از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* تعریف خُلِع و احکام آن

* اگر مرد و زن نتوانند با هم زندگی کنند، و مرد حاضر به طلاق دادن هم نیست زن می تواند به او مقداری پول بدهد یا مهریه خود را به او سپرده و خود را از او آزاد کند. مثلاً زن می­گوید: من به تو فلان اندازه پول یا مالی دیگر یا مهریه خود را می دهم که مرا رها کنی، اگر مرد آن را قبول کرده و بگوید تو را رها کردم یک طلاق بائن واقع می گردد البته اگر مرد بالفور پاسخ نداد بلکه سکوت را اختیار نموده و از آنجا بلند شده رفت یا مرد از آنجا بلند نشد بلکه زن بلند شده و رفت سپس مرد گفت: رها کردم. آن وقت خلع قرار نمی گیرد باید جواب و سؤال هر دو یک جا باشند؛ بهرحال رهانیدن جان خود را در اصلاح شریعت خُلِع می گویند. (درّ مختار و رد المحتار، ج۱، ص۲۴۴)

* اگر مرد گفت: من تو را خلع کردم و زن در پاسخ گفت من هم قبول کردم خلع صورت می گیرد البته اگر زن آنجا جواب نداد بلکه از آنجا بلند شده و رفت یا اینکه انکار نمود خلع نمی­شود. اگر بعد از اینکه مرد به زن گفت: تو را خلع کردم زن چیزی نگفت تا اینکه مرد از آنجا بلند شده و رفت و زن بعداً پذیرفت باز هم خلع صورت می گیرد. (رد المحتار، ج۱، ص۸۷۰)

اگر در خلع مال ذکر نباشد

* اگر مرد گفت: تو را خلع کردم و زن هم پذیرفت نه مرد اسمی از پول برد و نه زن حقوقی که مرد بر زن دارد یا زن بر مرد همه بر یکدیگر معاف می گردند. اگر شوهر مهریه اش را نپرداخته بازهم معاف می گردد و اگر پرداخت کرده نمی تواند پس گیرد. البته بر مرد لازم است که تا پایان «عدّة» زن را مسکن و لباس و غذا بدهد، اگر زن گفت: این را هم نمی خواهم آنوقت بر مرد لازم نمی گردد. (هدایه، ج۲، ص۵۷۰)

اگر در خلع مال ذکر یابد

* اگر مرد گفت به یک میلیون تومان خلع کردم و زن هم پذیرفت خلع صورت می گیرد و بر زن واجب است که مبلغ فوق را به مرد بپردازد. فرقی نمی کند زن مهریه خود را گرفته باشد یا خیر. اگر زن مهریه خود را گرفته مجدداً به مرد نپردازد و اگر نگرفته مرد هنگام خلع معاف می گردد. (هدایه، ج۲، ص۳۸۴)

* در خلع اگر مرد مقصر باشد گرفتن پول از زن با مهریه اش عوض خلع شایسته نیست که از مقدار مهریه اش از او بیشتر گرفته شود. (هدایه، ج۲، ص۳۸۴ ـ عالمگیری، ج۲، ص۵۰۸)

* اگر زن به خلع راضی نبود و مرد او را به ضرب و تهدید به این امر مجبور ساخت، طلاق واقع می­گردد؛ البته بر زن واجب است پولی که در نظر گرفته شده را بپردازد و اگر مرد مهریه زن را نپرداخته معاف نمی­گردد، حتماً باید بپردازد. (رد المختار، ج۱، ص۲۴۶)

طلاق عوض مال

* موارد فوق در صورتی است که لفظ خلع بر زبان آورده شود یا زن بگوید عوض مثلاً هزار تومان مرا رها کن یا بگوید عوض مهریه ام مرا رها کن، اگر چنین نگفت، بلکه لفظ طلاق را بر زبان آورد مثلاً گفت: در قبال پانصد هزار تومان مرا طلاق ده، این خلع نمی­شود؛ اگر مرد در قبال پول یا چیزی دیگر طلاق داد، طلاق بائن واقع می گردد و آن پول یا چیز دیگر لازم می گردد و حقوق طرفین از یکدیگر معاف نمی گردد. (رد المختار، ج۲، ص۸۶۵)

* اگر مرد به همسرش گفت من تو را در قبال پانصد هزار تومان طلاق دادم این بر پذیرفتن زن موقوف می گردد؛ اگر زن نپذیرد طلاق واقع نمی گردد و اگر بپذیرد یک طلاق بائن واقع می گردد. اگر زن مکان را تغییر داده و بعداً پذیرفت طلاق واقع نمی گردد. (هدایه، ج۲، ص۳۸۷ ـ شامی، ج۲، ص۵۵۸)

* زنی به همسرش گفت: مرا طلاق ده. مرد گفت: قبلاً مهریه و تمام حقوقی که بر من داری معاف کن تا بعداً تو را طلاق دهم زن گفت: بسیار خب، من معاف کردم. سپس مرد او را طلاق نداد، هیچ چیزی معاف نمی گردد؛ فقط اگر در همان مجلس طلاق داد معاف می گردد. (شامی، ج۲، ص۵۶۶)

* اگر زنی به همسرش گفت مرا در قبال سیصد هزار تومان سه طلاق بده و مرد فقط یک طلاق داد، مستحق یکصد هزار تومان می گردد. اگر دو طلاق داد، دویست هزار و اگر سه طلاق داد بر زن سیصد هزار تومان لازم می گردد که به مرد بپردازد و در تمام موارد، طلاق بائن واقع می گردد، زیرا طلاق در قبال مال است. (هدایه، ج۲، ص۳۸۶)

تذکر: نابالغ و دیوانه نمی­توانند خلع کنند.

* پسر نابالغ و مرد دیوانه نمی توانند با همسرش خلع کند. (شامی، ج۲، ص۵۵۸)

یک نظر بگذارید