از خدا جوییم توفیق ادب * بی ادب محروم شد از لطف رب *** بی ادب تنها نه خود را داشت بد * بلکه آتش در همه آفاق زد

* آداب اصل سفر (قسمت اول)

خالص کردن نيّت و مشورت با نیکان

اگر طالب صادق اراده‌ي سفر کند و قصدش از آن سفر حج يا جهاد يا ردّ مظالم يا طلب علم فريضه يا زيارت روضه‌ی مقدّسه‌ی حضرت رسالت و ساير انبياء ـ صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين ـ يا طلب صحبت علماي دين و مشايخ اهل كشف و يقين يا مشاهده‌ي آثار مخلوقات الهي يا کسب قُوْت و معیشت زندگانی باشد، اين سفر صواب است و گرنه در آن سفر خطاکار باشد.

بعد از تصحيح نيّت و خالص كردن عزيمت باید به حكم «وَ شَاوِرهُم فِی الاَمرِ» با كسي كه از چگونگي حالات او آگاه است و يقين مي‌داند كه وی از خيانت دور بوده و از نصيحت و شفقّت دريغ نخواهد داشت، مشورت كند. در اذكار امام نوّاوي(رح) ذكر شده است كه مشورت كردن با مردم دانا پس از نیّت سفر از جمله‌ي مستحبّات است.

استخاره كردن

وقتی با مشورت دیگران یقین حاصل شد که این سفر به مصلحت اوست بايد استخاره كند؛ زیرا استخاره در هر امري از امور، سنّت است. در صحيح بخاري از جابر رضی الله عنه روايت شده است كه گفت: پيغمبر صلی الله علیه و سلّم به ما استخاره كردن در هر كاري را مي‌آموخت همانطور كه به ما سوره‌هاي قرآن را مي‌آموخت. آن حضرت مي‌فرمود: اگر يكي از شما قصد كاري كند، ابتدا دو ركعت نماز نافله ادا کند و پس از آن، این دعا را بخواند: «اَللَّهُمَّ اِنِّيْ اَسْتَخِيْرُكَ بِعِلْمِكَ، وَ اَسْتَقْدِرُكَ بِقُدْرَتِكَ، وَ اَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ الْعَظِيْمِ، فَاِنَّكَ تَقْدِرُ وَ لَا اَقْدِرُ، وَ تَعْلَمُ وَ لَا اَعْلَمُ، وَ اَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوْبِ. اَللَّهُمَّ اِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ اَنَّ هَذَا الْاَمْرَ خَيْرٌ لِيْ فِيْ دِيْنِيْ وَ مَعَاشِيْ وَ عَاقِبَةِ اَمْرِيْ» يا گويد: «عَاجِلِ اَمْرِيْ اَو آجِلِهِ فَاقْدِرْهُ لِيْ، وَ يَسِّرْهُ لِيْ، ثُمَّ بَارِكْ لِيْ فِيهِ، وَ اِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ اَنَّ هَذَا الْاَمْرَ شَرٌّ لِيْ فِيْ دِيْنِيْ وَ مَعَاشِيْ وَ عَاقِبَةِ اَمْرِيْ» و يا گويد: «عَاجِلِ اَمْرِيْ وَ آجِلِهِ فَاصْرِفْهُ عَنِّيْ، وَ اصْرِفْنِيْ عَنْهُ، وَ قَدِّرْ لِيَ الْخَيْرَ حَيْثُ كَانَ» آنگاه حاجت خود را ذکر کند.

امام نوّاوي(رح) فرمود: استخاره به شیوه‌ی مذكور، مستحب است و نماز استخاره دو ركعت نافله است که همانند دیگر نمازهای نافله ادا مي‌شود؛ بدین ترتیب که در ركعت اوّل باید بعد از فاتحه، سوره‌ي كافرون و در ركعت دوّم سوره‌ي اخلاص را بخواند. اگر فرصت نماز گزاردن نبود به خواندن دعای مذکور اکتفا کند و در اوّل و آخر اين دعا، خواندن حمد و صلوات مستحب است. پس از نماز و دعا در صورتی که در دل انبساط و انشراح یابد به آن امر اقدام كند.

وصيّت كردن و اجازه خواستن از والدين و ارباب حقوق

بعد از اینكه قصد سفر نمود باید به اهل خود برای پرداخت بدهي و اداي حقوق مسلمين و ردّ مظالم وصيّت كند و برای وصيّتي كه در حقّ همسر و فرزندان خود مي‌كند دو شاهد بگيرد و آن را مؤكّد سازد و از مردمي كه بر او حقوقی ثابت دارند حلاليّت بطلبد و چنین گمان کند كه بر سر راه آخرت است و ديگر به منزل باز نخواهد گشت؛ بنابراین بايد پدر و مادر را از خود راضی کرده و با اجازه‌ي والدين و رخصت شيخ و استاد سفر اختيار كند تا از بركات سفر محروم نماند.

