از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* آداب خوردن طعام (قسمت اول)

تقليل طعام

تا خوب گرسنه نشده طعام نخورد و هنوز کاملاً سیر نشده است، دست از طعام بكشد و طريق اعتدال را رعايت کند و خود را از سيري و یا گرسنگي بيش از حد نگاه دارد؛ زیرا آن در شريعت مكروه و بر اساس حكمت ممنوع است. اگر چه خوردن طعام برای حفظ بدن و بقاي حيات فرض است؛ ليكن میانه‌روی در خوردن سنّتی ارجمند و خصلتي نيکو است و نزد همه‌ي علما و حكما امري پسنديده و روشي شايسته است و هيچ یک از علما و حکما در آن اختلافی ندارند.

از حضرت خواجه بزرگ خواجه بهاءالدّين ـ قدّس الله سرّه ـ نقل شده است كه مي‌فرمودند: بسيار آزموديم که خوردن بهتر از نخوردن است. از شيخ ركن‌الدّين علاءالدّوله ـ قدّس سرّه ـ نقل شده است كه فرمودند: آنچه از فوايد خوردن در آخر زندگي بر ما ظاهر شد، اگر اوّل معلوم مي‌شد اینقدر به کم خوردن اهتمام نمي‌نموديم.

بعضي از عزيزان از حضرت ايشان ـ قدّس سرّه ـ نقل كرده‌اند كه فرمودند: کم خوردن سبب كشف‌هاي ظاهري مي‌گردد؛ از این رو وقتی بيننده به آن رغبت پيدا مي‌کند از مقصود باز مي‌ماند. بزرگان خانواده‌ی خواجگان ـ قدّس الله تعالي ارواحهم ـ به جهت اینکه این عمل برای سالك تقيّدي نشود، تقليل طعام بيش از حد را جايز ندانسته‌اند. بنابراین طالبان صادق بايد در سيري و گرسنگي به حكم «خَيْرُ الْاُمُوْرِ اَوْسَطُهَا» طريق اعتدال را رعايت کنند و از افراط و تفريط بپرهیزند.

 پرهیز از طعام آمیخته با شبهه

وقتي طالب صادق آگاه شود که طعام، آميخته به شبهه است باید از خوردن آن بی‌نهایت بپرهيزد و اگر بنا بر ضرورتی مجبور به خوردن آن شود باید در تقليل آن بکوشد و به دلیل آنچه خورده است، ناراحت و پشیمان باشد.

در شرعة‌الاسلام آمده است كه از فرايض كلّي خوردن طعام و از بزرگترين شرايط و آداب آن، این است كه از راه حلال حاصل شده و به قدر كفاف باشد؛ زيرا كه پایه‌ی همه‌ی خيرات و طاعات بر آن نهاده شده و اين امر، خیلی دشوار است؛ زيرا حِلّيت و پاكي لقمه با اندك چيزي زايل مي‌شود.

بزرگان دين ـ قدّس الله تعالي ارواحهم ـ گفته‌اند: حلال آن است كه در ظاهر، وجه حرمت و مکروهيّت آن پيدا نبوده و از دست ظالم و فاسقی نرسیده باشد و شبهه آن است كه وجه حرمتش ظاهر نباشد؛ ليكن از دست ظالم يا فاسقي رسيده باشد و حرام آن است كه وجه حرمتش ظاهر باشد.

شيخ ابوبكر دينوري ـ قدّس الله روحه ـ گفته است: معده محلّ طعام است؛ اگر در آن حلال بریزی، قوّت طاعت می‌يابي و اگر آن را با شبهه پر كني راه حق بر تو پوشيده می‌شود و اگر با حرام پر كني از آن معصيت بر می‌خیزد.

 ترتيب ندادن طعامهاي لذيذ براي نفس خود

بر طالب صادق واجب است كه از ميان خادمان و متعلّقان، خود را به طعام بهتر اختصاص ندهد؛ بلكه به غذاهاي فقيرانه‌ی بي‌تكلّف قناعت نمايد، چنانچه عادت پسندیده‌ی آن حضرت و صحابه‌ی كرام بوده است. به صحّت رسيده است كه گاهي آن حضرت از خانه نان خورشت مي‌خواست. مي‌گفتند که نزد ما غير از سركه چيزي نيست. آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ مي‌فرمود که آن را بیاورند. آنگاه آن را با نان مي‌خورد و مي‌گفت: نان سركه عجب نان خورشي است.

