از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* هفت علامت مؤمن حقیقی

سپاس و حمد فراوان به پروردگار جهانیان که بر افلاک نظم بخشید و از نیستی به هستی تبدیل کرد و هزاران رحمت و سلام به سرور کائنات، التیام بخش زخم پا برهنگان، به معشوق ما، حضرت محمد صلی الله علیه و سلم و باز هم هزاران سلام به روح مقدس آل و اصحاب آن حضرت.
خداوند کریم بندگان خود را خلق نمود تا مورد آزمایش قرار دهد. همانطور که در کلام مقدسش می فرماید (وَمَا خَلَقتُ الجِّن وَ الاِنسَ اِلَّا لِعبُدُونَ) ذاریات و ما انسان و جن را خلق نکردیم مگر برای عبادت نمودن. خداوند کریم در این آیه شریفه برای تمام بشر می فرماید که هدف از خلقت در این دنیا خوش گذارانی و هوس بازی نیست بلکه هدف از خلقت فقط عبادت به پروردگار خود است. آن دسته از بندگانی که به اوامر خداوند متعال توجه نکرده و از نواهی دوری نکردند بی شک آنان گمراهان هستند. کسانی از بندگان خدا هستند که از فتنه های دنیا با توفیق خداوند در امان ماندند و توانستند از دام های اهریمن به سلامت بیرون آیند که خداوند در حق آنان می فرماید (اِنَّ المُتَّقِینَ فِی جَنَّتِ النَّعِیم) بتحقیق  جنت که پر از نعمتها است برای متقیان است.

مخلوقات الهی به چندین دسته تقسیم می شوند ۱- حیوانات ۲- جمادات ۳- نباتات ۴- گازها ۵- مایعات، که هر کدام تعریف خود را دارند از میان این پنج قسم، قسم اول که حیوان نام دارد به دو دسته تقسیم می شود ۱- حیوان ناطق ۲- حیوان غیر ناطق و حیوان ناطق نیز همانند حیوان مطلق به دو دسته تقسیم می شود ۱- مسلمان ۲- کافر. کافر شدن انسان از دو چیز خالی نیست ۱- به فتنه های دنیا گرفتار شده و فریب خوردند ۲- به دام های اهریمن گرفتار شده و فریب خوردند. مسلمانان نیز به سه دسته تقسیم می شوند ۱- عام ۲- خاص    ۳- خاص الخاص. مسلمان عام به آن دسته از انسانها گفته می شود که به پروردگار و روز جزا و پیامبر و… ایمان دارند ولی در عمل کردن به اوامر الهی اجتناب و از گناهان دوری نمی گزینند، مسلمان خاص به آن دسته گفته میشود که ایمان به خداوند و … دارند و عمل به اوامر خداوند و از نواهی اجتناب می کنند لیکن احسان ندارند، مسلمانان خاص الخاص به کسانی گفته می شود که ایمان به خداوند دارند و به اوامر خداوند پایبند بوده و از گناهان اجتناب می کنند و احسان نیز دارند، احسان آن است که فردی فقط بخاطر رضای پروردگار کار کند و از گناهان دوری کند  مدام در این فکر باشد که پروردگارش حاضر و ناظر است گرچه ما او را نمی بینیم. کسانی که به چنین درجه ای برسند،  همیشه و در هر حال از خداوند غافل نیستند، اینان از انسانهای اهل بصیرت هستند. در محبوب بودن اولیاء الهی در نزد پروردگار شکی نیست همچنانی که در محبوب بودن انبیاء نزد خداوند شکی نیست. کسانی از امت هستند که سنت گهربار رسول اکرم را در پیش گرفته و پایبند به دستورات دین مبین اسلام بودند و به درجات اعلی رسیدند و از بندگان خاص خداوند قرار گرفتند این افراد طبق فرمایش الهی در آیه ۱۸ سوره حشر که می فرماید (یَا اَیُّهَا الَّذِینَ اَمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ التَنظُر نَفسٌ مَا قَدَّمت لِغَدِو وَّاتَّقُوا الله اِنَّ اللهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعلَمُون) ای مسلمانان بترسید از خدا و باید که تأمل کند هر شخصی که چه چیز پیش فرستاده است برای فردا و بترسید از خدا هر آئینه خدا خبر دار است به آن چه می کنید. اگر بنده ایی از بندگان خداوند متعال به این عمل کرده و از روز جزا هراس داشته باشد چنین بندگانی مؤمن حقیقی هستند. یا به زبان دیگر اهل بصیرت، مؤمن به کسی گفته می شود که با تمام وجود از خداوند هراس داشته و عمل صالح انجام دهد و از گناهان دوری کند.

