شرح گزیده ای از مثنوی معنوی، جلسه هشتاد و چهارم

شرح مثنوی جلسه هشتاد و سوم ۲۵ دی ۱۳۹۹

مدت: ۴۴ دقیقه

حجم: ۱۰ مگابایت

مثنویات شمس العارفین
خلیفه صاحب حضرت ملا احمد اعظمی گندمشادی رحمه الله تعالی

 

Download

Spread the love

شرح گزیده ای از مثنوی معنوی، جلسه هشتاد و سوم

شرح مثنوی جلسه هشتاد و سوم ۱۸ دی ۱۳۹۹

مدت: ۴۲ دقیقه

حجم: ۱۰ مگابایت

مثنویات شمس العارفین

Download

Spread the love

شرح گزیده ای از مثنوی معنوی، جلسه هشتاد و دوم

شرح مثنوی جلسه هشتاد و دوم ۱۱ دی ۱۳۹۹

مدت: ۴۰ دقیقه

حجم: ۹ مگابایت

Download

Spread the love

شرح گزیده ای از مثنوی معنوی، جلسه هشتاد و یکم

شرح مثنوی جلسه هشتاد و یکم ۰۴ دی ۱۳۹۹

مدت: ۴۵ دقیقه

حجم: ۱۰ مگابایت

 

Download

Spread the love

شرح گزیده ای از مثنوی معنوی، جلسه هشتادم

شرح گزیده ای از مثنوی معنوی، جلسه هشتادم

مثنویات شمس العارفین
خلیفه صاحب حضرت ملا احمد اعظمی گندمشادی رحمه الله تعالی

شرح مثنوی جلسه هشتادم ۲۸ آذر ۱۳۹۹

مدت: ۴۱دقیقه

حجم: ۱۰ مگابایت

 

 

Download

Spread the love

احکام حج در مذهب حنفی و معارف الحرمین

     

📚 کتاب احکام حج در مذهب حنفی و معارف الحرمین

📑 گردآورنده: حضرت سیّد عبد الله نقشبندی مجددی حفظه الله تعالی

🖨 تنظیم و چاپ توسط خانقاه نقشبندیه مجددیه شمسیه

 

کلیک کنید –> دانلود کتاب احکام حج در مذهب حنفی و معارف الحرمین

 

Spread the love

 مکتوبی جامع برای برادران اهل سلوک و ترغیب بر خدمت به اهل الله

 مکتوبی جامع برای برادران اهل سلوک و ترغیب بر خدمت به اهل الله

 ای برادر! از صحبت ناجنس و مخالف طریق احتراز نمایی و از مجالس مبتدع بگریز.

 یحیی معاذ ازی قدس سره گوید: اِجْتَنِبْ مِنْ صُحْبَهِ ثَلَاثَهِ اَصْنَاف: اَلعُلَمَاءِ الغَافِلِینَ وَ القُرَّاءِ المُدَاهِنِینَ وَ المُتِصَوفَهِ الجَاهِلِینَ.

 ترجمه: از صحبت سه گروه اجتباب کن: ۱. علمای غافل ۲. قاریان متملق ۳. صوفیان جاهل.

 کسی که خود را به مسند شیخی گرفته است و عمل او بر وفق سنت رسول الله ﷺ و به حلیه شریعت غرامت متحلی نیست، زنهار الف زنهار.

 از او دور باش، بلکه در آن شهری که اوست، مباش، مبادا به مرور ایام، دل را میلانی به او پیدا آید و خلل در کارخانه اعظم اندازد، که او را مقتدا شدن نشاید.

 او دزدیست پنهان و دامیست از برای شیطان، هرچند از وی انواع خوارق عادات بینی و از دنیا به ظاهر بی تعلقش یابی. از صحبت او گریزان باش چنانچه که از شیر فرار می‌کنی.

 مدار کار در اتباع شریعت است و معامله نجات مربوط به اقتفای اثر رسول الله ﷺ.

 فارق عدل در میان محق و مبطل، همین اتباع پیغمبر ﷺ است و زهد و توکل و تبتّل بی‌تبعیت او ﷺ نامقبول است.

 و اذکار و افکار و اشواق و اذواق بی‌توسل او غیر مامول.

 مدار خوارق عادات به رجوع و ریاضت است، به معرفت کاری ندارد.

 سلطان وقت شیخ ابوسعید ابوالخیر را گفتند: فلان کس بر روی آب راه می‌رود. گفت: سهل است، خسی نیز بر آب می‌رود. گفتند: فلان کس در هوا می‌پرد. گفت: مگس نیز در هوا می پرد. گفتند: فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می‌رود. گفت: شیطان نیز در یک نفس از مشرق تا مغرب می‌رود؛ این چنین چیزها را پس قیمت نیست؛ مرد آن بود که میان خلق نشیند، دادوستد کند، و زن خواهد و با خلق درآمیزد و یک لحظه از خداوند متعال غافل نباشد.

 از قدوه‌ی اهل الله ابوعلی رودباری پرسیدند: از کسی که ملاهی می شنود و می گوید که این مرا حلال است، چرا که من به درجه‌ای رسیده‌ام که اختلاف احوال در من تاثیر نمی‌کند. در جواب گفت: آری به تحقیق رسیده است، ولیکن به جهنم رسیده است.

