از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* در آداب تعزیه و شرايط اهل مصيبت

گفتن كلمه‌ی استرجاع

در كتاب ابن‌السّني به روايت ابن‌عبّاس ـ رضي الله عنهما ـ آمده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود: مرگ فزعـي [ترس، بيم] است. وقتـی به يكـي از شما خبـر وفات برادر مؤمنش برسد، بايد بگويد: «اِنَّا للهِ وَ اِنَّا اِلَیهِ رَاجِعُونَ وَ اِنَّا اِلَی رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ اَللَّهُمَّ اكْتُبْهُ عِنْدَكَ مِنَ الْمُحْسِنِيْنَ وَ اجْعَلْ كِتَابَهُ فِيْ عِلِّيِّيْنَ وَ اخْلُفْهُ فِيْ اَهْلِهِ فِي الْغَابِرِيْنَ وَ لَا تَحْرِمْنَا اَجْرَهُ وَ لَا تَفْتِنَّا بَعْدَهُ» [پروردگارا! او را در زمره نيكو كاران و نامه اعمالش را در زمره نيكان قرار بده و او را در ميان اهلش كه باز ماندگان هستند جايش بده و ما را از اجرش محروم مگردان و ما را بعد از او به فتنه ميانداز.] و هنگامی که خبر وفات یکی از دشمنان دين را بشنود بايد بگويـد: «اَلْحَمْـدُ ِللهِ الَّذِيْ نَصَرَ عَبْـدَهُ وَ اَعَزَّ دِيْنَهُ»[ سپاس خدايي را كه بنده اش را ياري نمود و دينش را عزت بخشيد].

در كتاب ابن‌السّني به روايت ابن مسعود رضی الله عنه چنین آمده است: در غزوه‌ي بدر نزد پيغمبر صلی الله علیه و سلم آمدم و گفتم: يا رسول الله صلی الله علیه و سلم! خداي تعالي ابوجهل را كشت. آن حضرت صلی الله علیه و سلم كلمات مذكور را بر زبان مبارک آورد.

تسلیت گفتن به صاحبان مصیبت

در سنن ابن‌ماجّه و بيهقي به اسناد حسن از حزم رضی الله عنه روايت شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود: هر كس به برادر مؤمن خود تسلیت گويد، خداي تعالي در روز قيامت لباس كرامت بر او می‌پوشاند.

تسلیت، ترغیب به صبر و بیان کردن چيزي است که موجب تسلّي صاحب مصيبت و کاهش اندوه و ملالت وي می‌شود. تسلیت گفتن پيش از دفن مستحب است، امّا بعضي از علما بر آنند كه ادای تسلیت بعد از دفن بهتر است؛ زيرا اهل مصيبت پيش از دفن به تجهيز و تكفين مشغول هستند و غم و اندوه ايشان بعد از دفن به دلیل جدايي از ميّت بيشتر است. اين در صورتی است كه پيش از دفن ميّت، آه و ناله‌ی اهل مصيبت، شديد نباشد؛ ولی اگر ناله و پريشاني ايشان در آن زمان شدید باشد، تقديم تسلیت براي تسكين دل ايشان بهتر است.

امام ابومحمّد جويني و بعضي ديگر از علما ـ رحمهم الله ـ معتقدند که تقدیم تسلیت از زمان وفات شخص تا مدّت سه روز پس از آن است و ادای تسلیت بعد از آن مكروه است؛ زيرا تسلیت براي تسكين دل اهل مصيبت است که غالباً پس از سه روز تسكين مي‌یابد. پس بهتر است با ادای تسلیت، غم و اندوه و درد ايشان را تازه نكند. اين قول جمهور علما است.

امام عبدالعبّاس بن عاص و بعضي ديگر از علما ـ رحمهم الله ـ بر آنند كه تقدیم تسلیت بعد از سه روز هيچ اشکالی ندارد، بلكه زمان آن هميشه باقي است. اگر تسلیت گوينده يا صاحب مصيبت غايب بوده باشد و پس از سه روز حاضر شود، به اتّفاق همه‌ی علما، تسلیت گفتن جايز است.

در احاديث برای تسلیت لفظي مقرّر نشده است، لیكن امام نوّاوي(رح) فرموده است: نزد اصحاب ما مستحب است كه مؤمن هنگام تسلیت گفتن به برادر مؤمن خود بگويد: «اَعْظَمَ اللهُ اَجْرَكَ وَ اَحْسَنَ عَزَاءَكَ وَ غَفَرَ لِمَيِّتِكَ». [خداوند اجر و پاداشت را زياد گرداند و عزايت را نيكو گرداند و مرده ات را ببخشد].