مؤمن حقیقی را میتوان از هفت علامت شناخت:

۱- اولین علامت مؤمن حقیقی زبان اوست، فردی که مؤمن حقیقی باشد زبان او غیبت نمی کند زیرا به یقین ایمان دارد که خداوند کریم در آیه ی شریفه دوازدهم حجرات فرموده (وَلَا یَغتَب بَعضُکُم بَعضًا اَیُحِبُ اَحَدُکُم اَن یَأکُلَ لَحمَ اَخِیهِ مَیتًا فَکَرِهتُمُوهُ) یعنی: و غیبت نکند بعضی از شما بعضی دیگر را آیا دوست می دارید کسی از شما بخورد گوشت برادر خودرا که مرده باشد پس متنفر شوید از وی.

همچنین از سخنان گهربار حضرت رسول اکرم اطاعت می کند که می فرماید: ایاکم و الغیبة فان فیها ثلاث افات: لا یستجاب لصاحبها دعا و لا تقبل له حسنة و تترکم علیه السئیات. از غیبت دوری کنید همانا در غیبت کردن سه آفت دارد ۱- دعای غیبت کننده مستجاب نمی شود         ۲- اعمال خوب از غیبت کننده قبول نمی شود ۳- گناهان بر او افزایش می یابد. غیبت آن است که ذکر یکی از صفات برادر یا خواهر دینی خود را کند که با شنیدن آن برادر یا خواهر مسلمان ناراحت شود.
مؤمن واقعی کسی است که با زبانش به برادر و خواهر مسلمان خود دشنام ندهد زیرا که رسول اکرم میفرماید: المؤمن من لیس بلعان، مؤمن کسی است که لعنت نکند. مؤمن کسی است که با زبانش دروغ نگوید و فضولی نکند، ایاکم و الکذب فانه مع الفجور و هما فی النار. از دروغ دوری کنید به درستی که دروغ با فسق همراه است که هر دو در جهنم هستند. از عطاء بن ابی رباح روایت است که میفرماید: ان من کان قبلکم کانوا یکرهون فضول الکلام و کانوا یعدّون فضول الکلام ما عدا کتاب الله تعالی و سنت رسول الله. یعنی: امت پیشین فضولی را کراهت میدیدند و فضولی را خارج از کتاب خداوند و رسولش شمردند. مؤمن واقعی کسی است که به کسی تهمت نزده و از زبانش کلام الهی و کلام هایی که سبب خشنودی خداوند و رسولش حاصل میشود جاری میشود، و این افراد به یقین که از دستورات اسلام اطاعت کردند و آنچه رسول اکرم صلی الله علیه و سلم آورده پیروی کردند، وَ مَا آَتََاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُم عَنهُ فَانتَهُوا. یعنی: و هر چه بدهد شما را پیغمبر بگیرید آنرا و هر چه منع کند شما را از آن باز ایستید.  پس کسانیکه با زبان خود قرآن میخوانند و این را برای خود عبادتی بیش نمیدانند حقًا که با فرمایش گهربار رسول الله مطابقت دارد، افضل عبادة امتی تلاوة القرآن. بهترین عبادت امت من قرآن خواندن است. و در جای دیگر میفرماید :ان القلوب لتصدأ کما یصدأ الحدید، به درستی که قلب زنگ میزند همچنانی که یک آهن زنگ میزند. صحابه کرام فرمودند یارسول الله چطور میتوان قلبی که زنگ زده را پاک کرد رسول الله فرمودند: تلاوة القرآن و ذکر الموت. تلاوت کردن قرآن مجید و یاد آوری مرگ. هر انسان عاقلی زبان خود را به فاحشه باز نمی کند بلکه بر زبان خود چیزهای خوب جاری می سازد و در این مطلب حضرت رسول اکرم میفرماید: قل الخیر و الا فاسکت. اگر می خواهی خیر حرف بزن و گرنه سکوت اختیار کن. این جمله مبارک برروی انگشتر امام اعظم حک شده است ،پس چه خوب است هر انسان طبق فرمایش رسول خدا عمل نماید. هر بلایی که به انسان میرسد به سبب زبان اوست.