 و اگر گناهی به وقوع آید، زود تدارک آن، به توبه و استغفار نمایی؛ گناه پوشیده را، توبه پوشیده، و گناه آشکارا را، توبه آشکارا، و توبه را به وقت دیگر مینداز.

 و منقول است که کرام الکاتبین تا سه ساعت در نوشتن گناه توقف می‌کنند، اگر صاحب گناه در میان توبه کرد، آن گناه را نمی نویسند والا در دیوان ثبت می‌نمایند.

 جعفر بن سنان قدس سرّه گوید: غِفْلَتکَ عَنْ تَوبَه ذَنْب ارتکبته شَرٌّ مِن اِرْتِکَابِهِ

 ترجمه: غفلتت از توبه برای گناهی که انجام داده‌ای، بدتر از ارتکابت به آن گناه است.

 و اگر به این زودی توبه میسر نشود، هرگاه توبه نماید پیش از آنکه معامله به غرغره رسد مقبول است.

 در حدیث آمده است: «إِنَّ اللهَ یَبْسُطُ یَدَهُ بِاللَّیْلِ لِیَتُوبَ مُسِیءُ النَّهَارِ، وَیَبْسُطُ یَدَهُ بِالنَّهَارِ لِیَتُوبَ مُسِیءُ اللَّیْلِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا» آداب للبیهقی

 ترجمه: بدرستیکه خداوند متعال دستهایی قدرتش را در شب باز می‌کند برای قبول توبه کسانی در روز گناه کرده‌اند، و در روز دستان قدرتش را باز می‌کند برای قبول توبه کسانی که در شب گناه کرده‌اند.

 باید که ورع و تقوا را شعار خود کند و در منهیات قدم ننهد که در این راه، انتها از نواهی پیش از اتیان و امتثال اوامر ترقی‌بخش و سودمند است.

 عزیزی گوید: اعمال خیر یعملها البرّ و الفاجر، و لایجتنب عن المعاصی الا صدیق.

 ترجمه: اتیان به اعمال خیر را چه انسانهای خوب و چه انسانهای فاجر انجام می‌دهند، ولی از گناهان اجتناب نمی‌کنند، مگر صدیقان.

 در حدیث آمده است: جلساء الله غداً اهل الورع و الزّهد فی الدنیا. کنز العمال

 ترجمه: فردا همنشینان خداوند متعال، صاحبان ورع و زهد در این جهانند.

 و هم در حدیث آمده است: الصلاه خلف رجل ورع مقبوله، والهدیه إلى رجل ورع مقبوله، والجلوس مع رجل ورع من العباده، والمذاکره معه صدقه. کنز العمال

 ترجمه: نماز پشت سر شخص متقی مقبول است، و هدیه نیز به او مقبول است، و همنشینی با او از عبادت است، و هم‌صحبتی با او صدقه است.

 و هم در حدیث آمده است: رکعتان من رجل ورع أفضل من ألف رکعه من مخلط. کنز العمال

 ترجمه: دو رکعت نماز شخص باتقوا، بهتر است از هزار رکعت نماز شخص خرابکار.

 و اگر برای قوّت خود و خانواده‌ات کسبی را اختیار کنی مثل تجارت و مانند آن مانعی نیست بلکه مستحسن است که سلف اختیار آن نموده‌اند و در احادیث فضایل کسب بسیار است.

 در خوردن طعام رعایت اعتدال نماید نه آنقدر خورد که کسل در طاعت پیدا آرد و بی‌مزه سازد و نه آنقدر قلّت نماید که از اذکار و طاعات بازماند. حضرت خواجه نقشبند قدس سره فرمودند: لقمه را چرب بخور و کار را خوب بکن.

 هرقدر که ممد آن است، مبارک است و آنچه مخلّ این کارخانه است، ممنوع است.

 و در جمیع افعال و حرکات قصد کند نیت را مرعی دارد به هیچ عمل تا نیت صالحه دست ندهد مهماامکن اقدام ننماید و به عزلت و خاموشی راغب بود و در حدیث آمده است: الحکمه عشره أجزاء، تسعه منها فی العزله، وواحد فی الصمت. کنز العمال

 ترجمه: حکمت و خرد ده جزء است که ۹ جزء آن در عزلت و یکی از آن در سکوت است.

 و اختلاط با مردم بقدر ضرورت بکند و سایر اوقات را به مراقبه و اذکار به سر برد.

 وقت کار است، هنگام صحبت داشتن در پیش است؛ مگر صحبتی که برای افاده و استفاده بود که محمود بلکه لازم است و همچنین صحبت داشتن به اهل طریق به شرط فانی بودن در یکدیگر و سخن بی‌معنی در میان نیاوردن نیز مستحسن بلکه در بعضی اوقات از عزلت ارجح است.

 و به مخالف طریق صحبت نباید داشت، و به هر نیک و بد گشاده پیشانی باید پیش آمد، باطن، خواه منبسط بود خواه منقبض؛ و هرکه با عذر پیش آید، عذر او را قبول نماید و خلق نیکو داشته باشد و اعتراض بر کسی کمتر کند و سخن نرم و ملایم گوید و هیچ‌کس را به عنف پیش نیاید، مگر از برای خدای عزّوجلّ.

