از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* آداب ميزبان نسبت به مهمان

تخصيص فقرا به مهماني و تخصيص نگرداندن بعضي از ميان جماعتي

بايد در دعوت به مهماني، درويشان را بر توانگران ترجیح دهد و وقتی طعام لطيف و لذيذی ترتيب می‌دهد، آن را به اتّفاق فقيراني بخورد كه امثال ايشان بسیار كم است و اين از جمله مستحبّات است.

در صحيحين به روايت ابي‌هريره ـ رضی الله عنه ـ آمده است كه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: بد طعامي است آن طعام وليمه‌ای كه در آن توانگران را بخوانند و درويشان را فرو گذارند. اگر كسي را که به مهماني دعوت می‌کند در ميان جمعي از نزديکان خود باشد، ايشان را نيز دعوت كند و تنها به دعوت کردن آن شخص اکتفا نکند؛ چون از شیوه‌ی مروّت و جوانمردي دور است و بزرگان دين آن را مكروه و مذموم دانسته‌اند.

در شرعة‌الاسلام آمده است: يكي از شرايط ميزبان این است كه هیچ‌گاه یک نفر را به تنهایی از میان یک خانواده به مهمانی دعوت نكند، بلکه اگر در آن خانه پدر يا پسر يا خويش و نزديكي باشد، وي را محروم نساخته و همراه آن شخص به مهماني بخواند؛ زیرا تخصيص يكي از جمع به دعوت، جفا بر آن جمع است.

 

اكرام مهمان

وقتي مهماني به منزل وي آید، بايد در اكرام و احترام او بسیار بکوشد و با گشاده‌رويي و خوشرویی با او رفتار كند. در صحيحين به روايت ابي‌هريره ـ رضی الله عنه ـ آمده است كه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: هر کس كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد بايد مهمان را گرامي دارد.

امام اوزاعي(رح) گفته است: اكرام مهمان، گشاده‌رويي و خوشرويي با مهمان است. از امام مالك ـ رضی الله عنه ـ پرسيدند: درباره‌ی اكرام مهمان چه مي‌گويي؟ گفت: باید او را يك شبانه روز بسیار گرامي داشت و به او تحفه و هديه داد. امام خطابي(رح) گفته است: روز اول باید به اندازه‌ی توانایی خود در حق وي احسان به جاي آورد و روز دوم کمتر از روز اول و روز سوم كمتر از روز دوم رعايت و شفقّت كند و روز چهارم آنچه آماده می‌كند از قبيل صدقه است؛ اگر خواهد بجاي آورد و اگر خواهد ترك كند، يعني برای وي در آن ترك هيچ گناهي نخواهد بود.

در صحيحين به روايت ابي‌شريح عدوي ـ رضی الله عنه ـ آمده است كه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: مهمان سه روز است و جايزه او يك شبانه روز. علما درباره‌ی اینكه آن جايزه چيست با یکدیگر اختلاف دارند. بعضي می‌گويند تحفه‌اي است كه جهت زياد شدن شفقّت و الفت و محبّت به مهمان می‌دهند و بعضي می‌گويند آذوقه يك شبانه روز است كه مسافر را در سفر كفايت كند.

 

حاضر کردن آنچه در خانه است برای مهمان

وقتی مهماني سر زده به منزل او می‌آید باید آنچه از طعام در خانه موجود است، نزد او آورد و کم آن را ناچیز نشمارد و آن مصراع مشهور كه بر زبان بعضي از بزرگان جاری شده است را همیشه در نظر داشته باشد: در خانه هر چه باشد، مهمان هر كه باشد و اين موافق سنّت است.

 از جابر بن عبدالله ـ رضی الله عنه ـ روايت كرده‌اند كه وي فرموده است: هلاك مرد در آن است كه يکي از برادران مؤمن نزد وي آيد و او آنچه را در خانه دارد برای پذیرایی از او ناچیز شمارد و هلاك قوم در آن است كه آن طعامي را كه برادر مؤمن براي ايشان حاضر می‌گرداند ناچیز بداند.

