از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* در آداب زيارت قبور

كثرت زيارت قبور برای مردان 

امام نوّاوي(رح) در آخر باب زاير القبور از كتاب اذكار آورده است كه براي مردان زيارت قبور و همچنين بسيار توقّف كردن نزد قبور اهل خير و فضل مستحب است. اینكه در ابتداي اسلام پيغمبر صلی الله علیه و سلم از زيارت قبور منع می‌كردند به این دلیل بوده كه یکی از رسوم جاهليّت و عادات اعراب، زيارت قبور بوده است و آنان در كار مردگان مبالغه‌ي بسيار مي‌کردند و آن حضرت صلی الله علیه و سلم با این کار سعی در محو آثار جاهليّت و از بين بردن رسوم و عادات اعراب داشته‌اند. ولی وقتي دلهاي ايشان با ايمان مطمئن شد و از رسوم جاهليّت به کلّي بيرون آمدند و آن صفات مكروه از طبع‌های ايشان دور گشت، آن حضرت صلی الله علیه و سلم آنان را به زيارت قبور امر فرمود؛ بلكه ترغيب و تشويق نمود.

 در صحيح ابن‌ماجّه به روايت ابن مسعود رضی الله عنه آمده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود: من قبل از اين شما را از زيارت قبور نهي مي‌كردم، امّا پس از اين می‌توانید زيارت كنيد؛ زیرا آن، انسان را در دنيا زاهد مي‌گرداند و آخرت را به ياد مي‌آورد.

در اصل پانزدهم از نوادر الاصول به روايت مجاهد از ابي‌هريره رضی الله عنه ذكر شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود: هر كس قبور پدر و مادر خود يا يكي از ايشان را در هر جمعه يكبار زيارت كند گناهان وي آمرزيده مي‌شود و نام او را نيكوكار و مهربان مي‌نويسند. همچنيـن در آن اصل به روايت نافع از ابن عمر ـ رضـي الله عنهما ـ مذكور است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود: كسي كه قبر پدر و مادر خود يا يكي از ايشان را جهت کسب ثواب و رضای خداوند زيارت كند، این عملش برابر با انجام یک حج مقبول است و كسي كه دايم به زيارت قبر ایشان برود، فرشتگان قبر وي را زيارت كنند.

تقليل زيارت قبور برای زنان

بعضي از علما گفته‌اند كه بنا بر حديثي كه در مسند امام احمد حنبل و ترمذي و غير ايشان به روايت ابي‌هريره رضی الله عنه از پيغمبر صلی الله علیه و سلم ثابت شده است: «لَعَنَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّمَ زَوَّارَاتُ الْقُبُوْرِ» زيارت قبور مخصوص مردان است و زنان از آن منع شده‌‌اند. امام ترمذي اين حديث را صحيح دانسته است.

بعضي ديگر از علما بر آنند كه زيارت قبور براي مردان مستحب و براي زنان مكروه است و علّت كراهت، کم بودن صبر و ناله‌ي ايشان است. جمعي ديگر از علماي محقّق معتقدند كه زيارت قبور برای مردان و زنان جايز بوده و جواز و رخصت برای همه مساوي است. امام محمّد علي حكيم ترمذي ـ قدّس سرّه ـ فرموده است كه منع زنان از زيارت قبور، چنانچه از بعضي احاديث فهميده مي‌شود پيش از رخصت ايشان بوده و حكم آن با احاديثي كه پس از آن در تشويق و ترغيب زيارت قبور وارد شده، منسوخ گشته است، بنابراین زيارت قبور برای زنان ممنوع نيست و رفتن ايشان احياناً مكروه نمی‌باشد.

ثابت شده است كه حضرت فاطمه ـ رضي الله عنها ـ هر سال يكبار و به روايتي دیگر بیشتر از يكبار به گورستان احد مي‌رفت و بر شهدا سلام مي‌كرد و به زیارت قبر اميرالمؤمنين حمزه رضی الله عنه مي‌رفت و آن را مرمّت مي‌كرد. همچنین از بعضي ديگر از زنان صحابي ثابت شده است كه به زيارت شهداي احد مي‌رفتند.

