از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* احکام ولی [کسی که اختیار انعقاد نکاح دارد]

به چه کسی ولی گفته می­شود؟

ولی کسی است که اختیار انعقاد نکاح دختر و پسر را دارد.

* پدر، نخستین ولی برای دختر و پسر است، در صورت نبودن پدر، پدربزرگ و اگر او هم نباشد، پدر پدربزرگ؛ اگر هیچ کدام از افراد فوق نباشد، آن وقت برادر عینی، آنکه پدر و مادرشان یکی باشد و سپس برادر علّی آن که پدرشان یکی و مادرشان مختلف باشند. در صورت نبودن آن ها برادرزاده و سپس پسر برادرزاده و بعداً نوه برادرزاده «ولی» قرار می گیرد. در صورت نبودن آنها، عموی پدری و مادری، بعد از آن پسر عموی پدری و مادری و بعد از آن پسرش؛ سپس پسر عموی پدری و بعداً پسرش؛ اگر هیچ کدام از این ها هم نباشند، عموی پدری و بعداً پسران وی، سپس نوه هایش ولی قرار می گیرند، اگر ایشان هم نباشند عموی جدّ سپس پسر و نوه هایش تا به پایین برود. اگر هیچ کدام از آن نباشد آن وقت مادر، ولی قرار می گیرد، سپس مادر پدر و بعداً مادر مادر، بعد از آن، خواهر عینی و سپس خواهر پدری و سرانجام خواهر مادری، بعداً عمّه و بعد از آن دایی و سپس خاله و غیره.

* نابالغ و کافر مجنون نمی توانند ولی کسی قرار گیرند.

* زن بالغه در مورد بستن عقد خود اختیار تام دارد، با هرکسی که بخواهد می تواند عقد خود را ببندد، البتّه اگر از نژاد خود نکاح نکرد، بلکه با مردی عقد بست که از نظر نژادی از او پایین تر بود، ولی، هم از این ناراضی بود، آن وقت فتوی بر این است که این عقد درست نمی باشد و اگر عقدش را با یکی از خویشاوندان خود بست، البتّه مهریه اش را از مهر مثل بسیار کم زد، عقد منعقد میگردد، البتّه ولی اختیار فسخ آن را دارد، و راهش این است که آن ولی، پیش حاکمی مسلمان برود و او را از ماجرا در جریان بگذارد که توسط او نکاح، فسخ گردد، و فقط همان ولی می تواند به این امر اقدام نماید که رتبه اش همان طوری که قبلاً بیان شد.

* اگر ولی، نکاح دختر بالغه را بدون اجازه اش با یکی بست، عقد دختر به اجازه اش موقوف است، اگر اجازه دهد نکاح منعقد می گردد، در غیر اینصورت نکاح درست نیست.

* اگر ولی به دختر باکره بالغه گفت عقد تو را با فلان می بندم یا بسته ام و او در پاسخ چیزی نگفت یا خندید یا حرکتی که نشان از رضایت باشد، علامت اجازه است، و عقدش صحیح می باشد و این ضروری نیست که حتماً باید با زبان رضایت خود را اظهار نماید، و اینکه برخی از اولیا آن ها را اجبار میکنند تا با زبان رضایت خود را اعلام نمایند کار درستی نیست.

* اگر ولی زمان اجازه گرفتن اسم شوهر را نبرد و دختر هم او را نمی شناخت از سکوت وی رضایتش ثابت نمی گردد، و این اجازه ای به شمار نمی آید، برای ولی لازم است که نام و علائمش را کاملاً مشخص نماید، تا دختر او را بشناسد، همچنین اگر ولی جلوی دختر، اسمی از مهریه نبرد، و با مهریه ای بسیار کم عقدش را منعقد نمود، بدون اجازه دختر عقدش منعقد نمی گردد، باید مجدداً از او اجازه گرفته شود.

* اگر دختر باکره نیست، بلکه قبلاً شوهری گرفته، و این نکاح دومش است، هنگام اجازه خواستن از او سکوت کفایت نمی کند، بلکه باید با زبان رضایت و عدم رضایت خویش را اعلام دارد، اگر هیچ حرفی نزد و ولی نکاحش را بست نکاحش به اجازه زن موقوف می باشد، اگر قبول کند نکاحش منعقد می گردد، در غیر اینصورت نکاح درست نیست.

* اگر با وجود پدر، عمو یا برادر شخصی دیگر از اولیایش از دختر باکره اجازه طلب نمود و او خاموش شد، اجازه به شمار نمی آید، بلکه باید کاملاً با زبان رضایت خود را اظهار نماید.

* اگر پسر یا دختر، نابالغ باشد بدون دلیل نکاح اش منعقد نمی گردد، اگر بدون ولی نکاح کند یا کسی دیگر نکاح او را ببندد، به اجازه ولی بستگی دارد، اگر ولی اجازه دهد نکاح درست، وگرنه نکاح منعقد نمی گردد، و ولی جهت نکاح و عدم نکاح وی اختیار تام دارد، به هرکس که بخواهد می تواند نکاحش را ببندد، به شرط دیندار و صالح بودن شخص و پسر و دختر نا بالغ نمی تواند آن را رد کند، فرقی نمی کند آن دختر نابالغ نکاح اول یا نکاح چندمی باشد.

* اگر پدر یا پدربزرگ نکاح دختر نابالغ یا پسر نابالغ خود را بست بعد از بالغ شدن اختیار فسخ آن را ندارد.

* اگر به غیر از پدر و پدربزرگ، ولی دیگری نکاحش را بست، و آن پسر از نظر نژادی مانند خودش بود و مهریه اش هم به اندازه مهر مثل متعیّن گردید، آن وقت نکاح درست، البته بعد از بالغ شدن در این مورد اختیار دارد که آن را برقرار بگذارد یا اینکه پیش حاکم شرع رفته و نکاح را توسط او فسخ نماید.

* اگر آن ولی که حق نکاح را دارد به مسافرت رفته و چنان دوراست که اگر جهت آمدن او انتظار کشیده شود، این فرصت از دست می رود، و آن کسی که پیام نکاح فرستاده، اینقد صبر نمی کند در این صورت آن ولی دیگر که بعد از او است، می تواند عقد نکاح او را ببندد، اگر ولی بعد از پرسیدن از ولی قریب نکاحش را بست باز هم منعقد می گردد، و اگر اینقدر دور نیست بلکه نزدیک است آن وقت برای ولی بعید[دور] مناسب نیست که بدون اجازه قریب نکاحش را ببندد، اگر نکاحش را بست به اجازه ولی قریب بستگی دارد. اگر ولی قریب اجازه دهد نکاح منعقد می گردد، در غیر اینصورت نکاح درست نیست.

Spread the love

یک نظر بگذارید