 در شرعة‌الاسلام ذكر شده كه يكي از كبار تابعين ـ رضی الله عنهم ـ روايت كرده است كه نزد سلمان فارسي ـ رضی الله عنه ـ هنگامی كه در مداين حاكم بود ـ آمديم. براي ما نان و ماهي شور آورد و فرمود: بخوريد كه اگر پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ ما را از تكلّف كردن نهي نمی‌فرمود، من براي شما غذاهای گوناگون مي‌آوردم.

 

ترك تكلّف در تهیّهی طعام

لزومی ندارد كه براي مهمان غذاهاي لذيذ و گوناگون ترتيب دهد و خود را به سبب آن به رنج و محنت بيندازد؛ زیرا این عمل مخالف طريقه‌ي سنّت است؛ مگر اينکه باعث بر آن نيّت صالح و قصد صحيح باشد.

گويند وقتي شيخ ابوحفص حدّاد ـ قدّس سرّه ـ به بغداد رسيد شيخ جنيد ـ قدّس سرّه ـ هر روز براي اصحاب غذاهای گوناگون و رنگارنگ ترتيب مي‌داد. شيخ ابوحفص آن را نپسنديد و گفت: جنيد ياران مرا مثل مخنثان گردانيد؛ زیرا همیشه براي ايشان غذاهاي گوناگون ترتيب می‌داد ـ يعني خوردن غذاهای گوناگون كار نامردان است ـ و رسم جوانمردي نزد ما این است که تكلّف را کنار گذاشته و براي مهمان آنچه در خانه موجود است حاضر كند و چه بسا كه به سبب تكلّف، ميزبان جدايي از مهمان را ترجیح دهد و حال آنکه با ترك تكلّف، ماندن و رفتن مهمان برابر است.

 

تزيين نکردن مکان براي مهمان

از جمله مكروهات و ممنوعات این است كه ميزبان به خاطر مهمان ديوارهاي خانه را با پرده‌ها و لباسها آراسته سازد، ليكن اگر فرشهايي با نقشهاي زيبا بگستراند، به شرط اینكه از ابريشم و یا پوست درندگان نباشد، جايز است. به صحّت رسيده است كه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ بر بالاي فرشهایی که از پوست درندگان بود نمي‌نشست.

در نوادر الاصول از حكم بن عمير ـ رضی الله عنه ـ [كه از اهل بدر بود] روايت شده است كه يكي از انصار روز حفر خندق پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ را براي طعامي كه ترتيب داده بود، دعوت كرد. آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ با جمعي از خواص اصحاب به منزل وي آمدند. او گفت: يا نبي‌الله! به اين اتاق وارد شوید. حضرت رسول ـ صلی الله علیه و سلم ـ به آن اتاق وارد شد و وقتی ديد كه ديوارهاي آن با لباسها و پرده‌ها تزیین شده است بلافاصله بيرون آمد و به اتاق دیگری رفت. صاحب خانه گفت: يا رسول‌الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ چه چيزی باعث بيرون آمدن تو شد؟ آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: ما را در فضاي اين اتاق طعام ده. پس وي طعام آورد و اصحاب چيزي خوردند و متفرّق شدند. آن شخص گفت: يا رسول‌الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ ! چه خوب مي‌شد اگر به آن اتاق مي‌رفتید؛ چون آن خنك‌تر و پاكيزه‌تر و خوشبوتر از اتاقهاي ديگر است. آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمـود: تو آن را آراسته و ديـوارهاي آن را با پرده‌های زیبا تزیین کرده‌ای، حلال نيست كه تو خانه‌ي خود را مشابه بيت‌الله سازي. اگر دوست داشتی که ما به آن اتاق وارد شویم باید فرشهاي نيكو پهن می‌کردی و بالشها در آنجا مي‌نهادی.

تعجيل در حاضر کردن طعام و ترك اسراف

وقتي مهمان در خانه ‌است نباید او را به خاطر طعام در انتظار بگذارد و یا از نظر وي غايب شود، مگر بنا بر ضرورتي و اگر غايب شود بايد زود حاضر شود.

