حلول ماه ربیع الاول میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم مبارک باد

* مراتب دهگانه تصوف

عمل اهل طريقت بر ده اصل استوار است كه سالک بايد بر آن پايبند باشد، آن اصول عبارتند از:

۱) طلب رضاي خداوندي جل جلاله، زيرا تا طالب نباشي به مقصود نمي رسي.

۲) طلب مرشد كامل(پير كامل) تا انسان را به مقصود برساند.

۳) ارادت كامل به پير خود؛ زيرا محبّت و ارادت باعث ترقّي سالك مي شود.

۴) فرمانبرداري از پير خود.

۵) ترک اعمال ناشايست به اشاره مرشد.

۶) تقوا.

۷) كم خوابيدن.

۸) كم گفتن.

۹) كم خوردن.

۱۰) عزلت؛ زيرا گوشه نشيني باعث مي شود تا انسان از محرمات دوري كند و به ذكر خداوند متعال مشغول باشد. البتّه اين براي كساني است كه داراي قدم راسخ در طاعت و ذكر خداوند نباشد؛ امّا كساني كه در ذكر و طاعت خداوند استوار و ثابتند، حضور در بين مردم و امر به معروف و نهي از منكر بر آنها اولي مي باشد.

اي برادران مؤمن اعم از عالم و غير عالم! اگر مي خواهيد به حقيقت واقف شويد و حلاوت ايمان و جرعه اي از درياي معرفت لا يتناهي حق[چيزي كه نهايت و پاياني نداشته باشد] بچشيد؛ به علوم ظاهر اكتفا نكنيد و براي تعليم علوم باطن به نزد اهلش كه همان عرفا هستند، زانوی تلمّذ و شاگردی بزنید. براي نمونه زندگي حضرت خواجه عبدالله انصاري(رح) را مرور كنيد؛ وقتي كه به مقام شيخ الاسلامي مي رسد و در علم ظاهر شهرت بسزايي پيدا مي كند در يكي از سفرهاي حج با حضرت شيخ ابوالحسن خرقاني(رح) ملاقات مي كند كه حضرت شيخ ابوالحسن خرقاني(رح) به او مي گويد: «تَعَالَ اَنَا مَعْشُوقُكَ وَ قَدْ جِئْتُ مِنْ اَبْحُرٍ» [بيا که من معشوق تو هستم و از درياها آمده ام]. اين گفته حضرت ابوالحسن خرقاني(رح) در قلب حضرت خواجه عبدالله انصاري(رح) تأثير عميقي مي گذارد به گونه اي كه حضرت خواجه انصاري(رح) مي گويد: اگر من شيخ خرقاني(رح) را ملاقات نمي كردم به حقيقت نمي رسيدم. ديدار با ايشان چنان تحوّلي در حضرت خواجه عبدالله انصاري(رح) به وجود آورد كه مي فرمايد:

«عبدالله مردي بود بياباني، مي رفت در طلب آب زندگاني، ناگاه رسيد به حضرت شيخ ابوالحسن خرقاني، ديد چشمه آب زندگاني، چندان خورد كه از خود گشت فاني، كه نه عبدالله ماند نه شيخ ابوالحسن خرقاني».

 حضرت مولانا جلال الدين رومي(رح) مي فرمايد:

هیچ کس از پیش خود چیزی نشد        هیچ آهن خنجر تیزی نشد

هیــچ ملایـی نشــد مــلاّی روم             تا مرید شمس تبریزی نشد                                                                                

اي سالكان نسبت به يكديگر و اهل ايمان دلسوز باشيد و در تزكيه نفوس بكوشيد؛ زيرا ركن سوم دين بعد از ايمان و اسلام، احسان است كه همان اخلاص مي باشد و هيچ عملي بدون اخلاص نتيجه نمي دهد.

اخلاص يعني خالص كردن عمل از همه ي شوائب ريا و سمعه [ريا: خود را نيکو کار جلوه دادن و در مقابل ديد بقيه عمل خير انجام دادن. سمعه: می خواهيم نام خوشی بر سر زبانها بيندازيم با کار نيکويی که انجام می دهيم و از شنيدن اين شهرت لذت می بريم.]، بستگي به جوارح ندارد؛ بلكه وابسته به قلب است. ارشاد سيّد عالميان است كه مي فرمايد: «اِنَّمَا الْاَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ» «نتيجه ی عملها به نيّت است» بنابراين اگر نيّت نيك باشد، نتيجه ی آن نيز نيك و اگر نيّت سوء باشد، نتيجه ی آن نيز منفي است و اصلاح نيّت احتياج به تزكيه دارد. ارشاد خداوندي است: «وَ یُزَکِّیهِم وَ یُعَلِّمُهُمُ الکِتَابَ وَ الحِکمَةَ» يعني «اي پيامبر آنها را تزكيه كن و بعد تعليم علم و دانش بده» . آل عمران / ۱۶۴٫ از اين آيه فهميده مي شود كه علم و دانشي كه منشأ آن كتاب و سنّت است، تا زماني كه شخص خود را از رذائل اخلاقي پاك نكند، حاصل نمي شود و زماني كه از دست اين صفات ذميمه خلاصي يافت، صلاحيت كسب دانش منسوب به كتاب الله را پيدا مي كند.

براي تصفيه و تزكيه بهترين روش، اختيار نمودن سلوك و كسب باطني مانند مشايخ اهل تصوف است. كساني كه حقيقتاً از صفات بشري رهايي يافته و متّصف به صفات محبوب باري تعالي شده اند، ايشانند كه سير و سلوك را در خدمت شريعت ناب محمّدي صلی الله علیه و سلّم قرار داده و از هر گونه بدعتهاي ناپسند پرهيز مي نمايند.

یک نظر بگذارید