عطاف بن خالد مخزوني از خاله خود ـ رضي الله عنها ـ روايت كرده است كه گفت: به زيارت شهداي احد رفتم و همراه من دو غلام بود كه الاغ مرا نگاه مي‌داشتند و من شنيده بودم كه پيغمبر صلی الله علیه و سلم فرموده است: به آنان سلام كنيد؛ چرا كه ايشان زنده‌اند و جواب سلام شما را مي‌دهند. من نیز سلام كردم و در جواب شنيدم که گفتند: به درستي كه ما شما را مي‌شناسيم همانطور كه بعضي از ما بعضي ديگر را مي‌شناسند. پس وحشت زده و پریشان بلافاصله برگشتم.

خواندن دعاهاي مأثور در كنار قبرستان مسلمانان

در صحيح مسلم از صدّيقه ـ رضي الله عنها ـ  روايت شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلم در آخر شب به گورستان بقيع مي‌رفت و این دعا را مي‌خواند: «اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِيْنَ وَ اَتَاكُمْ مَا تُوْعَدُوْنَ غَدًا مُؤَجَّلُوْنَ وَ اِنَّا اِنْ شَاءَ اللهُ بِكُمْ لَاحِقُوْنَ اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِاَهْلِ بَقِيْعٍ الْغَرْقَدِ». [سلام بر شما اي آرامگاه مؤمنين! آنچه به شما وعده داده شده بود بزودي به شما خواهد رسيد و ما اگر خداوند بخواهد به شما ملحق خواهيم شد. خداوند اهل قبرستان بقيع را بيامرزد]

همچنین در كتاب ابن‌السّني از صدّيقه ـ رضي الله عنها ـ روايت شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلم به جانب قبرستان بقيع رفت و این دعا را خواند: «اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِيْنَ اَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ وَ اِنَّا بِكُمْ لَاحِقُوْنَ اَللَّهُمَّ لَا تَحْرِمْنَا اَجْرَهُمْ وَ لَا تُضِلَّنَا بَعْدَهُمْ». [سلام بر شما اي آرامگاه مؤمنين! پيش از ما رفتيد و ما به شما خواهيم پيوست. بار الها! ما را از اجر آنها محروم مگردان و ما را بعد از آنها گمراه مكن]

همچنين در صحيح مسلم به روايت صدّيقه ـ رضي الله عنها ـ آمده است كه از پيغمبر صلی الله علیه و سلم پرسيدم: وقتي به زيارت قبور می‌روم چه بگويم؟ فرمود: بگو «اَلسَّلَامُ عَلَي اَهْلِ الدِّيَارِ مِنَ الْمُؤْمِنِيْنَ وَ الْمُسْلِمِيْنَ وَ يَرْحَمُ اللهُ الْمُسْتَقْدِمِيْنَ مِنَّا وَ الْمُسْتَاْخِرِيْنَ وَ اِنَّا اِنْ شَاءَ اللهُ بِكُمْ لَاحِقُوْنَ». [سلام بر شما اي آرامگاه مؤمنين و مسلمين! خداوند كساني را كه پيش از ما رفته اند و كساني كه بعد از ما از دنيا مي روند را بيامرزد و ما اگر خداوند بخواهد به شما ملحق خواهيم شد]

در صحيح مسلم نیز به روايت بريده رضی الله عنه آمده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلم اصحاب خود را تعليم داد كه وقتي به گورستان می‌روند چنین بگويند: «اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ اَهْلَ الدِّيَارِ مِنَ الْمُؤْمِنِيْنَ وَ اِنَّا اِنْ شَاءَاللهُ بِكُمْ لَاحِقُوْنَ اَسْاَلُ اللهَ لَنَا وَ لَكُمُ الْعَافِيَةَ». [سلام برشما اي آرامگاه مؤمنين! اگر خداوند بخواهد ما به شما خواهيم پيوست.ازخداوند براي ماوشماسلامتي  مي طلبم] در سنن نسايي و ابن‌ماجّه اين حديث با اندکی تفاوت ذكر شده بدینگونه که بعد از لفظ «لاحقون» اين عبارت افزوده شده است: «اَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ وَ نَحْنُ لَكُمْ تَبَعٌ». [شما پيش از ما رفتيد و ما به دنبال شما خواهيم آمد]

در صحيح ترمذي به روايت ابن‌عبّاس ـ رضي الله عنهما ـ حديث حسن روايت شده است: وقتی پيغمبر صلی الله علیه و سلم از کنار قبرستان مدينه می‌گذشت روي مبارك به جانب آن كرد و این دعا را خواند: «اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا اَهْلَ الْقُبُوْرِ يَغْفِرُ اللهُ لَنَا وَ لَكُمْ اَنْتُمْ سَلَفُنَا وَ نَحْنُ بِالْاَثَرِ». [سلام بر شما اي اهل قبور! خداوند ما و شما را بيامرزد. شما پيشينيان ما هستيد و ما بعد از شما به شما خواهيم پيوست]

