از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* ای روزه داران…

امشب چه شبیه است به دیشب! این روزها چنان سریع میگذرند که انگار لحظاتی بیش نیستند… به استقبال رمضان گذشته رفتیم و سپس وداعش گفتیم… اما این ماه ها چنان گذشت که گویی ساعت هایی بیش نبود… و اکنون به استقبال رمضانی دیگر میرویم! چه کسانی را میشناختیم که سالها با ما به استقبال رمضان رفتند و امروزه ساکن قبرهایند و در انتظار قیامت… و چه بسا این رمضان برای بعضی از ما آخرین رمضان زندگیشان باشد… این که به رمضان رسیده ایم نعمتی است ربانی و عطایی است الهی… این بشارتی است که اشکها برایش فرو ریخته…

«شَهرُ رَمَضَانَ الَّذِی اُنزِلَ فِیهِ القُرءَانُ هُدى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَات مِّنَ الهُدَى وَ الفُرقَانِ» بقرة/۱۸۵

ماه رمضان همان ماه است که در آن قرآن نازل شده؛ کتابی که مردم را هدایتگر و در بر گیرنده ی دلایل آشکار هدایت و میزان تشخیص حق از باطل است…

نسائی و بیهقی با سندی صحیح از رسول خدا صلی الله علیه و سلّم روایت کرده‌اند که فرمود: ماهی مبارک به نزد شما آمده که خداوند روزه‌ی آن را بر شما فرض نموده. در آن درهای بهشت گشوده می‌شود و درهای جهنم بسته می‌شود و شیاطین به غل و زنجیر کشیده می‌شوند. در آن شبی است بهتر از هزار ماه که هر کس از خیر آن محروم شود، واقعاً محروم است.

در صحیحین آمده که رسول الله صلی الله علیه و سلّم فرمودند: هنگامی که رمضان وارد شود، درهای رحمت گشوده می‌شود و درهای جهنم بسته می‌گردد و شیاطین به زنجیر کشیده می‌شوند و درهای بهشت باز می‌شود.

آری چه قلبها که تمنای رسیدن به این لحظات را داشتند… ماهی که نیکی ها در آن چند برابر میشود و بدیها بخشیده میشود… ماهی که در آن لغزشها جبران میشود و درجات، افزون… درهای بهشت در آن گشوده میشود و دروازه های آتش بسته میشود و شیطانها به زنجیر میشوند… ماهی که اعمال جلیل و پاداشهای عظیم در آن نهاده شده… ترمذی و غیره روایت کرده اند که پیامبر خدا صلی الله علیه و سلّم فرمود: هنگامی که نخستین شب رمضان فرا رسد، شیطان و جنیان سرکش به زنجیر کشیده می‌شوند و درهای آتش را می‌بندند و هیچ دری را باز نمی‌گذارند و درهای بهشت را باز میکنند و هیچ دری را نمی‌بندند؛ ندا دهنده ای چنین ندا می‌زند: ای خواهنده ی نیکی ها پیش آی، و ای خواهنده ی بدی‌ها کوتاه بیا، و خداوند در این ماه کسانی را از آتش آزاد می کند و این در همه ی شبهای آن است.

رمضان ماه خیر و برکات و فتوحات و پیروزی‌ها است… تاریخ، غزوه ی بدر و ِحطین… و فتح مکه و اندلس را به یاد نمی‌آورد مگر در ماه رمضان… صالحان، رسیدن به رمضان را از بزرگترین نعمتها میدانستند…

معلی بن فضل می‌گوید: سَلف شما دعا می‌کردند که خداوند آنان را به رمضان برساند! یحیی بن ابی‌کثیر می‌گوید: یکی از دعاهایشان چنین بود که خدایا ما را تا رمضان سالم نگهدار و رمضان را به من برسان و آن را پذیرفته شده از من تحویل بگیر… چنین بود… رمضان میرسید در حالی که در انتظار رسیدن آن بودند… با نماز و روزه و صدقه و قیام، خود را آماده‌ی رمضان می‌کردند…