 در شرعة‌الاسلام آمده كه از جمله مستحبّات این است كه ميزبان در حاضر کردن طعام و شراب عجله نمايد و آب را پيش از طعام و يا همراه آن حاضر كند و عدد فرد را در تعداد قرص نان رعايت نماید. همچنين در شرعة‌الاسلام مذكور است كه قرص نان را نبايد مانند ملوك و ستمکاران بزرگ سازد؛ زيرا تشبّه به ايشان در اكثر امور، مذموم و ناپسند است. بايد در سفره آن مقدار نان بگذارد كه حاضران را كفايت کند و زيادتر از آن، اسراف و تهاون است و به حسب شريعت، اسراف و تهاون در طعام مكروه و ممنوع است. تا نانِ شكسته در سفره باشد، نبايد كسي نان درست را بشكند كه آن نيز از قبيل اسراف و تهاون محسوب می‌شود.

 

اجازه دادن به مهمان در خوردن طعام

علما گفته‌اند: مستحب است كه نخستين كسي كه شروع به خوردن طعام مي‌كند ميزبان باشد و آخرين كسي هم كه دست از طعام مي‌کشد، وي باشد. اين وقتي است كه مهمان بيگانه باشد، اما اگر از ياران و آشنايان باشد، ادب حکم می‌کند كه اول مراعات وي را نمايد تا دست به طعام دراز كند.

امام نوّاوي(رح) در اذكار می‌نویسد: مستحب است که وقتي ميزبان طعام را حاضر كرد لفظي بگويد كه بر اجازه دادن دلالت دارد، مثل گفتن «بسم الله» و يا امر كردن مهمان به خوردن و يا مانند آن. برای مهمان جایز است قبل از میزبان شروع به خوردن كند. بعضي از علما گفته‌اند: واجب است که لفظي بگوید كه بر اجازه دادن دلالت کند، ولی بدون آن شروع به خوردن جايز نيست.

بعضي ديگر گفته‌اند: گفتن لفظي كه دلالت بر اذن کند واجب نيست و بدون اینکه ميزبان كلمه‌اي بگوید كه دلالت بر اذن كند، خوردن طعام جایز است و صواب، همین قول است. بعضي از علما مكروه دانسته‌اند كه لفظ «بسم الله» را آلت اذن سازند؛ ولي اگر قصد صاحب خانه، آگاه کردن مهمان باشد به اين كه در ابتداي طعام «بسم الله» بگوید و در ضمن اين آگاه کردن، اجازه نيز حاصل شود، باكي نيست.

 

ترغيب مهمان به خوردن طعام

این عمل از جمله مكارم آداب است. امام نوّاوي(رح) در اذكار آورده است كه از جمله مستحبّات ترغیب مهمان به خوردن طعام است، به خصوص مهماني كه ناآشناست؛ چرا که ممکن است گرسنه دست از طعام بكشد. سنّت این است كه تا سه بار تعارف كند، ولی بیشتر از آن اصرار و پافشاري نکند و مهمان را بر خوردن طعام سوگند ندهد.

به صحّت رسيده است كه وقتي پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ كسي را مهمان مي‌کرد، طعام را ـ چنانچه عادت سخاوتمندان است ـ چندین بار بر وي تعارف مي‌نمود. ثابت شده است كه آن حضرت روزي كاسه‌ي شيري به ابي‌هريره ـ رضی الله عنه ـ داد و فرمود: «اِشْرَبْ». قدري بياشاميد. باز فرمـود: «اشـرب» و همچنان تعارف مي‌کـرد تا جایی كه ابي‌هريره ـ رضی الله عنه ـ گفت: قسم به آن كسي كه تو را به راستي فرستاد ديگر براي شير جا نمي‌يابم.

 

همراهی با مهمان در خوردن طعام

وقتی مهمانی به منزل شخص می‌آید، اگر روزه‌ي نفلي گرفته است بايد روزه را بگشايد و وي را در خوردن طعام همراهی کند و تا وقت افطار او را منتظر نگذارد؛ زیرا این عمل از مردانگي و جوانمردی دور است.