در سنن ابي‌داود و نسايي و ابن‌ماجّه با اسناد صحيح از ابي‌هريره رضی الله عنه روايت شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلم به جانب گورستان رفت و این دعا را خواند: «اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَوْمِ الْمُؤْمِنِيْنَ وَ اِنَّا اِنْ شَاءَ اللهُ بِكُمْ لَاحِقُوْنَ». [سلام بر شما اي آرامگاه مؤمنين! ما هم اگر خداوند بخواهد به شما خواهيم پيوست].  ثابت شده است كه وقتي آن حضرت صلی الله علیه و سلم به زيارت شهداي احد مي‌رفت مي‌گفت: «اَلسَّلَامُ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَي الدَّارِ». [سلام بر شما بر آنچه صبر كرديد و بهترين سرانجام سراي آخرت است]

افاضه بر عوام و استفاضه از خواص

وقتی شخص به زیارت قبر برادران مؤمن يا به زيارت پدر و مادر و نزديکان و خويشان خود می‌رود، باید بعد از سلام بر ايشان و طلب عافيت و مغفرت براي آنان، به تلاوت آيات قرآن و خواندن فاتحه و اخلاص و تكبير و دعاهای مأثور بپردازد. حضـرت ايشان ـ قدّس الله سـرّه ـ مي‌فرمـودند: از خدمت مولانا نظام‌الدّيـن خاموش(رح) نوعي ختم كردن بر سر مقابر ياد گرفتم؛ يكبار سوره‌ي فاتحه و يك بار آية‌الكرسي و دوازده بار سوره توحید و ده بار صلوات بايد خواند.

وقتی شخص به زیارت قبر يكي از بزرگان دين و ائمّه‌ی اهل كشف و يقين می‌رود، بايد به مقام فيض گرفتن درآيد و فيض رساندن را ترك کند، همانطور که خواجگان سلسله نقشبنديه ـ قدّس الله تعالي ارواحهم ـ انجام مي‌دهند. روش ايشان در زيارت قبور بزرگان، این است كه وقتي آنجا رسیدند باطن شريف خود را از همه‌ی نسبت‌ها تهي می‌سازند و منتظر می‌نشينند تا ببینند چه نسبت و چه كيفيتی ظاهر مي‌شود. آنگاه حال صاحب قبر و نقصان و كمال وي را از آن نسبت و كيفيّت مي‌فهمند. نزد ايشان كشف قبور چندان اعتباري ندارد.

حضرت ايشان ـ قدّس الله سرّه ـ مي‌فرمودند: كشف قبور آن است كه روح صاحب قبر به صورتي از صور مثالي ظاهر مي‌شود و صاحب كشف، آن صورت را با چشم بصيرت مشاهده مي‌كند. امّا چون شياطين توانایی در آمدن به صور و اشكال مختلف را دارند، خواجگان اين سلسله ـ قدّس الله تعالي ارواحهم ـ برای اين كشف، اعتباری قائل نیستند.

حضرت خواجه بزرگ ـ قدّس الله تعالي ـ مي‌فرمودند كه مشاهده‌ی صور مثالي نسبت به شناختن صفت ايشان در زيارت و توجّه به ارواح ايشان، اعتبار کمتری دارد. همچنین فرمودند که روزي همراه مولانا نظام‌الدّين(رح) در تاشكند به زيارت قبور بعضي مشايخ رفتيم. حضرت مولانا کنار قبري نشستند و بعد از مدّتی مراقبه برخاستند و فرمودند که نسبت علميه بر صاحب اين قبر غالب بوده است و آن قبر شيخ زين‌الدّين كوي عارفان بود كه در علوم ظاهري استاد شيخ شهاب‌الدّين سيرامي بوده است. بعد از آن کنار قبر ديگري نشستند و آنجا نيز پس از مراقبه با كيفيّتي قوي برخاستند و فرمودند كه نسبت جذبه بر صاحب اين قبر غالب بوده است و آن قبر خواجه ابراهيم كيمياگر بود كه از بزرگان اهل باطن بوده است.

تعظيم و تكريم قبور

وقتي شخص بر قبور اهل اسلام عبور می‌كند بايد پياده رود نه سواره و وقتی قدم در گورستان می‌نهد، كفش خود را از پاي درآورد و بر خاك گورستان پا برهنه راه رود؛ زیرا راه رفتن با کفش در آنجا مكروه و ممنوع است و در احاديث از آن نهي شده است.

