از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* حجاب و اهمیت آن

بسم الله الرّحمن الرّحیم

«یَا أیُّهَا النَّبیُّ قُل لِّأزواجِکَ و بَناتِکَ و نِساءِ المُؤمِنینَ یُدنِینَ عَلَیهنَّ مِن جَلابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أدنَی أن یُعرَفنَ فَلا یُؤذِینَ و کانَ اللهُ غَفُورًا رَحِیمًا» (احزاب/۵۹)

ای پیامبر، به زنان و دختران خویش و زنان مؤمنان بگو چادرهای خویشتن را بر خویشتن فرو پوشند این نزدیکتر است به اینکه شناخته شوند و آزارشان ندهند. و خداوند بخشنده و مهربان است.

حضرت عمر بن خطاب(رض) مي فرماید: در سه مورد، نظر من با وحي پروردگار موافق گرديد: يكي اينكه گفتم: اي رسول خدا(ص)! چقدر خوب است كه در مقام ابراهيم(ع) نماز بخوانيم. خداوند جلّ جلاله اين آيه را نازل كرد: «وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى» «مقام ابراهيم را محل نماز قرار دهيد». دوم اينكه گفتم: اي رسول خدا(ص)! چقدر خوب بود كه شما همسران خود را دستور مي داديد تا حجاب نمايند؛ زيرا انسان هاي خوب و بد با آنان سخن مي گويند. آنگاه آيه حجاب نازل شد. سوم، زماني كه همه همسران رسول الله(ص) با وي درگير شدند، من به آن­ها گفتم: اگر رسول الله(ص) همه شما را طلاق دهد، خداوند متعال همسران بهتري از شما به او عنايت خواهد فرمود. آنگاه آيه معروفِ «عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبَدِّلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ» در اين باره نازل شد. (بخارى/۴۰۲)

hejab-shamsiyeh

حجاب و عفت

دو واژه‌ «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجّه به اینکه تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد و بالعکس، هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد، باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.

حجاب

حجاب به معنای پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان، مصون و محفوظ بماند.

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده، وسیله پوشش است؛ ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است.

هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند ـ سبحانه و تعالی ـ است که به وسیله تزکیه نفس و تقوا به دست می ‎آید:

«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ» (حجرات/۱۳) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خداوند جلّ جلاله با تقواترین شماست.

«هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ» (جمعه/۲) اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن نمی دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آن­ها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آنکه پیش از این، همه در ورطه جهالت و گمراهی بودند.

از قرآن کریم دانسته می شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی همچون:

«قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ» (نور/۳۰) ای پیامبر(ص)! مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.

حجاب چشم

در قرآن مجید بیش از ده آیه درباره حجاب و حرمت نگاه به نامحرم آمده است:

«قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ» (نور/۳۰) ای پیامبر(ص)! به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

«قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ» (نور/۳۱) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

حجاب در گفتار

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

«فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ» (احزاب/۳۲) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است، به طمع افتد.

حجاب رفتاری

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود، باعث جلب توجّه نامحرم شوند: «وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ» (نور/۳۱) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.

و نیز خداوند ـ سبحانه و تعالی ـ در قرآن کریم به طور مستقیم، ازواج مطهّرات را مورد خطاب قرار داده و به وسیله آنان، به همه زنان مسلمان پیام داده است که: «وَقَرنَ فی بیوتِکُنَّ» (احزاب/۳۳) در خانه های خود مستقر شوید.

مؤمنین نباید سر زده و بدون اجازه، به خانه‏ کسی داخل شوند: «یَا أیّها الَّذینَ آمنوا لا تَدخُلُوا بُیُوتًا غَیرَ بُیُوتِکُم حَتّی تَستَأنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلَی أهلِهَا ذَلِکُم خَیرٌ لَکُم لَعَلَّکُم تَذَکَّرُون» (نور/ ۲۷) ای کسانی که ایمان آوردید! به خانه دیگران داخل نشوید، مگر اینکه قبلاً آنان را آگاه سازید و بر اهل خانه سلام کنید. این برای شما بهتر است. باشد که پند گیرید.

حجاب در پوشش

خداوند جلّ جلاله در آیه ای می فرمایند: «وَ لَا تَبَرَّجنَ تَبَرُّجَ الجَاهِلیَّةِ الاولی» (احزاب/۳۳) یعنی اگر اتّفاقاً حسب نیاز بیرون رفتید، با آرایش و برای نمایش دادن بیرون نروید. آن گونه که زنان دوران جاهلیّت بیرون می رفتند.

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: «نزدیکی قیامت زنانی می آیند که موهای سر خود را مانند کوهان شتر می آرایند».

همچنین پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: آن زنان با وجود پوشیدن لباس، به هدف اصلی آن، که پوشیدن عورت باشد، دست نمی یابند؛ زیرا آن لباس، آن قدر نازک و چسبیده به بدن است که اندامش ظاهر است که علّت آن، بی حیایی و بی شرمی است.