ثابت شده است كه گاهی آن حضـرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ تکّه‌اي از نان جو برمي‌داشت و خرمايي بر آن مي‌نهاد و مي‌فرمود: نان خورشت اين است. گاهي خرماي كهنه برای آن حضـرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ مي‌آوردند و ایشان كِرم را از داخل آن بيـرون مي‌آورد سپس آن را مي‌خورد و اغلب اوقات نان جوين و آرد جو كه آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ مي‌خورد، اَلَک نمي‌کردند؛ بلكه باد بر آن مي‌دميدند تا آنچه رفتني بود مي‌رفت و باقي را خمير مي‌كردند و مي‌پختند. ثابت شده است كه آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ هرگز نان ميده(آرد گندم که آن را دوبار اَلَک کرده باشند) و گوشت يلمه(گوشت گوسفند يا بزغاله را از پشم و مو پاک کردن را يُلمَه مي گويند) تناول نکرده‌اند.

در صحيح بخاري از سهل بن سعد ـ رضی الله عنه ـ چنین روايت شده است: پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ از زمانی كه مبعوث شد تا وقتي كه به حق سبحانه و تعالی پيوست، هرگز نان بدون سبوس نديد. همچنين در صحيح بخاري از سهل روايت شده است كه گفت: آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ از زمان بعثت تا هنگام رحلت، هرگز آرد پخته شده را نديد. گفتند: پس چگونه آن حضرت جو ناپخته مي‌خورد؟ گفت: آن را آرد مي‌كرديم و مي‌خورديم.

از امام يافعي(رح) در كتاب مرآت‌الجنان آمده است كه آنچه در احاديث صحيح ثابت شده است كه آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ حلوا و عسل دوست داشت و گوشت مرغ مي‌خورد و از غذاهاي پاکی که مرغوب طبع است میل مي‌کرد، بايد دانست كه آن به قصد و طلب آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ نبوده و ایشان برای ترتيب دادن آن هیچ تلاشی نکرده‌اند؛ ليكن اگر بر سبيل اتّفاق چيزي از آن نزد وي حاضر مي‌شد، منع نمي‌كرد بلكه تناول مي‌نمود. همچنان كه از نان جو درشت و سركه و غيره آن از خوردنيها آنچه حاضر بود و آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ میل داشت، می‌خورد و هرگز به طعامي مخصوص مقيّد نمي‌شد همچنان كه به لباس و هيئت مخصوص مقيّد نبود.

 خوردن غذاي پاک و لذيذی که بدون سعي و تلاش حاضر شود

وقتی طعام لطيف و لذيذی پيش آيد که وي در تحصيل آن هیچ دخلي نداشته است بنابر متابعت سنّت بايد از آن بخورد؛ زيرا ثابت شده است كه هرگاه طعام پاكي حاضر مي‌شد آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ تناول مي‌کرد. از جمله طعامهایی که ثابت شده است آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ خورده‌اند گوشت گوسفند، شتر، خرگوش و حباري(پرنده ای است خاکستری شبیه غاز با پاها و گردنی دراز، لک لک) است.

از ابي‌موسي اشعري ـ رضی الله عنه ـ ثابت شده است كه گفت: پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ را دیده بودم که گوشت مرغ و گاهي گوشت قديد(گو شت خشک کرده و نمک سود) مي‌خورد. از جمله‌ي طعامها نزد آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ گوشت مرغوب بود؛ امّا به خوردن آن حريص نبود و از خوردن بسيار آن نهي مي‌فرمود و مي‌گفت: هر كس بر خوردن آن مداومت كنـد به آساني از آن دل نمی‌کند.