۲- دومین علامت مؤمن حقیقی قلب اوست. مسلمان نباید در دل خود از کسی دشمنی و کینه داشته باشد بلکه باید دل خود را برای رضای الله بکار برده و با قلبش فقط بفکر رضای خدا و رسولش باشد. مؤمن واقعی کسی است که حسادت نسبت به مسلمان نداشته باشد همانا که در حدیث آمده: الحسد یأکل الحسنات کما تأکل النار الحطب. حسادت حسنات را نابود میکند همچنانی که آتش هیزم را میخورد. با این فرمایش معلوم میشود که حسادت مرضی از امراض بزرگ قلب است که هیچ دوائی ندارد مگر این که گناه آن را دانسته و از آن اجتناب کند.

۳- سومین علامت مؤمن حقیقی چشم اوست. بنده ای که چشم چرانی نکند و به چیزهای حرام ننگرد بلکه به چیزهای خوب بنگرد آن بنده مؤمن حقیقی است. پیامبر علیه السلام میفرماید: من ملأ عینه من الحرام ملأ الله یوم القیامة عینه من النار. یعنی کسی که چشمان خود را در این دنیا از حرام پر کند، روز قیامت خداوند چشمان او را از آتش جهنم پر خواهد کرد. پس انسان های اهل بصیرت به چنین جنایت بزرگی مرتکب نمی شوند. آنان چون به حقیقت ایمان دارند و از نار دوزخ در هراسند. همچنان که یکی از علمای بزرگ بخارای شریف« علامه صوفی الله یار» از عالمان برجسته ترکمن در کتاب خود به نام ثبات العاجزین که بصورت شعر به زبان ترکمنی نوشته شده آورده که: ای بنده مؤمن اگر تو از خشم خداوند ترس داری پس چشم خود را از دیدن نامحرم نگه دار، و همیشه نقطه چشم به پایین باشد، زیرا با بالا بودن نقطه چشم به خشم تبدیل می شود.خوشبختی از آن کسی است که در راه رفتن به قدم خود نظر افکند، طبق سفارش حضرت شاه نقشبند«نظر برقدم» اگر از حد خود تجاوز کرد و به حرام بنگرد روز موعود سخت پشیمان خواهد شد. چشم کسی که زخمی شده و چرک برداشته باشد بهتر از آن چشمی است که سالم بوده و نامحرم دیده، چه خوشی است که صاحب چشم از خداوند ترس و حیا داشته باشد، گر چنین نیست بهتر است که چشم از حدقه بیرون رود تا به حرام بنگرد.

حکایت میکنند شیخ بسطام یکی دیگر از عرفای نامی در هنگام پیری ناگهان از هوش رفتند، وقتی پس از لحظه ای که به هوش آمدند جریان را از ایشان پرسیدند ، ایشان فرمودند: هنگامی که نوجوان بودم از خیابان می رفتم ناگهان چشمم به نامحرمی افتاد و من نگاهی به او کرده و چشمم را از او برداشتم و آن گناه بزرگ را تا بحال به فراموشی سپرده و الان به یادم افتاد که قلبم از سزای آن عمل خبیثم پاره پاره شد و آنگاه آهی کشید و از دهان مبارکش خون آمده و دنیای فانی را ترک کردند. پس چنین است احوال انبیاء و اولیاء با گناهی که در هنگام نوجوانی کردند چنان از آن شرم می کنند که قلبشان پاره پاره می شود. حقا که چنین افرادی اهل بصیرت هستند.