بايد روز پنجشنه را برای سفر برگزیند؛ زیرا عادت كريمه‌ي حضرت رسالت صلی الله علیه و سلّم این بود كه روز پنج شنبه عازم سفر می‌شد و این روز را برای رفتن به سفر بر می‌گزید. اینكه بعضي از عوام در روز پنجشنبه سفر نمی‌كنند و می‌گويند نباید بر نماز جمعه پشت كرد، مخالف طريقه‌ی سنّت است. آن حضرت صلی الله علیه و سلّم گاه روز دوشنبه و احياناً روز شنبه و چهارشنبه به سفر رفته است.

خداحافظي كردن مسافر از مجاور

قبل از رفتن به سفر باید از نزدیکان، دوستان، همسايگان، آشنايان و کسانی كه به گردن او حقّي دارند و در حقّ وي احساني كرده‌اند، وداع كند و از ايشان دعاي خير بطلبد. در كتاب ابن‌السّني و غير آن به روايت ابي‌هريره رضی الله عنه آمده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: هر كس اراده‌ی سفر كند بايد به كسي كه در خانه مي‌ماند بگويد: «اَسْتَوْدِعُكُمُ اللهَ الَّذِيْ لَا يُضِيْعُ وَدَائِعَهُ» [شما را به خدا مي سپارم، كسي كه امانت هايش را ضايع نمي كند]. در مسند امام احمد و غير آن به روايت ابن عمر ـ رضي الله عنهما ـ آمده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: وقتي چيزي را به خداي تعالي بسپارند خداي تعالي آن را نگه می‌دارد.

در اصل سي و يكم از نوادر الاصول به روايت ابي‌هريره رضی الله عنه آمده است كه پيغمبر صلی الله علیه و سلّم فرمود: وقتي اراده‌ی سفر كني و از خانه‌ی خود بيرون آيي بايد به اهل خود بگويي: «اَسْتَوْدِعُكُمُ اللهَ الَّذِيْ لَا يُخَيِّبُ وَدَائِعَهُ» [شما را به خدا مي سپارم، كسي كه به امانت خيانت نمي كند]. امام(رح) در شرح اين حديث به اسناد خود آورده است كه روزي فاروق رضی الله عنه عرض لشكر مي‌داد[ترتیب و صف بندی مجاهدین می کرد]. ناگاه مردي را با پسرش ديد. فرمود: هيچ زاغي را به زاغي شبیه‌تر از اين پسر به آن پدر نديدم. آن مرد گفت: يا اميرالمؤمنين! عجيب‌تر از آن، اين است كه اين پسر در قبر از مادر متولّد شده است. فاروق رضی الله عنه گفت: ويحك[کلمه ای است که برای اظهار درد و ترحّم و گاهی مدح و تعجّب می آید و به معنی ویل است. ویحک: وای بر تو]! براي من قصّه‌ي او را حكايت كن. آن مرد گفت: روزي به جنگي مي‌رفتم و مادر وي حامله بود. گفت: مي‌روي و مرا با اين حال تنها مي‌گذاري؟ گفتم: «اَسْتَوْدِعُ اللهَ مَا فِيْ بَطْنِكِ» [آنچه كه در شكمت است به خدا مي سپارم] و آنگاه رفتم و بعد از مدّتي، هنگامی که به خانه برگشتم همسر خود را نیافتم. همسايگان به من گفتند: همسر تو در اين روزها مرده است. من کنار قبر وي رفتم و مدّتي گريستم و هنگام شب از آنجا بازگشته و نزد پسر عموي خود آمدم. در حال سخن گفتن بودیم که ناگهان ديدم آتشي از ميان قبرستان برخاست. گفتم: اين چیست؟ پسر عمويم جواب نداد و از نزد من رفت. از ديگري پرسيدم. گفت: اين آتش هر شب از قبر همسر تو برمي‌خيزد. با خود گفتم: «انا لله و انا الیه راجعون» والله كه او زني مسلمان، پاك دامن، روزه‌دار و نماز گزار بود. آنگاه برخاستم و با تَبَري به کنار قبر وي رفتم و شکافی در آن ایجاد كردم تا از حال وي آگاه شوم. با کمال تعجّب دیدم که او نشسته است و اين پسر در اطراف وي مي‌گردد. ناگاه ندایي شنيدم «اي مستودع! امانت خود را بگير امّا اگر مادر او را نيز مي‌سپردي هر آيينه باز مي‌يافتي.» من اين پسـر را از قبر بيـرون آوردم و آن شکاف را بستم. والله يا اميرالمؤمنين! اين همان پسری است كه از قبر بيرون آورده‌ام.

Spread the love

یک نظر بگذارید