در شرعة‌الاسلام آمده است كه آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ بر خوردن گوشت مداومت نمي‌كرد و مي‌فرمود كه مداومت بر آن موجب قساوت قلب می‌شود؛ چرا که عادت گوشت همچون عادت شراب است. بر ترك آن نيز مداومت نمي‌کرد و مي‌گفت: هر كس چهل روز گوشت نخورد، طبع وي متغيّر گشته و خوي وي ناخوش می‌گردد.

به صحّت رسيده است كه آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ با گوشت دست و شانه الفت داشت و گوشت کمر را پاکترین و لذیذترین گوشت توصيف مي‌كرد و جگر بريان شده‌ی گوسفند مي‌خورد و بعضی اوقات نان تریت(تريت. تريد. نان خرد کرده در آبگوشت) با گوشت و گاهي نان با روغن مي‌خورد و زمانی خرما با خيار و خربزه تناول مي‌كرد و مي‌گفت: حرارت آن با سردي اين و سردي اين با حرارت آن از بین می‌رود.

روايت است كه خربزه را گاهي با نان و گاهي با شكر مي‌خورد و گاهي خيار با نمك ميل مي‌فرمود. در بعضي كتب مذكور است كه محبوبترين ميوه‌ها نزد آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ خربزه و انگور بود. گاه خوشه‌ي انگور را در دهان مبارك مي‌گذاشت و دانه‌هاي آن را مي‌خورد و آنگاه خوشه را برهنه بيرون مي‌آورد.

از جمله ميوه‌ها و طعامها و نوشیدنی‌هایی که آن حضرت دوست داشت، عسل و خرما و کره بود. هر روز يك ظرف عسل با آب آميخته مي‌نوشيد و خرما با شير آميخته بسيار ميل مي‌نمود و به آن طيّبان می‌گفت. اغلب طعام آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ خرما بود. اگر روزي دو وعده غذا مي‌خورد، يك وعده آن حتماً خرما بود.

كدوي پخته را بي‌نهايت دوست داشت. از صدّيقه ـ رضي الله تعالي عنها ـ روايت شده است كه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ مي‌فرمود: وقتي غذا می‌پزید كدوي بسيار در آن اندازید؛ زیرا برای قلب اندوهگين بسیار سودمند است. انس ـ رضی الله عنه ـ مي‌گويد كه عرض کردم ای رسول خدا‌ ـ صلی الله علیه و سلم ـ كدو را بسيار تناول مي‌فرمايي. فرمود: برای مزاج سودمند است و عقل را زياد مي‌كند. آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ آشي كه در آن فلفل و داروهاي گرم و چغندر بود و همچنین طعامی را که به ته ديگ مي‌چسبيد، بسیار دوست داشت.

روايت شده است كه ذوالنّورين ـ رضی الله عنه ـ براي آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ پالوده آورد. آن حضرت از آن خورد و فرمود: يا ابا عبدالله! اين چيست؟ ذوالنّورين ـ رضی الله عنه ـ مواد و كيفيّت طبخ آن را به عرض رسانيد. آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: بدرستي كه اين طعام لذيذ است.

از جمله طعامهایی که ثابت شده است رسول اکرم ـ صلی الله علیه و سلم ـ هرگز آن را تناول نكرده‌اند: گوشت سوسمار، گوشت گاو سرگين خوار، سپرز، گرده(قلوه)، روده و شكمبه است.

 جمع نكردن ميان غذاهايي كه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ از جمع كردن آن پرهیز می‌کرد

امام مجدالدّين فيروزآبادي ـ قدّس الله سرّه ـ در كتاب صراط مستقيم آورده است: به صحّت رسيده است كه آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ چند چیز را با هم جمع نكرده‌اند: شير و ماهي، شير و ترشي، شير و تخم مرغ، شير و گوشت، گوشت بريان و گوشت جوشيده، گوشت قدید و گوشت تازه، دو غذاي گرم یا دو غذاي سرد، دو مسهل یا دو مختلف؛ مثل قابضي و مسهلي يا غذای زود هضم و غذای دیر هضم.

آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ هرگز سير و پياز و تره نمي‌خورد و اگر كسي از سبزیجات بدبو چيزي خورده بود او را از مجلس بيرون مي‌فرستاد و مي‌فرمود: من اين سبزیجات را به جهت آن نمي‌خورم كه به كسي راز مي‌گويم كه شما نمي‌گوييد. آنچه از صدّيقه ـ رضي الله عنها ـ روايت شده است كه آخرين طعامي كه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ تناول نمود پياز داشت؛ حمل شده بر اینكه آن به خاطر درمان بیماری بوده يا به جهت بيان جواز.

 تقديم طعام بر نماز

در صحيحين به روايت صدّيقه ـ رضي الله تعالي عنها ـ آمده است كه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: اگر هنگام شام، طعام در مجلس نهاده شود و نماز نیز برپا گردد، ابتدا طعام بخورید سپس نماز گزارید. همچنین در صحيح مسلم به روايت صدّيقه ـ رضي الله تعالي عنها ـ آمده است كه آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: وقتي طعام حاضر شود، نماز گزاردن جایز نيست. شارحان حديث گفته‌اند: اين وقتي است كه فرصت نماز باقي بوده و وقت برای نماز گزاردن بسیار باشد؛ امّا اگر وقت نماز تنگ بوده و بيم فوت شدن آن باشد، مشغول شدن به غير نماز حرام است.

در صحيحين به روايت ابن عمر ـ رضي الله تعالي عنهما ـ آمده است كه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: وقتي يكي از شما مشغول خوردن طعام باشد، بايد در آن عجله نكند تا وقتي سیر شود، اگر چه نماز برپا شده باشد. در بعضي از كتب ائمّه‌ی اهل حديث مذكور است كه علماي صحابه مثل صدّيق، فاروق، ابن‌عبّاس، ابن‌عمر و غير ايشان ـ رضی الله عنهم ـ به مضمون اين حديث عمل مي‌كردند و ابن عمر ـ رضي الله تعالي عنهما ـ به خوردن طعام شب مشغول مي‌شد اگر چه نماز جماعت را از دست مي‌داد.

امام در احيا مي‌آورد: روايت است هنگامی که نماز برپا می‌شد و برای او طعام مي‌آوردند، او به نماز برنمي‌خاست تا وقتي كه از خوردن طعام فارغ مي‌شد، با وجود اینكه در آن حال صدای قرائت امام را مي‌شنيد. همچنین روایت شده است که یک روز، وقتي ابن‌‌عبّاس و ابي‌هريره ـ رضي الله تعالي عنهما ـ مشغول خوردن برياني بودند، مؤذّن آمد و اقامه سر داد. ابن‌عبّاس گفت: عجله نكن تا وقتي ما اين بريانی را بخوريم؛ چون تا وقتی که رغبت نفس‌مان به طعام باقي باشد ما به نماز بر نخواهيم خواست. شارحان حديث گفته‌اند: اين وقتي است كه نفس بي‌نهايت محتاج و مشتاق طعام بوده و در وقت نماز نيز مجال و سِعَتي باشد. وكيع(رح) كه از شارحان حديث است چنين مي‌گويد: طعامي را بايد بر نماز مقدّم داشت كه اگر نخورند، ضايع و فاسد شود.

 نشسته طعام خوردن

هنگام طعام خوردن نبايد بايستد و یا بر جايي تكيه كند؛ زیرا آن از جمله مكروهات و ممنوعات است. در صحيح مسلم به روايت انس ـ رضی الله عنه ـ آمده است كه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ از آب خوردن در حالت ایستاده نهی نمود.

قتاده ـ رضی الله عنه ـ روايت مي‌كند كه از انس ـ رضی الله عنه ـ پرسيدم: طعام خوردن در حالت ایستاده چگونه است؟ فرمود: قبيح‌تر و خبيث‌تر. همانطور كه ايستاده طعام خوردن مكروه است، تكيه زده نيز ممنوع است. علما گفته‌اند: تكيه بر سه نوع است: اوّل آنكه پشت يا پهلو يا سينه خود را بر زمين نهد يا بر متكايي تكيه زند، به هر شکلی که باشد. دوّم آنكه چهار زانو بنشيند. سوّم آنكه يك دست خود را بر زمين نهاده و آن را ستون ساخته، بر آن تكيه کند.