 شیخ عبدالله بلیانی قدس سره گفته است که درویشی نه نماز و روزه است و نه احیای شب که این جمله اسباب بندگی است؛ درویشی نرنجیدن است، اگر این حاصل کنی واصل گردی.

 و در سخن گفتن رعایت قلّت باید کرد و خواب بسیار و خنده بسیار نباید نمود که دل را می‌میراند و جمیع امور خود رل به حق تعالی بسپارد و خود در خدمت چُست باشد تا از تدبیر امور فارغ باشی. و چون دل تو یک جانب شد، جمیع امور تو را او(خداوند متعال) کفایت خواهد کرد و بندهای خود را بر تو مهربان سازد که به امور تو قیام نمایند.

 بالجمله او را باش والا مباش، و به تدبیر نفس خود مشغول مشو و بر هیچ کس اعتماد، جز بر فضل پروردگار، کار منمای؛ بزرگترین حجاب بین تو و حق سبحانه و تعالی اشتغال تو بر تدبیر نفس توست…

 با عیال و فرزندانِ سلوک نیک باید کرد و اختلاط بقدر ضرورت باید نمود که حق آنها ادا یابد و موانست تامّ به آنها نباید پیدا کرد تا سبب اعراض از جناب مقدس نشود و احوال باطن را به نااهل نباید وانمود؛

 و با اهل غنا صحبت مهماامکن نباید داشت و در جمیع احوال #سنت را باید گزید و از بدعت مهماامکن مجتنب باید بود و از جانباید رفت

 و در زمان بسط حدود شرعی را نیک رعایت باید کرد و هنگام قبض امیدوار باید بود دلتنگ و مأیوس نباید شد؛ فَاِنَّ مَعَ العُسْرِ یُسْرًا اِنَّ مَعَ العُسْرِ یُسْرًا

 در شدت و رخا قصد کند که یکسان باشد و در وجود و عدم بر یک نمط بود، بلکه در عدم، مستریح[طالب استراحت، یعنی راضی و خشنود] باشد و در وجود، مضطرب؛ از ابوسعید اعرابی قدس سره از اخلاق فقراء پرسیدند. گفت: اخلاق فقراء سکون است نزد فقر و اضطراب است نزد وجود و انس.

 به هموم و وحشت نزد فرج‌ها و در حوادث متذبذب نشود و بر عیب مردم نظر نکند و عیوب خود را همواره در نظر دارد و خود را بر هیچ مسلمانی فضل ندهد و همه را از خود افضل انگارد.

 و به هر کدام از مسلمانان چنان اعتقاد داشته باشد که گشایش کار من از برکت نفس و دعای او تواند گشود.

 در حدیث آمده است: من لم یأنف من ثلاث فهو مؤمن خدمه العیال والجلوس مع الفقراء والأکل مع الخادم هذه الأفعال من علامات المؤمنین الذین وصفهم الله فی کتابه أولئک هم المؤمنون حقا. کنز العمال

 ترجمه: هرکسی این سه عمل را ننگ نداند، پس او مؤمن است: خدمت به همسر و خانواده، همنشینی با فقیران و همسفره شدن با خادمان. این اعمال از علامات مؤمنینی است که خداوند آنان را در کتابش توصیف کرده است؛ همانا آنان حقیقتاً مؤمنان واقعی هستند.

 و سیر سلف را در همه وقت ملحوظ داشته باشد و به صحبت اهل غربت و فقر و مسکنت راغب بود و غیبت هیچ کس نکند، بلکه غیبت کننده را مهماامکن مانع آید و امر به معروف و نهی از منکر را شیوه خود گیرد و بر انفاق مال حریص بوده و اتیان حسنات خوشبخت بوده و از ارتکاب حیات دور باشد.

 در خدمت فقرا و برادران دینی خود را نباید معاف داشت، و خدمت صوفیه را به آداب کن تا از برکات شان بهره‌ور گردی؛ اَلطَّرِیِقَهُ کُلُّهَا آدَاب، هیچ بی ادب به خدا نرسیده است، شنیده باشند.

 بالجمله خاک و بی‌وجود شده به #خدمت اینها به کلیت اقدام نماید و الا هوس مصاحبت این بزرگواران نکند که در این صورت احتمال ضرر غالب است و نفع موقوف.

 ابوبکر بن سعدان رضی الله عنه گفته است: هر که مصاحبت صوفیه را گزید، پس صحبت به اینها دارد بی‌نفس و بی‌دل و بی‌ملک و هرگاه به چیزی از اشیا خود نظر کند، او را از رسیدن به مطلوب باز دارد.

 و در طلب حق جلّ و علا خود را آرام مده و مضطرب باش.