سكوت و فكر هنگام همراهی جنازه

امام نوّاوي(رح) می‌فرماید: مستحب است كه در آن هنگام مشغول ذكر و فكر باشد و به تفكّر و تأمّل در حال ميّت و آنچه برای وي پيش آمده و نابودي و بي‌اعتباري دنيا بپردازد و از گفتن سخنان بي‌فايده بپرهیزد؛ زیرا مشغول شدن به غفلت و لهو در چنین موقعی بسیار قبیح است.

ائمّه‌ی دين ـ رحمهم الله ـ هنگام تشييع جنازه سكوت را ترجیح می‌دهند؛ اگر چه عامّه‌ی مردم بر خلاف آن عمل مي‌كنند. بنابراین وقتي شخص همراه جنازه است با ذكر گفتن يا قرآن خواندن صدا را بلند نکند، بلكه باید ساكت و متفكّر باشد؛ زيرا در هنگام سكوت قوّه‌ی تفكّر قوي‌تر گشته و جمعيّت خاطر بهتر ميسّر مي‌شود.

زنان نباید همراه جنازه بيرون آيند؛ چون مكروه و ممنوع است. در اصل پانزدهم از نوادر الاصول ذكر شده كه در روايات ثابت شده است وقتی پيغمبر صلی الله علیه و سلم جمعي از زنان را ديد كه در تشییع جنازه حاضر شده بودند فرمود: «اِرْجِعْنَ يَازَوَّارَاتُ غَيْرَمَأْجُوْرَاتِ». [اي زنان زيارت كننده بدون پاداش، برگرديد]

از انس رضی الله عنه روايت شده است كه گفت: با پيغمبر صلی الله علیه و سلم همراه جنازه بيرون آمديم. ناگاه آن حضرت صلی الله علیه و سلم جمعي از زنان را ديد كه در تشییع جنازه حاضر شدند، فرمود: آيا شما اين جنازه را بر مي‌داريد؟ گفتند: خیر يا رسول‌الله صلی الله علیه و سلم . فرمود: آيا شما اين مرده را دفن مي‌كنيد؟ گفتند: خیر. فرمود: پس اي زيارت كنندگان بدون مزد و ثواب بازگرديد.

تلقين ميّت پس از دفن وي

امام نوّاوي(رح) فرموده است كه این عمل به اتّفاق بسياري از علما همچون امام قاضي حسين ـ صاحب تعليقه ـ و امام ابوسعيد متولي و امام ابوالقاسم رافعي و غير ايشان ـ رحمهم الله ـ مستحب است و لفظ تلقين برابر آنچه شيخ ابوالفتح نصر بن ابراهيم بن نصر مقدّسي(رح) در كتاب تهذيب بيان نموده اینگونه است كه وقتي مردم از دفن ميّت فارغ شدند، تلقين كننده نزديك سر قبر بایستد و بگويد: «يَا فُلَانُ بْنُ فُلَانٍ اُذْكُرِ الْعَهْدَ الَّذِيْ خَرَجْتَ عَلَيْهِ مِنَ الدُّنْيَا شَهَادَةَ اَنْ لَا اِلَهَ اِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيْكَ لَهُ وَ اَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَا رَيْبَ فِيْهَا وَ اَنَّ اللهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُوْرِ، قُلْ رَضِيْتُ بِاللهِ رَبًّا وَ بِالْاِسْلَامِ دِيْنًا وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ نَبِيًّا وَ بِالْكَعْبَةِ قِبْلَةً وَ بِالْقُرْآنِ اِمَامًا وَ بِالْمُسْلِمِيْنَ اِخْوَانًا رَبِّيَ اللهُ لَا اِلَهَ اِلَّا هُوَ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيْمِ» [اي فلاني فرزند فلاني! به ياد آور عهدي را كه بر آن عهد از دنيا خارج شدي، شهادت دادن به اينكه هيچ خدايي جز الله نيست و او يگانه است و شريك ندارد و اينكه قيامت بدون شك فرا مي رسد و خداوند مردگان را از قبرهايشان برمي انگيزد بگو الله را خداي خويش و اسلام را دين خويش و محمد صلی الله علیه و سلم را پيامبر خويش و كعبه را قبله خويش و قرآن را راهنماي خويش و مسلمانان را برادران خويش پذيرفتم. پروردگار من، الله است هيچ معبودي جز او نيست و او صاحب عرش عظيم است.]. اين لفظ مختار امام نوّاوي(رح) است.