گويند عمران ثلثي(رح) كه از مشايخ مصر بود و در ثلث[دهي است در نزديكی مصر] اقامت داشت، بدون مهمان در روز چيزي نمي‌خورد و وقتي مهمان مي‌رسيد او را در خوردن طعام همراهی مي‌كرد و اگر نمي‌رسيد، روزه مي‌گرفت. روزي هنگام صبح وقتی هنوز كسي نرسيده بود نيّت روزه كرد و هنگام شام مهماني به منزل او آمد. عمران نیز چون شب نزديك بود او را با سخن گفتن مشغول کرد تا روزه‌ی وي تمام شود. آن شب، حق ـ سبحانه و تعالی ـ را در خواب ديد كه به او گفت: عمران! تو با ما عادتي نيكو داشتي و ما با تو سنّتي نيكو داشتيم؛ تو عادت خود را عوض كردي ما نيز سنّت خود را عوض كرديم. رنجيده خاطر و پریشان بيدار شد. چيزي نگذشت كه والي مصر به دِه ثلث كه مُلك عمران بود عاملي ـ که نامش ترسا بود ـ فرستاد تا به امور مُلک او رسیدگی كند. ترسا بر وي ظلم و ستم بسیار كرد تا اینکه مجبور شد از آن جا بگريزد. بعد از مدّتي وي را در مصر يافتند که در ويرانه‌اي مرده و موش يك گوش وي را خورده بود.

 

بخشیدن طعامي كه لذیذ‌تر يا خود به آن محتاجتر است به مهمان

اين افضل شرايط و آداب است. بايد به حسب ظاهر مهمان را در خوردن همراهی کند؛ ولي آنچه لطيف‌تر و لذيذتر است به وي دهد و اگر طعام اندك و مهمان نیز بسیار گرسنه است، با حيله‌اي زیرکانه کاری کند كه مهمان بيشتر بخورد.

در صحيحين از ابي‌هريره ـ رضی الله عنه ـ روايت شده است كه مردي پيش پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ آمد و گفت: گرسنه‌ام و طعام می‌خواهم. آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ قاصدی به خانه‌ی یکي از ازواج طاهرات فرستاد. جواب آمد كه نزد ما غير از آب، چيزي برای خوردن نيست. به خانه ديگري فرستاد و همين جواب آمد تا اينکه از همه‌ي خانه‌ها همين جواب را شنيد. آنگاه به اصحاب خود فرمود: چه كسی امشب اين مرد را مهمان می‌كند تا خداي تعالي بر وي رحمت كند؟ مردي از انصار برخاست و گفت: من يا رسول‌الله. پس او مهمان را به منزل خود برد و به همسر خود گفت: آيا نزد تو چیزی برای خوردن است؟ گفت: نه، جز غذايي كه براي كودكان خود حاضر کرده‌ام. گفت: آنان را به چيز ديگری مشغول كن و هنگامي که مهمان وارد شد و طعام آوردي چراغ را خاموش کن، آنگاه به بهانه‌ی روشن كردن برخيز، من نیز طوري رفتار می‌کنم كه گویا با وي طعام مي‌خورم تا وي سير شود. صبح روز بعد انصاري نزد پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ آمد. آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: خداي تعالي از آن رفتاري كه با مهمان خود به جاي آوردي راضی و خشنود گشت. بعد از آن اين آيه نازل شد: «وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ» «و ايشان را برخود ترجيح مي دهند، هرچند خود سخت نيازمند باشند» (حشر/ ۹).

وقتي مهمان از خوردن طعام فارغ شود و قصد رفتن كند، بايد به وي اجازه رفتن دهد و او را تا در خانه همراهي كند و هنگام جدا شدن به او بگوید: «اَكْرَمْتُمُوْنِيْ جَزَاكُمُ اللهُ خَيْرًا» «به من احترام كرديد، خداوند به شما جزاي خير دهد».

یک نظر بگذارید