📚 #مکتوبات_معصومیه ، جلد دوم، گزیده‌ای از مکتوب۱۱۰

 

Spread the love

شرح گزیده ای از مثنوی معنوی، جلسه هفتاد و نهم

مثنویات شمس العارفین

شرح گزیده ای از مثنوی معنوی، جلسه هفتاد و نهم

شرح مثنوی جلسه هفتاد و هشتم ۲۲ آذر ۱۳۹۹

مدت: ۴۲ دقیقه

حجم: ۲۰.۱ مگابایت

 

نقشبندیه مجددیه شمسیه

Spread the love

شرح گزیده ای از مثنوی معنوی، جلسه هفتاد و هشتم

شرح گزیده ای از مثنوی معنوی، جلسه هفتاد و هشتم

شرح مثنوی جلسه هفتاد و هشتم ۱۴ آذر ۱۳۹۹

مدت: ۴۰ دقیقه

حجم: ۱۹ مگابایت

 

نقشبندیه مجددیه شمسیه

Spread the love

کتابخانه

کتاب مثنویات شمس العارفین

مثنویات شمس العارفین
خلیفه صاحب حضرت ملا احمد اعظمی گندمشادی رحمه الله تعالی

کتاب طریقه الراشدین و حجه المسترشدین

کتاب آداب الاصحاب

کتاب آداب السلوک و نغمه عشاق

کتاب جامع السلوک

کتاب مجموعه اشعار بی‌بی مستوره

اشعار بی بی مستوره
مجموعه ی اشعار بی بی مستوره (رح) عارفه بزرگ نقشبندی

کتاب حجّه السّالکین فی ردّ المنکرین – جلد اول

کتاب حجّه السّالکین فی ردّ المنکرین – جلد دوم

کتاب دیوان شایق

دیوان شایق
دیوان اشعار عالم ربانی، عارف صمدانی، حاج خلیفه صاحب عبدالرئوف مجیدی رحمه الله علیه

کتاب بسمل در مسیل عشق

دیوان بسمل
دیوان اشعار خادم صادق، محب اولیا، حضرت حاج خلیفه غلامعلی تیموری حفظه الله تعالی ( بسمل )

کتاب سیر مرادان در طریق شمس العارفان

سیر مرادان در طریق شمس العارفان
شرح احوال رادمرد وادی علم و عرفان، حضرت حاج خلیفه گل‌محمد محمدنژاد رحمه الله تعالی (جان‌نثار)

احکام حج و عمره در مذهب حنفی

احکام حج و عمره در مذهب حنفی
احکام حج و عمره در مذهب حنفی گردآورنده: حضرت سید عبد الله نقشبندی مجددی حفظه الله تعالی

احکام حج در مذهب حنفی و معارف الحرمین

کتاب احکام حج در مذهب حنفی و معارف الحرمین

قابل توجه دوستان عزیز و گرامی:

به زودی کتاب‌های دیگری از منابع قدیمی (چاپ قدیم) اضافه خواهد شد . . .

Spread the love

سیر مرادان در طریق شمس عارفان

سیر مرادان در طریق شمس العارفان

📚 کتاب سیر مرادان در طریق شمس العارفان

🔸 شرح احوال رادمرد وادی علم و عرفان، حضرت حاج خلیفه گل‌محمد محمدنژاد رحمه الله تعالی (جان‌نثار )

✏️ به اهتمام: خلیفه صاحب مولوی محمدناصر محمدنژاد

 

کلیک کنید –> دانلود کتاب سیر مرادان در طریق شمس عارفان

Spread the love

اذن

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله مبلّغ مَن شاء إلی درجه الإرشاد و من شاء أبقاه فی الإسترشاد و الصلاه و السلام علی نبیه المجاز من الله تعالی و المجیز للکُمَّل و أصلهم و مرجعهم و آله و أصحابه الذین أُجیزوا و أَجازوا الخلقَ.

و بعد:
سروران گرامی، ما در برهه ای از دوره و زمان زندگی می کنیم که فساد و کجی و دوری از راه مستقیم زیاد شده است. در اکثر امیدها و تمایلات بکلی به طرف اسباب دنیوی وابسته گشته است و از توکل و امید به رحمت و مهربانی خداوند و دعا و زاری بدرگاه الهی دور شده اند. و در مقابل بعضی ها بدون اخذ اسباب ظاهری و بدون رعایت احوال مرض و مریض و سالم فقط به گمان خود توکل می کنند.
درست است حتی موری بدون اذن و اراده خداوند نمی تواند بجنبد و حرکتی کند. هر چه است با اذن و اراده خداوند متعال است؛ ولی هر چیزی اصول و قوانینی دارد. روایت است روزی مردی آمد و شترش را بدون بستن خواباند و به رسول خدا صلی الله علیه و سلم گفت: ببندم و توکل کنم یا نبسته توکل کنم؟ رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: ببند و بعد توکل کن. در روایتی نقل شده که حضرت عمر رضی الله عنه به بیت المقدس رفتند.گروهی را در مسجد دیدند که نه دنبال زندگی بودند و نه کار. به آن ها گفت: خورد و خوراکتان را چه می کنید؟ آن ها گفتند: ما متوکل هستیم. حضرت عمر فرمود: نه شما متوکل نیستید بلکه مفت خور هستید. و همه آنان را ترغیب به کار و گذراندن زندگی با عمل ید خود نمودند.
بله! بزرگواران و عزیران گرامی، دو امر باید رعایت شود؛ یکی اینکه اسباب ظاهری که خداوند برای ما در هر چیزی وضع نموده باید رعایت شود. مثلا: خوردنی ها سبب ظاهری سیر کردن شکم هستند؛ ولی سیر کننده اصلی، خداوند متعال است. پس همانطور که برای سیر شدن دنبال خوراک هستیم و می خوریم، در زمان بیماری نیز دنبال پیشگیری و بهبودی و رعایت بهداشت باشیم. در خبر است وقتی شخص جذامی برای بیعت نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم می خواست بیاید، رسول خدا فرمود ما از او بیعت گرفتیم، نیاید. و در روایتی فرموده است: از شخص جذامی طوری فرار کن که از شیر درنده فرار می کنی.
الان که همه در این کره خاکی گرفتار بیماری کرونا هستیم و طبق اراده خداوند طبیبان و پزشکان توصیه به رعایت بهداشت و پروتکل های بهداشتی می کنند و این ارشادات رسول خدا صلی الله علیه و سلم نیز ما را به سمت رعایت اسباب ظاهری راهنمایی می کند، باید این امر و سبب ظاهری را رعایت کنیم و اهمیت بدهیم تا طوری نباشیم که انگار از این بلای عمومی هراسی نداریم. نعوذ بالله که این بی ادبی بزرگی خواهد بود.
در مرحله دوم، بعد رعایت و پایبند بودن به اسباب ظاهری، توکل و دل خود را به خداوند، محکم و منعقد کنیم. باید باور داشته باشیم که نگهدارنده و عافیت دهنده اصلی او تعالی است. هر چه بخواهد می شود و هر چه نخواهد نمی شود.
در این دو امر نباید کوتاهی کرد که کوتاهی باعث به طول انجامیدن بلای عمومی خواهد شد. باید با صبر و استقامت و توکل پیش برویم که صبر، اصل همه چیز است.
از خداوند متعال خواستاریم که این بلای عمومی، کووید ۱۹ را از تمام برادران و خواهران، از بلاد اسلامی و از تمام کره خاکی به فضل، کرم، مهربانی، جلال و جمالش بردارد و تمام بیماران را عافیت دهد و در عافیت نگه دارد. خداوند دعا کردن را دوست دارد و دعا نکردن را نمی پسندد. پس برای دفع ویروس کرونا از دعاکردن و تضرع کوتاهی نکنیم؛ باشد که دعای یکی از ما مورد قبول درگاه احدیت قرار گیرد.