۴- چهارمین علامت مؤمن حقیقی شکم اوست. کسی که شکم خود را با حرام پر کرده نه تنها که اهل بصیرت نیست بلکه کیلومترها از حقایق دور است، به سبب اینکه حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می فرمایند: اذا وقعت لقمة من الحرام فی بطن بن آدم لعنه کل ملک فی الارض و السماء ما دامت تلک اللقمة فی بطنه و ان مات علی تلک الحال فمأواه جهنم. یعنی هر وقت لقمه ایی از حرام در شکم فرزند آدم جا گرفت تمام فرشتگان زمین و آسمان تا مادامی که آن لقمه ی حرام در شکم فرزند آدم است بر او لعنت می فرستند و اگر در چنین حالتی بمیرد جای او در جهنم است. کسانی که از اهل بصیرت هستند شکم خود را سیر نگه نمی دارند و با این کار بخاطر رضای پروردگار ریاضت می کشند . این عده از انسانها بی گمان به سعادت ابدی دست می یابند که با فرمایش گوهر بار سرور کائنات حضرت رسول اکرم مطابقت دارد که میفرماید: الفکر نصف العبادة و قلة الطعام هی العبادة. فکر کردن به مسائل دینی نصف عبادت است و کم خوردن خود عبادت است. پرخوری باعث می شود که قلب انسان بمیرد و در نتیجه نتواند حقیقت را درک و فهم کند و انسان پرخور که همیشه شکم خود را از انواع مطعومات پر کرده و فرقی قائل نیست که حلال باشد یا حرام، این افراد حدیث مبارک رسول الله را به فراموشی سپردند که میفرمایند: لاتمیتوا القلوب بکثرة الطعام و الشراب فان القلب کالزرع یموت اذا کثر علیه الماء. یعنی قلب های خود را با پرخوری و زیاد نوشیدن نکشید چونکه قلب همچون مزرعه ای است که با زیاد دادن آب، غرق شده و نابود می شود.  همچنین در حدیثی دیگر میفرمایند: لا یدخل ملکوت السماء من ملأ بطنه. فرشتگان آسمان داخل نمی شوند به کسی که شکم خود را سیر کند. به راستی چنین است، در تواریخ اسلام میخوانیم که رسول اکرم چگونه گرسنگی کشیدند و همچنین خلیفه های ایشان ابوبکر صدیق و عمر فاروق و عثمان ذی النورین و علی مرتضی چگونه گرسنگی را تحمل کردند در حالی که خلیفه بودند ولی باز هم چنین در راه اسلام انفاق کردند که بر خود چیزی نگذاشته و گرسنگی بسیار کشیدند. خلیفه دوم مسلمین سیدنا حضرت عمر الفاروق رضی الله عنه چنین می فرمایند: ایاکم و البطنة فإنها ثقل فی الحیاة نتن فی الممات. از پرخوری دست بکشید زیرا که در حیات سنگینی است و بعد از حیات بویی بد. کسی که خواهان است از انسان های اهل دل باشد دانستن و عمل به چهار چیز در مورد شکم لازم و ضروری است ۱- طعام نخورد مگر چیزهای حلال، چون عبادتی که با حرام انجام شود همانند ساختن خانه ای گِلی در عمق دریا است ۲- عادت به کم خوردن داشته باشد ۳- در خوردن و آشامیدن وقت معینی داشته باشد {زیرا که حیوانات عادت دارند بدون برنامه غذا بخورند}

 ۴- خوراکی که می خورد را تعیین کند {چیزهایی را که مفید است بخورد و چیز هایی را که مضر است  از آن اجتناب کند}. آدم های اهل دل میدانند که تمام امراض از غذا خوردن ماست، قلب ما انسانها همانند دیگی است که روی آتش قرار دارد، اگر زیر دیگ آتشی از هیزم روشن کنیم با زیاد روشن ماندن آتش دیگ سیاه می شود پس معده ایی که پر از غذا شود مانند آن آتش قلب را به سیاهی میکشد و بخاطر همین هم نمی توان با آن قلب حقایق را درک و فهم کرد،.

