از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* طرق تصوف و نسبت خاص نقشبندیه

طرق تصوف

از مشهورترين گروهها و نهضتهاي تصوّفي مي توان از طرق مباركه ی نقشبنديه، قادريه، چشتيه و سهرورديه نام برد كه مؤسسان و بانيان اين سلاسل در راه تزكيه نفوس و دعوت خلق به سوي مولاي حقيقي از جان و مال خويش مايه گذاشتند.

حضرت امام ربّاني(رح) مي فرمايند: طريقه ي نقشبنديه اوفق، اسلم، افضل و اكمل از ديگر طرق است؛ زيرا كه به احسان صحابه ـ رضوان الله تعالي عليهم اجمعين ـ مناسبت بيشتر دارد. مدار اين طريقه اتباع سنّت و اخلاص به شيخ مقتداست. در اين طريقه احتياج به چلّه[چلّه نشينی در بسياری از طرق صوفيه مرسوم است که مدت چهل روز در شرايط خاصی عزلت می گزينند] و تشدّد[سختگيری در وظايف محوله] در طاعت نمي باشد؛ بلكه عشق و محبّت است كه سالك را به مدارج وصول مي رساند.

در اين طريقه، عمل به يكي از سنن نبوی برابر با هزاران سال عمل نفلي و غيره است؛ زيرا ايشان از متابعت نبي اكرم و محبّت نسبت به او است كه اين راه خطير را با بال معرفت، طي مي كنند.

نسبت خاص نقشبنديه

آگاه باشيد كه براي كسب فنا و بقا و حضور و آگاهي، طريقه ي نقشبنديه مناسب ترين طريقه براي كسب و سلوك و تهذيب باطني است. بر شما باد سلوك در اين طريقه و حاصل كردن نسبت يادداشت كه آن را در ميان اصحاب كبار، مرتبه ي احسان مي گفتند و اهل تصوّف دوام آگاهي و حضور و شهود و مشاهده كه دل را توجهي بسيط به حضرت حق سبحانه و تعالی پيدا مي شود، منظور دارند و اين توجّه اكثر اوقات اجمالي و گاهي تفصيلي جلوه­گر مي شود؛ گاهي توجّه و آگاهي در بي­خطري يا كم­خطري يا كيفيّتي از كيفيّات قلبي دوام پيدا مي كند، اين حالت را اندراج نهايت در بدايت گويند و زماني توجّه و حضور جهت هاي شش گانه را احاطه نموده و توجّه به فوق مي نمايد كه نسبت نقشبنديّه عبارت از اين حضور بي جهت است.

 اين نسبت از پنج چيز حاصل مي شود: ۱) دوام توجه به دل. ۲) دوام توجه دل به حضرت حق سبحانه و تعالی و اين دو را وقوف قلبي[عبارت از هميشه توجه داشتن به دل است كه غافل از خدا نباشد و خدا را حاضر و ناظر بر همه احوال بداند] مي گويند. ۳) دوام ذكر اسم ذات يا نفي اثبات با ملاحظه معني آن كه هيچ مقصودي بجز ذات پاك نيست. ۴) نگهداشت دل است از خطره هاي گذشته و آينده و براي دفع خواطر، توجّه به مرشد و نگهداشتن صورت او مقابل دل، اثر بسزایی دارد و اين توجّه صورت مرشد را رابطه گويند. زاري و التجا به حضرت حق سبحانه و تعالی راه ديگر دفع خطرات است. ۵) بازگشت. بعد از ذكر به زبان خيال با كمال زاري و شكستگي بگويد: «خداوندا مقصود تويي و رضاي تو، محبّت و معرفت خود عطا فرما» و اين پنج امر ذكر شده هر لحظه، شرط اصلی راه محبّت است و حاصل سير و سلوك انصباغ به صبغة الله[رنگ پذيرفتن از رنگ خدايی] و فناي رذائل و اتّصاف و بقا به حمايد و منوّر شدن به انوار و كيفيات مقامات جذبه است؛ در اين هنگام وجود بشري رخت بر بسته و جهت حق غالب آمده و تسليم رضا و توكّل و صبر به وجه احسن مي گردد و نسبت خاندان مجدّدي كيفيات و حالات عجيبه دارد كه در اين زمانه بسيار ناياب است.

اي دوستان! همچنين شما را به صحبت اولياء الله و همنشيني با اين بزرگواران و دوري از هر نوع سوء ظن نسبت به اين بزرگان سفارش مي كنم؛ زيرا كه اوليا از مقرّبان بارگاه الهي اند، براي آن است كه صحبت و همنشيني با ايشان موجب قوّت و صفاي عقايد صحيحه اهل سنّت و جماعت مي گردد و توفيق اعمال صالح و اخلاق نيكو نصيب سالك می گردد و احوال نيك و ذوق و شوق و حضـور و آگاهـي و محبّت خدا و محبّت رسول خدا به او دست مي دهد و تصفيه ي دل از آرزو و غفلت و تزكيه نفس از رذائل و نفرت از بدعت و معصيت حاصل مي شود. مريدي براي آن نيست كه به اعتماد شفاعت پيران، بدعت اختيار نمايد و آنچه به زبان آيد بگويد و در افعال بي باك شود؛ بلكه براي اين است كه عالم امر و خلق تصفيه و تزكيه شود و انسان به مرتبه كمال برسد؛ زيرا اساس و پايه كمالات، شريعت است و از شريعت نيز تجاوز نکند.

2پاسخ به “طرق تصوف و نسبت خاص نقشبندیه”

یک نظر بگذارید