 

🌺 صحبت اصلی ما در مورد مشغول شدن و انجام دادن اذکار و دعاهای وارده در کتاب ها بدون اذن و اجازه شیخ و مرشد است.
در این دوره که بیشتر اشخاص ظاهربین هستند و این ظاهربینی نزد علمای علم ظاهر نیز شیوع پیدا کرده و اجازه گرفتن در ذکر و نوافل و دعاهای مشایخ طرایق از شیخ خود را جدی نمی گیرند و قصد انکار دارند با اینکه خود قبول دارند. در روایت، سندِ علم ظاهر باید از استاد خود اجازه داشته باشد. همانطور که علم شریعت و روایت، مسلسلا و متصلا و با اجازه تا این دوره آمده است، علم باطن نیز با تسلسل شیوخ و اتصالاً تا رسول خدا می رسد با این وجود فرق قائل شدن بین این دو جفاست.
🎋 روایاتی است صحیح که رسول خدا صلی الله علیه و سلم بعضی اصحاب را که پیش خود عبادت-های سختی مانند: قیام شب، صیام الدهر و دوری از زنان و… را همیشه بر خود التزام کرده بودند نکوهش کرده و این کارشان را روی گردانی از سنتش دانسته و یادآور شده که نفس، جسد، اهل، مهمان و چشم تو بر گردن تو حقی دارد. حتی یکی از اصحاب که با اصرار اجازه گرفته بود، در پیری حسرت می¬خورد که ای کاش همان توصیه رسول خدا را قبول می کردم که این از اهل و مالم برایم محبوبتر می بود!.
اینجاست که معلوم می گردد طبیب، درد و بیماری را بهتر از مریض می داند و طبق آن دوا تجویز می کند.
آنچه امام ربانی رحمه الله تعالی و قدس سره الشریف در دفتر اول، مکتوب ۲۹۲ گفته: و با وجود پیر، بی اذن او به نوافل و اذکار نپردازد؛ گویا از همین احادیث استنباط شده است.
در روایات آمده علماء وارثان انبیاء و مشایخ طرایق به حق، وارثان واقعی هستند؛ زیرا علم ظاهر و باطن را به نیکی جمع نمودند. همانطور که متذکر شدیم سلسله مشایخ طرایق نیز تسلسلا و متصلا به نبی اکرم صلی الله علیه و سلم می‌رسد و اینان طبابت قلوب و تشخیص مرض معنوی را بواسطه مشایخ خود از رسول خدا و از خداوند آموختند که علم اینها نه از کتاب یافت می‌شود و نه از عالمی شنیده می‌شود. بنابراین، طبق مرض هر مرید، دوای آن را از ذکر و دعا به او تجویز می‌کنند و اگر کسی بخواهد خود درمانی کند و خودسر بر ذکر و دعایی مشغول شود، منتظر عوارض باشد؛ هر چند فواید یعنی ثواب اعمالش بنابر اخلاصش به او خواهد رسید.
• امام ربانی قدس سره الشریف و رحمه الله تعالی و رحمنابه، در دفتر اول مکتوب ۲۵۴ در جواب به سوالهای ملا احمد برکی نوشته:
سوال: نوشته بودند که بعضی اکابر فرمودند: که آدمی هر چه کند، به فرمان صاحب زمان کند تا نتیجه بدهد؛ اگر چه کارهای مشروع باشد. اگر این سخن صحیح است امید فرمان است در کل مشروعات.
جواب: مخدوما! سخن اکابر صحیح است و شما را اذن حاصل کرده، مأذون ساخت. اما بدانند که مراد از نتیجه، نتیجه معتدبه است نه مطلقا.
سروران گرامی آنچه در کتابهای عرفانی از دعا و اذکار نوشته شده و یا در فضای مجازی یا در سایت ها نشر و پخش شده برای مطالعه و اطلاع و آگاهی است؛ ولی برای ورد قرار دادن و انجام دادن و مشغول شدن به آن دعاها و اذکار جهت مفید واقع شدن و دوری از عوارض و مضرات، با اجازه مرشد و شیخ خود باشد. والله اعلم بالصواب.