در وقت غذا خوردن نشستن بر سه حالت سنّت است: اوّل آنكه دو زانو بنشيند به شرط اینكه شكم بر زانو ننهد. به صحّت رسيده است كه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ در هنگام طعام خوردن اغلب دو زانو مي‌نشست و هرگز به حالت چهار زانو و یا تكيه زده طعام نمي‌خورد و مي‌فرمود: من بنده‌اي از بندگان خدا هستم. طعام مي‌خورم همانطور که بندگان مي‌خورند و مي‌نشينم همانطور كه بندگان مي‌نشينند.

دوّم آنكه زانوي راست را بلند کرده و بر زانوی چپ بنشيند. به صحّت رسيده است كه آن حضرت گاهي هنگام غذا خوردن، زانوي راست را بلند مي‌كرد و بر زانوی ديگر مي‌نشست بدون اینكه بر جايي تكيه زند.

سوّم اینکه هر دو زانو را برآورد و به شكم بچسباند که اين نوع نشستن را اقعا گويند. ثابت شده است كه آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ گاهي از شدّت گرسنگي بر هيأت اقعا مي‌نشست و طعام مي‌خورد. در تاريخ امام يافعي(رح) به روايت انس ـ رضی الله عنه ـ چنین آمده است: وقتی براي پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ خرما آوردند، ديدم كه خرما مي‌خورد در حالي كه از شدّت گرسنگي بر هيأت اقعا نشسته بود. آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ هنگام طعام خوردن کمتر به اين حالت می‌نشستند.

شخص هنگام طعام خوردن بايد كفش را از پا در آورد و دامنِ لباس و آستين گشاد را جمع کند و از روي ادب بنشيند. در تاريخ امام يافعي(رح) مذكور است كه يكي از آداب طعام خوردن این است که لباس خود را هنگام خوردن طعام جمع کند.

 بر روي سفره و دستار خوان، طعام خوردن 

هميشه بايد طعام را بر روي سفره يا دستار خوان تناول كند و هرگز بر روي خوان پايه‌دار چيزي نخورد؛ زیرا مكروه و ممنوع است. امّا اگر خوان پايه‌دار نبوده و از سطح زمين بلندتر نباشد طعام خوردن بر روي آن جايز است.

در اصل بيست و دوم از نوادر الاصول به روايت انس ـ رضی الله عنه ـ آمده است كه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ هرگز بر روي خوان طعام نمی‌خورد. ما از انس ـ رضی الله عنه ـ پرسيديم پس بر روي چه چيزی طعام مي‌خورد؟ گفت: بر روي سفره. امام ـ قدّس سرّه ـ در شرح اين حديث مي‌گويد: خوان نهادن از رسوم عجم بود و اعراب بر روي سفره طعام مي‌خوردند و مقصود از آن، سفره‌ي چرمي است كه دارای علاقه و حلقه‌هاست.

از حسن بصري(رح) چنین روايت شده است: خوردن طعام بر روي خوان، کار پادشاهان و بر منديل، کار عجم و بر سفره، کار عرب و سنّت است. اینكه در بعضي احاديث لفظ مائده آمده است مقصود از آن خوان نيست، بلكه هر چيزي که بر روی زمين گسترده شود، آن را مائده گويند. در عرف عرب گاهي مفعول را با لفظ فاعل ادا مي‌كنند. چنانکه مي‌گويند: «سِرٌّ كَاتِمٌ اَيْ مَكْتُوْمٌ» «سرّ پوشاننده يعني پوشيده شده» و همانطور که خداوند متعال فرموده است: «فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ» (قارعه/ ۷) اي مرضيه. بنابراین مائده مي‌گويند و ممدوده قصد مي‌کنند يعني گسترده بر زمين.