۵- پنجمین علامت مؤمن حقیقی دستان اوست. انسانهای اهل دل به یقین میدانند دستی که با آن حلال گرفته و از حرام اجتناب کند سبب خشنودی پروردگار می شود، چنانچه پیغمبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم می فرماید: ان الله خلق دارا من زبرجدة خضراء فیها سبعون الف دار فی کل دار سبعون الف بیت لا ینزلها الا رجل یعرض علیه الحرام فیترکه من مخافة الله تعالی. بدرستی که خداوند قصری از زبرجد به رنگ سبزرا خلق نمود که در آن هفتاد هزار قصر وجود دارد که در هر قصری هفتاد هزار خانه وجود دارد ، هیچ کسی وارد آن نخواهد شد مگر کسانی که حرام برای آنان عرضه شود و فقط بخاطر رضای خداوند متعال آن را ترک کنند. پس باید با دستان خود چیزهای حلال را گرفته و از حرام بشدت هر چه بیشتر دوری کرد. دستی که با آن قرآن و کتاب های مفید و چیزهای حلال با آن گرفته میشود و چیز های مشروع نوشته شود آن دست، دست مؤمن واقعی است ولی آن دستی که از حرام اجتناب نکرده و به هر حرامی با تمام جرأت دست زند، بی شک آن دست، دست افراد بدبخت است، و ویل بر او باد.

۶- ششمین علامت انسان حقیقی، پاهای اوست. پاهایی که از حرام دور بوده و به مکانهای حلال و مشروع همانند صحبت با علماء، دیدار با اولیاء، شرکت در مجالس علم و ذکر قدم بگذارد. رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می فرماید: هر کس به اندازه ایی که بتوان پوست تخم مرغ پخته ای را از آن جدا کرد، در محضر اولیاء بنشیند، از صد سال عبادت بهتر است.  یکی از بیت های شاعر معروف، مولوی به این حدیث دلالت دارد که می فرماید: یک زمانی صحبت با اولیاء ، بهتر از صد سال طاعت بی ریاست . و باز در جای دیگری حضرت رسول اکرم        می فرمایند: اگر فرد مسلمانی فقط بخاطر رضای خدا به زیارت فرد صالحی رود خداوند بخاطر آن عملش، گناهان او را می بخشد. پس چه نیکوست که محض رضایت پروردگار به زیارت صالحان رفتن.