 

🌺 خداوند متعال برای مسلمانان ذکر را با نص قرآن کریم مشروع گردانید و سنت مطهره در شرح و بیان اشکال و انواع آن جوشید و در بیان آن بعضی از کتابهای بزرگ علماء و صوفیه به این امر تخصیص داده شد. شناخت تشریع مکانی ذکر سخت نیست؛ زیرا قران کریم مملو از آیات، دال بر این است: خداوند متعال می فرماید: آنهایی که خداوند را در حال ایستاده و نشسته و بر پهلو یاد می کنند.آل عمران/۱۹۱٫ به همین خاطر اکثر مفسرین بر این دیدگاه هستند که منظور از این آیه مداومت بر ذکر در تمام حالات و احوال است؛ زیرا انسان از یکی از این سه حالت قیام و قعود و جنب خالی نیست. و معلوم است که انسان نمی‌تواند خود درمانی کند. هر چند کتابهای طب را بخواند بلکه لازم است طبیبی خفایای مرضش را باز کند و بر آنچه از بیماریش پوشیده مانده آگاه سازد. بنابراین بر انسان، لازم است طبیبی از اطبای قلوب برای خودش بگردد. آن طبیبانی که از رسول خدا صلی الله علیه و سلم علم، تقوی، اهلیت، تزکیه نفوس و تصفیه قلوب به ارث بردند، آنهایی که خداوند از فضلش به آنها رحمت داد و از پیش خود به آنان علم اختصاصی عطا نمود که با آن دوای هر دردی را از اذکار مخصوص شناختند و عارف گشتند و با این علم لدنی، مریدان خود را به اذکاری که در آن دوای مرض قلبشان است سفارش می کنند.
مشایخ طرایق، صفات اذکار را که وضع می کنند از قرآن عظیم برمی‌دارند و آن را به داروخانه (دارو فروشی که داروی هر دردی در آن است) تشبیه می کنند. خطیر بودن و علاج آن مرض از امراض جسد سختر است؛ زیرا بر مریض و بیمار روحی لازم است فقط همان دوایی را تناول کند که شیخ و طبیب قلبش تجویز می کند.
برای همین کسی که اراده وصول بخداوند متعال را دارد، پیروی از شیخ صاحب علم ربانی، امری حتمی و طبیعی است؛ زیرا قلب مرید بیمار است و به کسی که با اذکار الهی آن را دوا و درمان کند نیاز دارد.
شیخ عبد القادر گیلانی قدس سره الشریف می گوید: واسطه لازم است، از معبود خود طبیبی که امراض قلبتان را درمان کند، دلالت کننده‌ای که راهنمایتان و دستگیرتان باشد طلب کنید.
مریدهایی هستند که اوراد طرقشان از طرف مرشدشان اجازه داده شده است را کنار می‌گذارند و دنبال اذکار و اوراد دیگری می‌گردند، یا از کتاب پیدا می‌کنند، یا از یکی می‌شنوند و شروع به انجام دادن آن می‌کنند به این گمان که در آن ورد، قوت و برکت زیادی است. مرید، بیدار و هوشیار باشد و بداند که اوراد طرایق از کتابی که خوانده‌اند و یا از کسی شنیده‌اند به دست نیامده؛ بلکه آن چیزی است که در نتیجه مجاهده و جلوس در خلوات، تجرید و ترک کلی امور دنیوی به دست آمده، در این حال قلبهایشان فقط با پروردگارشان خلوت یافته و مردند و زنده شدند و چون آنچه را که بندگان به دنبال و در طلب آن هستند، بکلی فراموش کردند. خداوند بر آنان عطا و هدیه نمود و رسول خدا صلی الله علیه و سلم بر آنان اجازه داد. خداوند بر آنان ذکر خودش را تلقین نمود و این تلقین سرّ، اجازه مرید در ورد است و بدون این تلقین و این اجازه در جهل ذکر می‌کند و قوت ذکر به این مرید داده نمی‌شود و در قلبش اثری نمی‌گذارد، جز اینکه ثواب حاصل می شود. والله اعلم.

