از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* هدف سير و سلوک

هدف از سير و سلوك، معرفت ذات حق تعالي است تا به وسيله كسبِ باطني، اجمالي، تفصيلي و استدلالي، كشفي گردد. بايد براي حصول رضاي الله تبارك و تعالي، به احكام شريعت بطور كامل عمل گردد. طريقت و حقيقت، خادمان شريعت هستند تا اخلاص و يقين دست دهد و به شريعت كه همان اصل عبادت است بايد با قلب سليم(احسان) عمل نماييم. طريقة شريفه داراي مقامات و اصطلاحات است كه در هر مقام انوار و اسرار و علوم و كيفيات اگر فضل الهي شامل شود، دست مي دهد.

بر ما و شما دوام ذكر، مراقبه و اتباع سنن و آداب مصطفي صلی الله علیه و سلّم فرض طريقه محبّت است و كساني را كه از كثرت محبّت جذب عنايت الهي ايشان را خود به خود در يابد، به محض موهبت الهي از محبوبان و مجذوبان خداي تعالي مي شوند.

سالک بايد حصول احوال را از تقديـر كريم كارساز بيند و بر وقايع، لب به چون و چرا نگشايد و با مردم معارضه نكند و از خود و خلق و از ماسوا نااميد باشد و به وعده هاي راستين الهي دل قوي دارد و به وسوسه ها از جا نرود و صبر، قناعت، توكّل، تسليم و انكسار را كه طريقة دوستان خدا است در پيش گيرد.

در راه محبّت الهي غفلت و بيكاري منع است. بزرگان دين و جان باختگان راه حق، زندگي را در محبّت خدا صرف كرده اند. مختار ما اين است كه در هر كار و عادتي كه هستيد ذكر خداي سبحان را بر خود لازم گيريد تا جمعيت و حضور و توجّه دل به حق سبحانه و تعالی حاصل گردد.

بدانکه همه مسلمين بر اين امر اتّفاق نظر دارند که محبّت الهی خود فريضه ای است که از اين آيه استنباط می شود: «قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَ إِخْوَانُكُمْ وَ أَزْوَاجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَ تِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَ مَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللهُ بِأَمْرِهِ وَ اللهُ لَايَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ» [«بگو اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خويشاوندان شما و آن مالهايي كه كسب كرده ايد و تجارتي كه مي ترسيد از بي رواجي آن و منزل هايي كه پسند مي كنيد از خدا و رسولش و جهاد در راهش بهتر به نزد شما باشد پس منتظر باشيد تا الله تعالي عقوبتي بياورد و خدا هدايت نمي كند فاسقان را». توبه / ۲۴] بايد دانست که از احاديث نيز اين امر ثابت می شود پس ايمان هيچ يك از شما كامل نيست تا خدا و رسولش را از هر چه هست دوست تر دارد. پرسيده شد: ايمان چيست؟ گفت: آنكه خدا و رسول را از هر چه جز آن است دوست تر دارد.

طريقه ی ما «دست به كار و دل به يار داشتن» است و هر کس بايد خود و افراد تحت تکفل خويش را تا مرز بی نيازی از خلق با تلاش و كوشش حلال جلو برد و اين عمل از بسياری از عبادات بهتر است.

پس اي دوستان! شما را به علم، ادب و تقوا در تمامی احوال سفارش می کنم. بر شما لازم است از آثار سلف صالح پيروی کنيد؛ خود را مشابه ايشان نماييد؛ ملازم سنّت و جماعت باشيد؛ فقه و حديث و آثار گذشتگان را بياموزيد؛ نماز را با جماعت ادا كنيـد و از صوفيان جاهل بپرهيـزيد؛ طلب شهرت مكنيد كه شهرت آفت است؛ به منصبي مقيّد نباشيد و طالب دنيا نشويد و دين را به دنيا نفروشيد؛ همه كس را به چشم شفقت بنگريد و هيچ فـردي را حقير نشماريد؛ به مردم خيرخواهي كنيد هر چند اندك باشد و بر افعال مشايخ اعتراض نكنيد كه انكار شوم است و منكر محروم.

دل شما هميشه اندوهگين، بدنتان بيمار، چشمتان گريان، عمل شما خالص، دعاي شما تضرّع، رفيق شما درويش، مايه ی افتخارتان فقر، خانه ی شما مسجد و مونس شما حق تعالي باشد. غم رزق مخوريد كه روزي مقدّر است.

كشوف و احوالاتي كه در ضمن سلوك بر سالكان پيدا مي شود، اگر خلاف كتاب و سنّت باشد، مقبول نيست. زنهار كه به خواب و خيالی خود را از معارف محروم نسازيد. براي رسيدن به مطلوب هر چه در وهم و خيال و گمان و انديشه آيد بايد نفي كرد و از خويش دور ساخت و آنچه را مطابق قرآن و سنّت است، محكم گرفت. به خواب و خيال و واقع دل بستن، سد راهي براي رسيدن به مطلوب است. هر آنچه در انديشه و فكر مي آيد بايد تحت كلمه «لا» نفي نمود. خداي تعالي بي چون و بي چگونه است. هر چه در ديد و دانش و شهود و مكاشفه در آيد غير اوست و او تعالي وراي طور عقل است.

«لا اله الا الله محمد رسـول الله» متضمن طريقـت و حقيقت و شريعت است و هيچ چيز در تسكين غضب رب جل جلاله از اين كلمه نافع تر نيست. بنده به تكرار آن نفي ماسوا نموده، از همه رو گردانيده، متوجّه معبود حقيقي مي گردد. تا زماني كه سالك در مقام نفي است، در مقام طريقت است. چون از نفي به تمام فارغ شود و جميع ماسوي از نظر او منتفي گردد، طريقت را تمام كرده به مقام فنا مي رسد. بعد از نفي در مقام اثبات آيد و از سلوك به جذبه گرويده، به مرتبه حقيقت متحقق شده و به بقا موصوف و نفس او از امّارگي به اطمينان رسد. كمالات ولايت به جزء اول(لا اله الا الله) و جزء دوم (محمد رسول الله) محصل و مكمل شريعت است.در اين طريق، اندراج نهايت در بدايت است. مبتديان اين طريق عالي را در ابتدا حالاتي روی مي دهد كه شبيه به احوال منتهيان است.

یک نظر بگذارید