۷- هفتمین علامت مؤمن حقیقی این است که عملش را فقط برای رضای خدا قرار دهد و از اینکه عملش ریا باشد یا نفاق در هراس باشد. حکایت میکنند حضرت داوود علیه السلام در صومعة نشسته و مشغول قرائت زبور بود. کرم قرمز رنگی را دید و با خود گفت هدف از خلقت این حیوان چیست؟ و خداوند چه اراده ایی از آن هدف دارد؟ در آن هنگام آن کرم قرمز رنگ به اذن پروردگار به زبان آمده و حرف زد و گفت: ای نبی الله هیچ روزی نیست که از خداوند متعال برایم الهام نشود که روزی هزار بار بگویم: سبحان الله، الحمد لله، لا اله الا الله، الله اکبر. و هیچ شبی نیست مگر اینکه برایم الهام نشود که هر شب هزار بار بگویم: اللهم صل علی محمد النبی الاُمی و علی آله و صحبه و سلم. حضرت داوود از گفته های خود پشیمان شد. اگر یک کرم چنین باشد چرا ما انسانها برای پروردگار خود تسبیح نگوییم و برای پیامبران صلوات نفرستیم، بتحقیق که جانداران به سه گروه تقسیم میشود ۱- گروهی که خداوند برای آنان عقل داده اما شهوت نداده آنان فرشتگان هستند ۲- گروهی که خداوند برای آنان عقل نداده اما شهوت داده و آنان حیوانات غیر ناطق هستند ۳- گروهی که خداوند برای آنان هم عقل و هم شوت داده بدرستی که آنان انسان هستند. پس اگر انسان بتواند از عقل خود استفاده کرده و اطاعت پروردگار را کند از فرشتگان نیز برتر می شود زیرا که فرشتگان شهوت ندارند و فقط عبادت می کنند و اگر انسان بتواند با استفاده از عقل، غالب بر هوای نفس خود شود، مسلمًا مقامش از فرشتگان نیز بالاتر میرود اما اگر انسان نتواند از عقل خود استفاده کند و هوای نفس بر او غالب شود حقا که از حیوان هم پست تر است {اولئک کالانعام بل هم اضل}. حضرت ابراهیم خلیل الله هنگامی که به عاقبت گناه فکر می کرد از حال می رفت و از یک مایل دورتر صدای قلبش شنیده می شد.  خداوند حضرت جبرئیل را مأمور کرد تا پیش خلیلش رود و حضرت جبرئیل عرض کرد :آیا دوست از دوست خود هراس دارد؟ حضرت ابراهیم پاسخ داد وقتی به عاقبت گناهان می اندیشم خلیل بودنم را فراموش می کنم. این است احوال انبیاء خداوند، چنان عمل آنان خالص است که هنوز گنه نکرده وقتی به عاقبت آن فکر می کنند چنین اضطراب دارند پس اگر مرتکب به گناه می شدند چه می کردند؟ سیدنا حضرت عمر الفاروق خلیفه دوم مسلمین چنان خالصانه عمل می کرد و چنان عدالت داشت که نمیتوان نظیر آن را در تاریخ پیدا کرد و چنان از خداوند هراس داشت که وقتی آیه ی خوف از خداوند را می شنید بی هوش بر زمین می افتاد، روزی علفی بر دست گرفته و عرض کرد، کاش من علف بودم کاش از مادر متولد نمی شدم، بشدت گریه می کرد تا جایی که اشکان مبارکش تمام شده و از چشمان مبارکش خون جاری می شد و دو خط سیاه بر صورت ایشان جاری بود خطی که از گریه در صورت مبارکش مانده بود. چنین فردی که خلیفه ی رسول خدا و نیز مژدگانی شده به بهشت بود بدون کوچک ترین تردیدی از اهل بصیرت می باشند. فردی که عمل را خالصانه انجام دهد و از ریا و نفاق در هراس باشد و بخاطر ترس از خداوند گریه و زاری کند، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم در حق چنین انسان هایی می فرمایند: لا یلج النار من بکی من خشیة الله حتی یعود اللبن فی الضرع. کسی که بخاطر ترس از خدا گریه کند به آتش جهنم داخل نخواهد شد، آن گونه  که داخل شدن شیر بیرون آمده از پستان، به پستان غیر ممکن است.  در احادیث وارد شده که فردی بخاطر گناهانش در روز قیامت حکم کرده می شود که به جهنم انداخته شود و فرشتگان او را گرفته وبه  پرتگاه جهنم می برند آنگاه یکی از پلک های او حرف می زند و می گوید: یا رب، رسولت در حدیثی چنین فرمایش کرد که اگر فردی بخاطر رضای خدا گریه کند جهنم بر او حرام است و من نیز بخاطر ترس از عذابت گریه کردم و خیس شدم. آنگاه پروردگار امر خواهد کرد: فلان بنده ی من در دنیا بخاطر ترس از من گریه کرده و یکی از پلک هایش را خیس نمود من تمام گناهان او را بخشیدم. پس ای سروران عزیز، کسی که در دنیا بخاطر ترس از خداوند متعال و برای رضای الهی، تنها یک پلکش را خیس کرده و بهمین سبب از جهنم نجات پیدا می کند، کسی را که تمام عمر خود را بخاطر رضای پروردگار، گریان باشد چه می پندارید؟  انسان اهل بصیرت قلبش را به خداوند متعال مایل نموده و شب و روز بخاطر رضای الهی زاری و گریه می کند. انسان اهل بصیرت بیقین می داند که حضرت رسول فرموده: کسی که در دنیا از ترس خداوند به اندازه سر یک مگس گریه کند ابدا جهنم بر او غلبه نخواهد کرد. بهمین سبب مدام از ترس خداوند متعال در گریه است و از ترس اینکه مبادا عملش بخاطر ریا ضایع شود بشدت در هراس است. حضرت امام اعظم ابوحنیفه شب ها را با گریه سپری می کرد تا جایی که صدای گریه ی ایشان را میتوانستند همسایگان بشنوند. خلاصه، کسی که میخواهد از انسانهای اهل بصیرت باشد باید که این هفت علامت را دانسته و به آن عمل نماید. خداوند کریم تمام ما را به حرمت انسانهای اهل بصیرت به سعادت ابدی برساند. آمین یا رب العالمین.

منابع و مأخذ:

احیاء علوم الدین و مکاشفة القلوب، تألیف: امام محمد غزالی رحمه الله

یک نظر بگذارید