بیشتر یا مساوی است، معامله ناجایز است؛ حتی اگر شک باشد که ممکن است روغنی که از زیتون بیرون می آید بیشتر یا مساوی باشد، بازهم معامله ناجایز است و در این نوع معامله دست به دست، هم شرط است. (رد مختار: ص۴۸۹)

* اگر شخصی گوشت گاو یا گوشت گوسفند معاوضه نمود، مساوات شرط نیست، ولی باید دست به دست باشد. (رد مختار: ص۴۸۹)

* اگر شخصی ظرفی مسی با ظرفی دیگر عوض کرد، باید وزن آنها مساوی و دست به دست باشند. اگر در آنها اضافی و کمی باشد ربا به شمار می آید، اگر در وزن مساوی باشند، البته دست به دست نباشند، بازهم ربا به حساب می آید. اگر یک طرف مس باشد و طرف دیگر آهن، آن وقت مساوات ضروری نیست، ولی دست به دست بودن شرط است. (رد مختار: ص۴۸۹)

* اگر شخصی از دیگری دو کیلو گندم بعنوان قرض گرفت و بگوید: من گندم ندارم، عوض آنها بعداً ۲ کیلو نخود خواهم داد، جایز نیست؛ زیرا اینجا معامله ی گندم با نخود شد که در اینها دست به دست شرط می باشد، اگر نیازی برای این نوع معامله شد، اول گندم را بعنوان قرض گرفته و سپس عوض آنها نخود بدهد. (رد مختار: ص۴۸۹)

* در تمام موارد فوق، حاضر بودن هردو جنس ضروری است که هریکی هنگام معامله، جنس خود را به دیگری تحویل دهد یا حداقل به آن اشاره کند، و اگرنه ربا به حساب می آید. (رد مختار: ص۴۹۰)

* چیزهایی که با وزن فروخته نمی شوند، بلکه با متر یا عددی بفروش می­رسند، مانند اینکه شخصی پارچه با پارچه یا تخم مرغ با تخم مرغ عوض کند، زیادی کمی در آن جایز است؛ ولی باید دست به دست باشد و اگر جنس آنها فرق می کند، مثلا گندم با پرتقال یا پرتقال با گلابی عوض کرد، نه مساوات شرط است و نه دست به دست، به هر حال معامله درست است. (رد مختار: ص۴۹۰)

* بجز طلا و نقره اگر دو مورد و از یک جنس وزنی معامله شود، آن وقت مساوات و دست به دست بودن، ضروری است. ولی اگر جنس، یکی است و به وزن فروخته نمی شود، مانند لباس یا اینکه هر دو وزنی هستند، ولی جنس آنها با همدیگر فرقی می کند، مانند اینکه شخصی گندم با نخود عوض کند، در هردو صورت مساوات در وزن ضروری نیست و زیادی و کمی هم درست است، ولی باید دست به دست باشد، و اگر دو جنس مختلف با یکدیگر معاوضه شود و آنها وزنی نباشند، در آنها زیادی و کمی جایز و دست به دست هم ضروری است. (رد مختار: ص۴۹۰)

* اگر شخصی ظرف چینی کم ارزشی را با ظرف چینی اعلا عوض نمود، در آنها مساوات ضروری نیست. ولی اگر هر دو ظرف چینی در ارزش برابر بودند، آن وقت باید معامله دست به دست باشد، اگر نوعشان مختلف بود، مثلا کم ارزش یا باارزش معاوضه شد، دست به دست بودن ضروری نیست و نیز اگر شخصی یک سوزن به دو سوزن داد بازهم خالی از اشکال است. (رد مختار: ص۴۹۱)

* اگر شخصی به دیگری بگوید: پبش ما مهمان آمده، لذا نانهای یک کیلو آردی که خمیر نموده و پخته ایم به من بده و در عوض از من یک کیلو یا یک کیلو و نیم گندم یا آرد بگیر، این معامله درست است. (رد مختار: ص۴۹۱)

* اگر خواستید توسط خدمتگزاری چیزی بخرید، باید او را کاملاً از این نوع مسایل آگاه سازید، اینطور نباشد که برای شما معامله ی خلاف شرع کند و شما از آن استفاده نموده و بعلت خوردن حرام مرتکب گناه و سزاوار عذاب گردید. اگر شما از چنین مال کس دیگری را بخورانید، باز هم گنهکار خواهید شد. (رد مختار: ص۴۹۱)

یک پاسخ به “معامله ی طلا و نقره (الصرف)”

  • محسنی راد:

    سلام

    مطلب جالبیه احکام ومسایل اینچنینی را بیان بفرماییدتا ما جوانان را راهنمایی کنید سپاس گذار شما هستم
    استدعای دعای خیر دارم

یک نظر بگذارید