‌‌مسلمانان‌ هم‌ نبايد در آداب‌ و رسوم‌ و لباس‌ و ديگر خصايل، از كفّار و مشركان‌ تبعيّت نموده، خود را به آن­ها تشبیه‌ نمايند؛ زيرا «مَن‌ تَشَبَّهَ‌ بِقَوم‌ٍ فَهُوَ مِنهُم» هر كس‌ با هر گروهي‌ مشابهت‌ كند، از زمره‌ آنان‌ محسوب‌ مي شود.

امروزه برخی بر این اعتقادند که زن و مرد باید دوشا دوش هم کار کنند که از افکار غرب سرچشمه می گیرد؛ ولی به این نکته توجّه ندارند که اگر زن و مرد، برای یک کار آفریده شده اند، چه نیازی داشت از نظر جسمی متفاوت باشند؟

برابری زن و مرد در کار کردن نیست؛ بلکه برابری زن و مرد، در عزّت و کرامت انسانی اوست.

البتّه این سؤال مطرح می شود که زن هم یک انسان است، او هم به بیرون رفتن از خانه نیاز پیدا می کند. دلش می خواهد به دیدار دوستان و اقوام، برای تفریح سالم و جایز و گاهی برای تکمیل نیازهای شخصی از خانه بیرون برود. باید همه بدانیم که هدف از این حکم که «در خانه بمانید» این نیست که قفلی بر در خانه بزنیم و زن را زندانی کنیم؛ بلکه زن هم نیازهایی دارد و بر اساس این نیازها می تواند از خانه خارج شود.

از مجموع مباحث طرح شده دانسته می شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه پوشش، نگاه، ‌حرف زدن، راه ‎رفتن و . . . است.

بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرّف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه لغوی عفت نیز وجود دارد.

حجاب و بیماری های پوستی زنان      

انجمن سلامت شمال آمریکا در تحقیقات خود به طور علمی‌ و با آمار ثابت کرد که زنان محجّبه کمتر به بیماری های پوستی دچار می شوند. در این تحقیقات که دو گروه از زنان محجّبه و غیر محجّبه در آن شرکت داشتند، در مرحله اول، افرادی با شرایط جسمانی، سنّی و مشاغل یکسان انتخاب شدند و به مدّت ۳ ماه در روزهای مشخص، مورد آزمایش های ویژه قرار گرفتند. بعد از گذشت سه ماه، محقّقان به این نتیجه رسیدند که افراد محجّبه از پوست لطیف­تری برخوردارند و علایم هیچ بیماری پوستی در آن‌ها دیده نمی شود، در حالی که زنان غیر محجّبه با استفاده از کرم‌های ضد آفتاب، سعی در حفظ سلامتی پوست خود داشتند؛ امّا این اقدام در طولانی مدّت، باعث از بین رفتن پوست آن‌ها شده بود.

هنگامی‌که پوست زنان غیر محجّبه به طور کامل از اثر این کرم‌ها پاک می شد، چین و چروک‌ها و لک های فراوانی در پوست آن‌ها به چشم می خورد.

محقّقان اعلام کردند: از آنجا که پوست زنان مسلمان کمتر در معرض پرتوهای فرابنفش خورشید قرار دارد، از سلامت بیشتری برخوردار است.

آرامش در حجاب

زن نباید حجاب را برای خود، یک مشکل تصوّر کند؛ بلکه این امر با فطرت وی عجین است. زن عورت است و عورت، یعنی «چیز پوشیدنی». حجاب در سرشت زن است؛ اگر فطرت مسخ شود، آن گاه معالجه ندارد. آرامشی که زن در حجاب دارد، در بی حجابی و عریانی ندارد؛ از این رو حجاب یکی از بخش های الزامی حیا است.

فواید عفاف و پاکدامنی

۱٫ حفظ نفس: عفاف موجب کنترل و حفظ نفس از بدی ها می شود.

۲٫ عزّت و سربلندی: انسان عفیف در سایه عفاف، عزّت پیدا می کند.

۳٫ سلامت جامعه: عفاف، سلامت جامعه را به دنبال دارد؛ زیرا هر جامعه ای را افراد آن تشکیل می دهند و اگر این افراد، صالح و عفیف باشند، بالطبع سلامت جامعه را باعث می شود و آن را از آسیب مصون می دارد.

۴٫ پاکی اعمال: عفاف وسیله ای است برای پاک شدن اعمال. هرگاه که پای نفس و امیال نفسانی در میان نباشد، اخلاص در عمل جای خود را باز خواهد کرد.

۵٫ قدر و منزلت الهی: از دیگر برکات عفاف، قدر و منزلت و نزدیکی به درگاه خدا است.

۶٫ فرو نشاندن آتش شهوت.

۷٫ قناعت.

۸٫ استحکام بنیاد خانواده: عفاف موجب تحکیم بنیان خانواده می شود و بی عفتی باعث تزلزل آن می شود. چه بسا طلاق هایی که بی عفتی مرد یا زن آن را باعث می شود.

