از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* فوائد درود شریف

حکایت

در «الروضُ الفائق» نقل شده است که حضرت سفیان ثوری می گوید: من در حال طواف شخصی را دیدم که در هر حال تنها درود می خواند و هیچ چیزی از تسبیح، تهلیل و غیره نمی خواند. از او پرسیدم که چرا تنها درود می خوانی؟ آنگاه بسوی من برگشت و پرسید: تو چه کسی هستی؟ من گفتم: سفیان ثوری هستم. آن مرد گفت: اگر تو یکتای زمان خود نبودی با تو بیان نمی کردم و راز خود را برایت ظاهر نمی کردم. سپس گفت: من و پدرم به حج می رفتیم، پدرم بیمار شد، به معالجه ی وی پرداختم ولی اجلش فرا رسید و فوت کرد. صورتش سیاه شد. من از این حال بسیار غمزده و پریشان شدم و «انا لله و انّا الیه راجعون» خواندم و صورت وی را با پارچه ای پوشاندم. در این حال لحظاتی به خواب رفتم. دیدم شخصی که زیباتر از وی ندیده بودم و از لباس وی لباس زیباتر ندیده بودم و خوشبویی بهتر از خوشبویی وی به مشامم نرسیده بود با سرعت می آید. از چهره پدرم پارچه را برداشت و دست خود را بر چهره پدرم کشید. چهره اش سفید گردید. او می خواست دوباره برود. من بزودی گوشه ای از لباسش را گرفتم و گفتم: خداوند متعال بر تو رحم کند. چه کسی هستی که به سبب تو الله تعالی در این مسافرت و غربت بر پدرم احسان فرمود. او به من گفت: تو مرا نمی شناسی؟ من محمد بن عبدالله صاحب قرآنم صلی الله علیه و سلّم پدرت گنهکار بزرگی بود، ولی بر من به کثرت درود می فرستاد. چون این مصیبت بر وی نازل شد به فریاد وی رسیدم و من به فریاد هر آن کس می رسم که بر من به کثرت درود بفرستد.

یا رب صل و سلم دائماً ابداً      عَلی حَبِیبِکَ خَیرِ الخَلقِ کُلّهِم

یک نظر بگذارید