 

خلاصه کلام: هر ورد و ذکر یا دعایی بدون اجازه شفاهی شیخ و مرشد عارف بالله و کامل، در آن بر مرید نفعی نیست و در وی از بدی و ضرر عواقبش ترسیده می‌شود. بنابراین بر هر مریدی التزام به اوراد وارده از مشایخ خود لازم است نه غیره. و در این حد برای نیاز مرید قاصد، راه مستقیم کفایت است. عمل به آن بدون اجازه شیخ زنده در هر زمان درست نیست.
شیخ زروق رحمه الله می‌گوید: همانطور که علم شریعت به واسطه ثقه‌ها سلسله‌وار متصل آمده، و همانطور که کسی نمی‌تواند برای نشر آن صدرنشین شود مگر بدون اجازه و برگزیده شدن، همچنین علم علمای تصوف (یعنی علم باطن) نیز با تسلسل شیخ از شیخ آمده است و برای کسی تلقین غیر بدون اذن مرشد صاحب اجازه اش درست نیست. همچنین تمام امور طریقت، شروعش با شیخ و انتهایش با ارشاد مرید به مردم، همه با اجازه است.
مشایخ هر سلسله ای منهجی، تعبد معینی برای رساندن مرید به خداوند متعال اخذ نمودند؛ ولی تمام سلسله ها در مطابق بودن آن بر ملزومات شریعت موافق هستند و آنچه متفاوت است نوعیت اذکار و عبادات نفلیه است که مشایخ هر طریقی برای مریدانشان تعیین می کنند. پس هر شیخی را اذکار و اورادی است که از مشایخ سلسله خودش به ارث برده. به اضافه آنچه خداوند برای خود شیخ حی از غیب فتح می‌کند و می گشاید.
شیخ داود خلیل رحمه الله می گوید: ولی خاص مجاز: یک نفر است و بعد فوت آن یک نفر، فقط یک نفر دیگر به این مقام منصوب می‌شود و…. و این اصل اولیای زمان خود است که اجازه داده شده از طرف خداوند است و در فوق ایشان ولی ای بالاتر از ایشان در ارشاد در زمان خودش نیست.
ولی خاص غیر مجاز: آن ولی‌ای است که از قطب ثانی، نیاز به اجازه دارد و اگر بدون اجازه عمل کند، درجه اش به درجه عوام تنزل پیدا می کند.

و در پایان نیز از خداوند متعال برای شفای بیماران و دفع این بلای عمومی کووید ۱۹ از تمام نقاط کره خاکی، با زاری و خلوص دل درخواست می کنیم به حرمت و آه و مقام حبیب خود محمد مصطفی صلی الله تعالی علیه و سلم و به حرمت تمام انبیا و اولیا.

و آخر دعوانا أن الحمدلله رب العالمین و صلی الله تعالی علی خیر خلقه محمد و صحبه أجمعین.

 

Spread the love

🥀غروب یکی دیگر از ستارگان پرچمن شریف🍂

حضرت مولانا سید قمر الحق نقشبندی مجددی رحمه الله تعالی

🌿 بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند در قرآن کریم می فرماید
و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون
ما جن و انس را نیافریدیم مگر از برای عبادت
خداوند تمام مخلوقات را برای انسان و انسان را برای عبادت و معرفت خود آفرید و از میان آنها افرادی را برگزید تا راهنما و هدایتگر برای دیگران باشد پیامبران، هر کدام به نوبه خود خلق را به سوی رستگاری دعوت و تبلیغ کردند تا اینکه بار امانت به نبی رحمت و فخر کونین حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم رسید.
او آخرین پیامبر و خاتم النبیین بودند. بعد از ایشان این مسئولیت خطیر به علمای عاملین این امت که وارثان بر حق آن حضرت (ص) هستند رسید. علمای حقانی و اولیای کرام بعد از حضرت رسول اکرم (ص) راه را ادامه داده و سینه به سینه این وظیفه را به نسل های بعد از خود رساندند تا اینکه این بار خداوند از میان سادات حسینی نسب، از کشور افغانستان، ولایت هرات، حضرت سلطان اهل جذبه، مولانا شاه امان الله(رح) را برای این کار انتخاب کرد.

ایشان این بار امانت را از دستان مبارک حضرت حاجی دوست محمد قندهاری صاحب (رح) کسب نموده و خود زمامدار امور مسلمین شدند.

حضرت مولانا امان الله صاحب (رح) در زمان حیات طیبه خود خلق را به سوی معبود حقیقی رهنمود ساختند و سرانجام در جنگ میوند در مقابل انگلیس زخمی شدند و سپس جام شهادت را نوشیدند.
انا لله و انا الیه راجعون
پس از ایشان، فرزند خلف و صالحشان، حضرت مولانا ولی الله صاحب (رح) مسند نشین ارشاد شدند و ایشان نیز همچون پدر بزرگوارشان و دیگر خواجگان نقشبندی مجددی، بندگان خدا را به سوی حق سبحانه و تعالی دعوت نمودند. سرانجام ایشان در سال ۱۳۲۹ هجری قمری دار فانی را وداع گفته و به دیار باقی شتافتند.