زمینه­ های عفاف

الف) زمینه­ های فردی

۱٫ ایمان: ایمان به خدا و زندگی پس از مرگ، از بهترین و قوی ترین راه­های پیشگیری از شهوت و هوس های دنیوی است.

۲٫ تقوا: انسان با تقوا و خداپرست، کمتر دچار خواسته های نفسانی و شهوانی می شود.

۳٫ آگاهی: اگر انسان به فواید عفاف آشنا باشد، سعی می­کند آن را در زندگی به کار بندد.

۴٫ نماز و عبادت: بهترین و پرثمرترین بازدارنده انسان از فساد و گناه، نماز و عبادت خداوند(ج) است که ایمان انسان را قوی می کند و او را از بی عفتی و زشتی مصون می دارد؛ چنانچه قرآن می فرماید: «همانا نماز، انسان را از زشتی و منکرات باز می دارد».

۵٫ حیا: از ثمرات عفاف که اصلی ترین موانع انحراف جنسی می باشد، حیاست که برخاسته از ادراک خوبی ها و بدی های اختیاری است که انسان به دلیل داشتن آن، از حیوانات برتر شمرده شده است.

۶٫ کنترل نگاه: کنترل چشم در نگاه کردن به چیزهای حرام از زمینه های فردی عفاف و باعث سلامت جامعه است. برای کنترل نگاه، اموری چون توجّه به علم و آگاهی خداوند جلّ جلاله و به اینکه در هر لحظه خداوند جلّ جلاله کارهای ما را زیر نظر دارد، توجّه به قیامت و عذاب­های آن و توجّه به اینکه دست­ها و زبان و پاها و سایر اعضای بدن، علیه انسان شهادت می دهد، مؤثر خواهد بود.

پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: «نسبت به زنان مردم، عفیف باشید تا زنان شما عفیف بمانند».

ب) زمینه های خانوادگی

۱٫ پاکدامنی همسر: یکی از زمینه های عفاف در خانواده، داشتن همسری پاکدامن و عفیف است؛ زیرا همسر پاکدامن، تأثیر بسزایی در عفّت همسر خویش دارد؛ به علاوه اینکه همسر عفیف، فرزندان عفیف­ تربیت می کند و الگوی آن­ها خواهد بود.

۲٫ ازدواج: از مهم­ترین راه های مبارزه با بی عفتی، تشکیل خانواده است. قرآن مجید در این­ باره می فرماید: «مردان و زنان بی همسر و همچنین غلامان و کنیزان صالح و درست کارتان را به نکاح یکدیگر درآورید و اگر فقیر باشند، خداوند جلّ جلاله آنها را بی نیاز خواهد کرد که رحمت خدا وسیع است».

۳٫ تحکیم پیوند زناشویی: یکی دیگر از زمینه های عفاف، تحکیم پیوند زناشویی است. به تجربه ثابت شده است که خانواده هایی که کانون گرم و صمیمی ای داشته اند، کمتر دچار اختلاف شده اند. در این بین، هدیه دادن، محبت کردن، آرایش و تأمین نیاز جنسی همسر، دارای اهمیت است.

۴٫ مراقبت از خانواده: نگه داری خانواده، توجّه به تعلیم و تربیت صحیح، امر به معروف و نهی از منکر، فراهم ساختن محیطی پاک و خالی از هر گونه آلودگی در فضای خانه و خانواده است.

۵٫ غیرت: یکی از عوامل اساسی عفت، غیرت و تعصّب است. کسی که برای ناموس خود حرمت قائل می شود و تعصّب دارد، به خود اجازه خیانت به دیگران نمی دهد. او می داند که اگر به ناموس دیگری سوء نظری داشته باشد، مطمئناً دیگران نیز به ناموس او سوء نظر خواهند داشت.

ج) زمینه های اجتماعی

۱٫ امر به معروف و نهی از منکر: اگر بپذیریم که جامعه مانند یک بدن است و افراد جامعه، اعضای این بدن هستند، هنگامی که جامعه دچار فساد و اختلاف ­شود، بر همه افراد واجب است که برای جلوگیری از آن اقدام نمایند. یکی از این راه­ها، امر به معروف و نهی از منکر است که از زمینه های اجتماعی عفاف می باشد.

۲٫ حجاب: از دیگر زمینه های اجتماعی، عفاف و حجاب و پوشش است که اسلام بسیار به آن اهمیت داده است. تا زمانی که زن، چون غنچه ای در داخل حجاب  باشد، کسی قصد چیدن آن را نمی کند؛ اما هنگامی که حجاب کنار رود و غنچه باز شود، هوسرانان قصد چیدن آن را می کنند و بعد از پرپر کردن، آن را به دور می اندازند. قرآن می فرماید: «حجاب برای این است که زنان شناخته نشوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند».

یک نظر بگذارید