شيخ ابن صلاح(رح) نیز در فتاواي خود آورده است كه تلقين ميّت بر اين وجه، مختار ماست. [طبق مذهب حنفي بعد از دفن ميّت تلقين كرده نمي شود، ليكن اگر كسي انجام دهد از آن نهي نمي شود . بلكه اين تلقين ، سودمندتر است چون ميّت با ذكر انس مي گيرد، چنانچه در روايات آمده است. ردالمحتار علي الدرالمختار ص۹۵، ج۳] امّا براي تلقين طفل شير خوار مسندي كه بتوان بر آن اعتماد کرد نيافتيم. امام نوّاوي(رح) فرمود: صواب این است كه صغير را مطلقاً ـ خواه شير خوار و خواه بزرگتر از آن باشد ـ تا زمانی كه به حدّ بلوغ نرسيده و مكلّف نشده تلقين نكنند.

 استرجاع گفتن اهل مصيبت و صبر بر مصيبتهاي وارد شده

سنّت است كه وقتي مصيبتي روي نمايد از سر و صدا بپرهیزد و این دعا را بخواند: «اِنَّا للهِ وَ اِنَّا اِلَیهِ رَاجِعُونَ اَللَّهُمَّ اَجِرْنِيْ فِيْ مُصِيْبَتِيْ وَ اخْلُفْ لِيْ خَيْرًا مِنْهَا» [ما از خداييم و به سوي او باز مي گرديم. بار الها! مرا در مصيبتم مزد بده و برايم بهتر از آنچه از دست داده ام عطا فرما] تا حق سبحانه و تعالی به وي بهتر از آنچه از دست داده است در دنيا و آخرت كرامت فرمايد.

در صحيح مسلم به روايت امّ سلمه ـ رضي الله عنها ـ چنین آمده است: از پيغمبر صلی الله علیه و سلم شنيدم که فرمود: هرگاه كسی به مصيبتي دچار شود و دعای مذكور را بخواند، خداي تعالي به وي در آن مصيبت اجر کامل مي‌دهد و بهتر از آنچه از دست داده به وي ارزاني مي‌دارد. من نیز وقتی ابو سلمه كه شوهرم بود وفات يافت، چنین کردم، در نتيجه خداي تعالي بهتر از ابوسلمه شوهري به من عطا كرد و آن پيغمبر صلی الله علیه و سلم بود.

ترک نياحت

گريه بر ميّت بدون بلند کردن صدا حرام نيست؛ زيرا حضرت رسالت صلی الله علیه و سلم با آنكه راضي‌ترين خلق به قضاي حق سبحانه و تعالی و صابرتر و شاكرتر از هر مخلوقي بود، در وفات ابراهيم كه فرزند دو ساله آن حضرت صلی الله علیه و سلم بود، گريه کرد.

در صحيـح بخاري از انس رضی الله عنه روايت شـده است كه پيغمبـر صلی الله علیه و سلم در وفات ابراهيم

گريه مي‌كرد و مي‌گفت: «اَلْعَيْنُ تَدْمَعُ وَ الْقَلْبُ يَحْزَنُ وَ لَا نَقُـوْلُ اِلَّا مَا يَرْضَي رَبُّنَا وَ اِنَّا بِفَرَاقِكَ يَا اِبْرَاهِيْمُ لَمَحْزُوْنُوْنَ». «چشم مي گريد و قلب اندوهگين است و ما جز آنچه كه خداوند به آن راضي است نمي گوييم و ما در غم فراق تو اي ابراهيم اندوهگين هستيم».

احاديث صحيحي كه در منع گريه بر ميّت وارد شده است مثل: «اِنَّ الْمَيِّتَ يُعَذَّبُ بِبُكَاءِ اَهْلِهِ عَلَيْهِ» « همانا مرده به سبب گريه خانواده او بر او عذاب داده مي شود» اینگونه تأويل شده است كه آن گريه دلیلی داشته باشد مثل اینکه وي وصيّت كرده باشد كه بر من بگرييد يا سببي غير از آن. امام نوّاوي(رح) فرمود: گريه كردن پيش از مردن ميّت و پس از آن جايز است؛ ولي پيش از مردن وي بهتر است، همانطور که از بعضي احاديث دانسته مي‌شود. امام شافعي و اصحاب وي ـ رحمهم الله تعالي ـ نیز بر آنند كه گريه پس از مرگ مكروه تنزيهي است.

یک نظر بگذارید