خوان چيزي است كه از سطح زمين بلندتر بوده و دارای پايه‌هايي است، بنابراین خوان با مائده تفاوت دارد ولی از آنجا که در ميان عجم خوان نهادن شايع بود و به جاي مائده، بيشتر خوان مي‌نهادند بدان سبب به خوان، مائده می‌گفتند. در اخبار آمده است كه وقتی قوم عيسي ـ علیه السلام ـ گفتند: «رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِّنَ ﭐلسَّمَاءِ» « پروردگارا سفره اي از آسمان بر ما نازل كن» (مائده/ ۱۱۴) حق تعالي براي آنان سفره‌ای پر از طعام فرو فرستاد كه گرد و سرخ رنگ بود و در ميان دو تکه ابر قرار داشت.

 خوردن طعام در ظرف چوبي يا سفالي بر طبق سنّت

در شرعة‌الاسلام آمده است كه خوردن طعام و شراب در داخل ظرف طلا و نقره، حرام و در ظرف رويي و مسي مكروه است. در صحيح مسلم به روايت امّ سلمه ـ رضي الله تعالي عنها ـ آمده است كه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: هر كس شربتي در ظرف ساخته شده از طلا یا نقره بنوشد، در شكم او آتش دوزخ صدا می‌كند.

به اتّفاق علماي دين ـ رضی الله عنهم ـ استعمال ظروف ساخته شده از طلا و نقره حرام است. در مذهب امام شافعي(رح) اگر در كاسه يك حلقه از نقره باشد يا تيغه كاردي را با اندكي از نقره نقاشی كرده باشند جايز است با آن كاسه چيزي بخورد و از آن كارد استفاده کند، ولی اگر غرض از آن حلقه و نقش، تزيين كاسه و كارد باشد، استعمال آن مكروه است نه حرام؛ ليكن اگر مخصوصاً برای تزیین آن، نقره بسيار به كار برده باشند استعمال آن حرام است [طبق مذهب حنفي: خوردن و آشاميدن و خوشبو كردن از ظروف نقره اي و طلايي براي مردان و زنان مكروه است. كذا في السراجية فتاواي هنديه ج۵ ص۳۳۴٫ بحث و تفصيل را آنجا مطالعه كنيد.

در مختصر الوقايه آمده است: استعمال اشيائي كه در آن  نقره بكار رفته باشد حلال است در صورتي كه با محل نقره تماس نداشته باشد. اين مطلب اشاره به اين دارد كه جنس اصلي ظرف نقره نمي باشد، بلكه نقره فقط در قسمتي از آن قرار دارد. كما في جامع الرموز].

 دست به طعام بردن پس از بزرگان

اگر بزرگي در مجلس حاضر باشد و طعام آورند، بايد دست دراز نكنند تا وقتي آن بزرگ شروع كند؛ زيرا در صحاح احاديث به ثبوت رسیده است كه حذيفة بن يمان ـ رضی الله عنه ـ گفت: وقتي با رسول خدا ـ صلی الله علیه و سلم ـ بر طعامي حاضر مي‌شديم هيچ يك از ما دست خود را به سوی آن طعام دراز نمي‌كرد تا وقتي كه رسول خدا ـ صلی الله علیه و سلم ـ شروع مي‌كرد.

اگر بزرگ قوم، خود میزبان باشد، بايد حاضران را منتظر نگذارد و زودتر شروع به خوردن طعام كند؛ زيرا ثابت شده است كه وقتي آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ با مردم طعام مي‌خورد، هيچ كس پيش از وي دست به طعام دراز نمي‌كرد. مقصود این است كه اصحاب را منتظر نمی‌گذاشت.

 از حضرت ايشان ـ قدّس الله تعالي سرّه ـ شنيده شده است كه فرمود: مولانا نظام‌الدّين خاموش(رح) مي‌گفتند: هنگام حاضر شدن طعام، منتظر ماندن تا اینکه بزرگ مجلس بخورد از جمله‌ی نيکوترين آداب است؛ ليكن در ميوه خوردن رعايت اين ادب لازم نيست.