در صحيح ابي‌داود و سنن نسايي و ابن‌ماجّه با اسناد حسن از بشير بن معبد كه معروف به ابن‌خصاصيه رضی الله عنه است روايت شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلم مردي را ديد كه با کفش از گورستان عبور مي‌کرد. فرمود: «يَا صَاحِبَ السَّبِيْتَيْنِ اَلْقِ سَبِيْتَيْكَ» «اي صاحب نعلين(کفش)، نعلين خود را بينداز». شارحان حديث گفته‌اند كه «سبيته» به کفشي می‌گويند كه از پوست دبّاغی شده ساخته شده باشد و «سبيت» بر حسب لغت پوست گاو دباغی شده را گويند.

نبايد در گورستان بر روی قبري بنشيند و یا بر آن تكيه زند و یا پشت به آن کند؛ زیرا نزد اکثر علما همه‌ي اينها مكروه و ممنوع است.

در صحيح مسلم از ابي‌مرثد غنوي رضی الله عنه آمده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود: بر روي قبور ننشينيد. در بعضي روايات آمده است كه آن حضرت مردي را ديد كه بر قبري تكيه زده بود. فرمود: صاحب اين قبر را اذيّت نكن. پوشيده نماند كه نزد اكثر علما نشستن و تكيه زدن بر قبور بنا بر ظاهر اين اخبار مكروه و مذموم است؛ ليكن بعضي ديگر از علما آن را جايز دانسته و نشستن بر روی قبر را در صورتی ممنوع دانسته‌اند كه براي دفع حدث باشد.

از نافع رضی الله عنه آورده‌اند كه گفت: ابن عمر ـ رضي الله عنهما ـ را ديدم كه بر روي قبور مي‌نشست. از مرتضي علي رضی الله عنه روايت كرده‌اند كه روزي قبري را‌ بالين ساخته و بر آن تكيه كرده بود.

 ترک نماز در گورستان، در مکانی كه قبور در پيش رو باشد

در صحيح مسلم از ابي‌مرثد رضی الله عنه روايت شده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود: روي به جانب قبور نماز نگذاريد. بعضي از علما در شرح اين حديث گفته‌اند كه همانگونه که نشستن بر بالاي قبور نهايت اهانت نسبت به اصحاب آن است، نماز گزاردن به جانب قبور نیز نهايت اكرام و احترام نسبت به اصحاب آن محسوب می‌شود؛ از این رو هر دو عمل از جهت افراط و تفريط، طبعاً و شرعاً مذموم و مكروه است.

 بعضي از ائمّه‌ی دين ـ رحمهم الله ـ گفته‌اند كه سبب كراهت نماز گزاردن در گورستان، این است كه خاك گورستان آميخته به گوشت و خون اموات است؛ بنابراین نماز گزاردن بر خاک آن جایز نیست و اگر كسي به سبب تنگي وقت يا امر ديگری مجبور شود در گورستان نماز گزارد، بايد جايي اختيار كند كه قبور آنجا كمتر باشد و ميان وي و قبوري كه در جانب قبله است، حايلي از ديوار يا غير آن واقع باشد، ولی نماز جنازه در گورستان جایز است و اگر كسي موفّق به ادای نماز بر جنازه عزيزي نشده باشد، بر اساس مذهب امام شافعي و اتباع ايشان ـ رحمهم الله تعالي ـ جايز است كه بر قبر وي نماز گزارد.

 ترک همجواری با قبور

بايد از همجواری با قبر پدر و مادر، نزديکان، خويشاوندان و غير ايشان بپرهیزد؛ زیرا آن از عادات جاهليّت است. در صحيح مسلم به روايت ابي‌هريره رضی الله عنه آمده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود: اگر يكي از شما بر زغال افروخته شده بنشيند و لباس وي بسوزد به گونه‌ای كه به پوست بدنش برسد بهتر است از اینكه بر قبر کسي بنشيند. بعضي از علما گفته‌اند: مقصود از اين نشستن آن است كه كسي براي ماتم داشتن، ملازم قبري شود به این نيّت كه ديگر به خانه بر نگردد. اینكه بعضي مردم مجاورت و ملازمت با قبور بزرگان دين و مشايخ اهل يقين اختيار کرده و همه كار و زندگی خود را رها مي‌کنند آن نيز نزد اهل تحقيق، مكروه است.

یک نظر بگذارید