از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* قضا و قدر

امام ابو حنیفه ـ رحمة الله علیه ـ می فرماید:

«و کان اللّه تعالی عالماً فی الازل بالاشیاء قبل کونها و هوالّذی قدّر الاشیاء و قضاها ولا یکون فی الدنیا ولا فی الآخرة شیٍ الا بمشیئته و علمه و قضائه و قدره و کتبه فی اللوح المحفوظ ولکن کتبه با لوصف لا بالحکم» «اللّه تعالی در ازل به همه ی اشیاء قبل از وجود آن عالم بوده است. او تعالی تمامی چیز ها را برنامه ریزی نموده و عملی کرده است. هیچ چیزی نه در دنیا و نه در آخرت، جز به مشیت و علم و قضا و قدر او انجام نمی گیرد. هر چیزی در دنیا و آخرت طبق نوشته ی او در لوح محفوظ انجام می گیرد، لیکن نوشتن او تعالی به طریق وصف بوده است نه از روی اجبار و حکم».

مراد از ایمان به تقدیر، این است که باور کنیم که هر چه در گذشته انجام گرفته و هر چه در آینده انجام می گیرد، از قبیل نیک و بد، سود و زیان، ایمان و کفر، طاعت و عصیان، حرکات و سکنات و . . . به تقدیر و تدبیر حق تعالی است و از قبل به همه ی آن علم دارد و آن را در لوح محفوظ نوشته و هر چیز وابسته به مشیّت و اراده ی اوست و همه را او خلق کرده و می کند.

امام محدث، ابوجعفر طحاوی حنفی ـ رحمة الله علیه ـ نوشته است: «اصل تقدیر، سر اللّه تعالی در مخلوقاتش می باشد و هیچ فرشته ی مقرّب و پیامبری را به آن مطلع نگردانده است».

تعمق یعنی مبالغه در طلب و تفکّر در آن، ذریعه خذلان و نردبان حرمان و درجه ی طغیان است؛ پس باید به طور کلّی از فکر و نظر و وسوسه در آن پرهیز کرد؛ زیرا که خدای تعالی علم تقدیر را از مخلوقاتش نهان داشته و از میل کردن به آن باز داشته است. ممنوعیت از فکر و نظر در مسئله تقدیر، به معنای تحریم بر عقل انسانی نیست؛ بلکه به خاطر حفاظت عقل از ضلالت و انحراف است؛ زیرا که عقل نمی تواند همه ی جوانب  آن را احاطه کند و حتی بخشی از آن را با صعوبت در می یابد.

از حضرت عائشه ـ رضی الله عنها ـ روایت شده که رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و سلّم ـ فرموده اند: «من تکلم فی شیئ من القدر سئل عنه یوم القیامه و من لم یتکلم فیه لم یسال عنه» «هر کس در مورد تقدیر چیزی بگوید، روز قیامت از آن باز خواست می شود و اگر در مورد آن نگوید، از آن سؤال نمی شود».

شخصی نزد امام ابو حنیفه ـ رحمة الله علیه ـ آمد و در تقدیر بحث نمود، امام فرمود: «مگر نمی دانی کسی که به تقدیر می نگرد، همچون شخصی است که به خورشید می نگرد؛ هر چه بیشتر نگاه کند، بیشتر حیران می شود».

با تغیّر مخلوق، علم اللّه تعالی تغییر نمی کند.

امام ابوحنیفه ـ رحمة الله علیه ـ می فرماید: الله تعالی چیزی را که معدوم است، در حال نبودنش با وصف نیستی و عدم می داند و می داند که آن چیز معدوم، هنگامی که آن را به وجود آورد، چگونه خواهد بود. موجود را در حال وجودش، موجود می داند و می داند که فنا شدن آن چگونه خواهد بود.

الله تعالی فرد ایستاده را در حال قیامش، ایستاده می داند و آنگاه که نشست، پس او را در حال نشستن، نشسته می داند؛ بدون اینکه علم او تغییر یابد یا علم جدیدی برای او پدید آید. لیکن تغیّر و اختلاف، در مخلوقات به وجود می آید نه در علم خدا؛ چون تغیّر و حدوث، از صفات مخلوقات است نه خدا.

علم او تعالی، نسبت به همه اشیاء، قدیم است. ایجاد و فنای اشیاء و تغییرات آن، طبق علم ازلی و قضا و قدر او تعالی صورت می گیرد.

یک نظر بگذارید