 شروع طعام با گفتن بسم الله

بايد در ابتداي غذا خوردن نام خداي تعالي را بر زبان آورد. نزد محقّقان اهل حديث تسميه در اوّل طعام واجب است؛ زيرا در احاديث امر به آن صحيح و صريح و سالم از معارض است. علما درباره‌ی اینکه اگر جمعي باشند تسميه يك شخص از تسميه‌ی ديگران کفايت مي‌کند يا نه، با یکدیگر اختلاف دارند. ائمّه‌ی شافعيه ـ رحمهم الله ـ برآنند كه کافي است و اين مشابه جوابِ سلام و تشميت عاطس است كه جواب يكي از افراد كافی است.

بعضي ديگر از علما می‌گويند: كافي نيست و دليل ايشان حديثي است كه در سنن ترمذي به روايت صدّيقه ـ رضي الله تعالي عنها ـ آمده است كه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ با شش نفر از صحابه طعام مي‌خوردند. ناگاه اعرابي وارد شد و آنچه مانده بود به دو لقمه خورد. آن حضرت ـ صلی الله علیه و سلم ـ فرمود: اگر اين اعرابي «بسم الله» مي‌گفت اين طعام برای شما كافي بود. محقّق است كه آن حضرت و صحابه «بسم الله» گفته بودند؛ بنابراین اگر تسميه‌ی يك فرد كافي بود با تسميه گفتن آنان، نیازی به تسميه اعرابي نبود.

از ابوايّوب انصاري ـ رضی الله عنه ـ روايت شده است كه گفت: روزي همراه پيغمبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ بوديم، طعامي برای وي آوردند كه من در ابتدای خوردن به بركت آن، طعامي نديده بودم و در آخر به بي‌بركتي آن. پس گفتم: يا رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ اين چگونه بود؟ فرمود: ما هنگام خوردن اين طعام، تسمیه گفتیم؛ ولی در اين میان كسي آمد و به خوردن طعام مشغول شد که نام خدا را نبرد، در نتیجه شيطان در خوردن اين طعام با ما شريك شد.

مستحب است كه پيش از تسميه صلوات بفرستد. در عوارف‌المعارف حضرت شيخ شهاب‌الدّين سهروردي ـ قدّس الله تعالي سرّه ـ مذكور است كه در ابتداي طعام و قبل از تسميه اين صلوات را بگوید: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ عَلَي آلِهِ وَ طَيِّبْ اَرْزَاقَنَا وَ حَسِّنْ اَخْلَاقَنَا» « پروردگارا! بر محمد ـ صلی الله علیه و سلم ـ و آل او درود بفرست و روزي مان را پاك و حلال و اخلاقمان را نيكو گردان».

امام نوّاوي(رح) در اذكار آورده است: بهتر این است كه در ابتداي طعام بگويند: «بسم الله الرحمن الرحيم» و اگر فقط «بسم الله» بگويند كفايت می‌كند و سنّت با آن حاصل می‌شود و در اين گفتن جُنُب و حايض و غير ايشان برابرند. در احياء العلوم و شرعة‌الاسلام آمده است كه بعضي گفته‌اند: وقتی كسي طعام می‌خورد در لقمه‌ی اول بايد «بسم الله» و در لقمه‌ی دوم «بسم الله الرحمن» و در لقمه‌ی سوم «بسم الله الرحمن الرحيم» بگويد. مستحب است كه در ابتداي طعام به خاطر آگاه کردن ديگران «بسم الله» را بلند بگويد.

در احياءالعلوم ‌آمده است: بعد از تسميه، خوردن مقداری نمك و در آخر نیز خوردن مقداری از آن مستحب است؛ زيرا در خبر آمده است: «اِبْدَؤُوْا بِالْمِلْحِ وَ اخْتِمُوْا بِهِ» « طعام را با نمك آغاز كرده و با آن ختم كنيد». از بعضي بزرگان نقل شده است كه وقتي انگشت بر نمك مي‌زند يا سبزي در دهان مي‌گذارد بگويد: «بِسْمِ اللهِ وَ الصَّلَاةُ عَلَي رَسُوْلِ اللهِ». در شرعة‌الاسلام آمده است: هنگامی که تُرُب می‌خورد بايد حضرت رسول الله ـ صلی الله علیه و سلم ـ را ياد كند تا بوي بد آن را احساس نکند.

یک نظر بگذارید