شبشان را برای رمضان زنده می‌داشتند و روزشان را روزه میگرفتند… چرا که این ماه، روزهایی چند بیش نیست، بنابراین آن را غنیمت میشمردند…

اگر در حال آنان تامل میکردی آنها را گریان میدیدی یا در حال قیام و یا در سجده و دعا…

«تَتَجَافَی جُنُوبُهُم عَنِ المَضَاجِعِ یَدعُونَ رَبَّهُم خَوفاً وَطَمَعاً وَمِمَّا رَزَقنَاهُم یُنفِقُونَ * فَلَا تَعلَمُ نَفس مَّاۤ أُخفِیَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعیُن جَزَاۤءً بِمَا كَانُوا۟ یَعمَلُونَ»السجدة: ۱۶-۱۷

پهلوهایشان از بسترها جدا می‌گردد و پروردگارشان را از روی بیم و طمع میخوانند و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می‌کنند هیچ کس نمیداند چه چیز از آنچه روشنی بخش دیدگان است به پاداش آنچه انجام میدادند برای آنان پنهان شده است.

رمضان می‌آمد در حالی که چنین بودند: ربانی باشید… نه رمضانی… ربانیها در رمضان و غیر رمضان روزه دار و شب زنده دارند… مردی از صالحان کنیزی را از یکی خرید… هنگامی که رمضان فرا رسید، صاحب جدیدش خود را با خرید انواع غذاها برای این ماه آماده میکرد… کنیز گفت: چرا چنین میکنید؟

گفت: برای استقبال روزه ی رمضان! گفت: مگر شما فقط در رمضان روزه میگیرید؟! به خدا از نزد کسانی آمده ام که همه‌ی سالشان رمضان است… نیازی به شما ندارم! مرا به آنان باز گردانید… و او را به صاحب اولش برگرداندند..

آنان حکمت مشروع شدن روزه را میدانستند… میدانستند که روزه بدون سبب و بیهوده مشروع نگردیده… آری… قضیه اصلا ترک آب و غذا نیست… مساله بسیار بزرگتر از این است…

روزه مشروع گردید تا انسان بداند پروردگاری دارد که هرگاه بخواهد روزه را مشروع میسازد و هرگاه بخواهد، خوردن را! هر حکمی که بخواهد میدهد و هر چیزی را بخواهد برمیگزیند… و اینچنین تقوا و

«یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا۟ كُتِبَ عَلَیكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبلِكُم لَعَلَّكُم تَتَّقُونَ» بقرة/۱۸۳

ای کسانی که ایمان آوردهاید روزه بر شما فرض گردید، چنانکه بر کسانی که پیش از شما بودند فرض شد، امید که تقوا پیشه کنید.

آری… تا تقوا پیشه کنید… و تقوا یعنی خشیت همیشگی از خداوند… گناهان را رها کن، چه بزرگ و چه کوچک، تقوا این است و چنان راه برو که رونده، بر زمین پر از خار میرود… هیچ گناه کوچکی را حقیر مدان… کوه ها از دانه های شن ساخته شده‌اند! تقوا یعنی ترس از آن جلیل، و عمل به تنزیل، و قناعت به کم و آماده شدن برای روز سفر… هر کس تقوا را محقق سازد احساس میکند که همه‌ی زندگی‌اش از آن خداوند متعال است… هر چه بخواهد با آن میکند… به وقت نماز، نماز می‌گزارد و به وقت روزه، روزه می‌گیرد… در هنگاِم جهاد به جهاد می‌پردازد و همراه با صدقه دهندگان، صدقه می‌دهد… خشیت او را پیشه می‌سازد… نفسش بهرهای از این زندگی ندارد، بلکه همهاش وقف الله متعال است…

Spread the love

یک نظر بگذارید