آن حضرت چندین فرزند داشته که هر کدام، عارفان و عالمان برجسته روزگار خویش بودند. کوچکترین آنها یعنی حضرت مولانا شاه محمد معصوم صاحب (رح) به جای پدر بر مسند ارشاد نشست.
او نیز همچون بزرگان خود، راه و روش نیاکان خود را ادامه داده و خلق را به سوی خالق تشویق و ترغیب می کردند.
در زمان ارشاد ایشان، یکی از برادرانشان به نام حضرت آقا محمد قیوم جان بسیار به آن حضرت احترام و ادب نموده و آن حضرت او را بسیار دوست داشتند. با اجازه تام از طرف حضرت شاه محمد معصوم صاحب (رح) به دیار ایران می‌آمدند و مردم را تبلیغ و راهنمایی می کردند؛ چنانچه در کتاب آداب السلوک، از زبان بزرگانی که او را زیارت کرده‌اند، نقل شده است: ایشان آفتابی بودند که هرجا پا می‌گذاشتند گرمی می بخشیدند و بارانی بودند که با خود نسیم طراوت و شادابی در پیروی از شرع شریف همراه داشتند و خود به تنهایی، لشکری از لشکر های خداوند بودند؛ چنانچه حضور ایشان در هر مکانی، انقلابی درونی به وجود می‌آورد. با نفس گرم خود، بندگان خدا را از افسردگی و خمودی و دنیازدگی بیرون می آورد و از آنها انسان های با شوق و وجد و خدا طلب می ساخت.
اما محبوب، این عاشق را به سوی خود خواند و دنیای فانی را وداع گفت.
زمانی که حضرت محمد قیوم جان صاحب (رح) وفات کردند فرزندانشان بسیار خردسال بودند. حضرت شاه محمد معصوم(رح) در زمان حیات خود، از فرزندان برادرش حضرت محمدقیوم جان (رح) محافظت و سرپرستی می‌کردند و آنها را از نظر ظاهری و باطنی به مدارج عالی رسانده بودند.
از جمله‌ آنها، حضرت حاجی الحرمین الشریفین، مولانا شهید شمس الحق نقشبندی مجددی(رح) بودند که خود بعد از عموی گرامیشان دنیا را متحول و دگرگون ساختند و نیز برادر کوچکتر آن حضرت، حضرت مولانا حاج سید قمرالحق جان می باشد که در این مطلب، بیشتر شرح حال و احوالات آن حضرت بیان خواهد شد.

حضرت مولانا سید قمر الحق نقشبندی مجددی رحمه الله تعالی
حضرت مولانا سید قمر الحق نقشبندی مجددی رحمه الله تعالی

حضرت مولانا سید قمرالحق نقشبندی مجددی (رح) سیدی از سادات حسینی و از سلاله پاک رسول خدا صلی الله علیه سلم می باشد. ایشان در سال ۱۳۵۲ هجری قمری مصادف با ۱۳۱۲ شمسی در روستای رباط اولیا از توابع پرچمن افغانستان در خاندان عالم و عارف خیز، چنانکه قبلاً ذکر شد، دیده به جهان گشود.
دیری نپایید که پدر بزرگوارشان، حضرت آقا محمدقیوم جان(رح) دار فانی را وداع گفته و ایشان تحت سرپرستی عموی گرامیشان حضرت شاه محمد معصوم جان (رح) قرار گرفتند.
در آن دوران، دروس ابتدایی و متوسطه را در مدارس و حوزه ای که توسط عموی ایشان اداره می شد گذرانده و پس از آن، برای حصول دروس تخصصی، راهی هرات شدند.
ایشان به دلیل ذکاوت و هوشیاری که داشتند توانستند در مدت کوتاهی، آن علوم را نزد بهترین علمای آن زمان حاصل کرده و با کوله باری از علم، رهسپار منطقه خویش گردند.
با رحلت حضرت مولانا محمد معصوم ولی (رح) مسند ارشاد به حضرت شاه شمس الحق جان (رح) رسید.
ایشان نیز چون نیاکان خود، راه دعوت و تبلیغ را ادامه داده و دعوت خود را به کشورهای همجوار مثل ایران، پاکستان، هند، ترکمنستان و غیره گسترش دادند.
حضرت مولانا قمر الحق جان (رح) در این زمان خادم و فرمانبردار برادر بزرگوارشان بودند و حضرت شاه شمس الحق نقشبندی مجددی (رح) در حق او، پدری می‌کردند.
چون حضرت حاجی قمر الحق جان(رح) از دوران جوانی مریض بوده و کسالت داشتند، حضرت مولانا شهید شاه شمس الحق (رح) او را برای طبابت به کشورهای همجوار همچون ایران، عربستان و سوریه برده و در نزد بهترین پزشکان آن زمان مداوا می‌کرد.
دیری نپایید که در آسمان پرچمن گلوله باریدن گرفت و زمین خونین شد و خورشید حقیقت (شاه شمس الحق) در پشت میله های آهنین تزار روسیه به اسارت درآمد(۵۸- ۱۳۵۷)
ناله های سوزناک کودکان از یک طرف و جنبش جوانان که خون شریعت غرای محمدی در رگ هایشان از پی آزادی وطن از یوغ متجاوزان در جنب و جوش بود از طرف دیگر در آسمان افغانستان سایه افکنده بود. در چنین شرایطی، زندگی بر این خانواده بزرگوار دشوار شده و برای حفظ امنیت زنان، کودکان و پیرها، راهی جز هجرت نداشتند.
پس از اسارت حضرت مولانا شاه شمس الحق(رح) بنا بر وصیت شان که فرموده بودند: «اینجا دیگر، ماندن مصلحت نیست» هجرت را بهترین راه دیدند.
برادر ایشان، حضرت محمد مظهر نقشبندی مجددی (رح) که بعد از مولانا شاه شمس الحق (رح) زمامدار مسند ارشاد بودند، به همراه برادرزاده شان، حضرت سید عبدالله صاحب راهی کشته باج که یکی از مناطق کوهستانی و بسیار صعب العبور افغانستان است هجرت کردند تا از یوغ استعمار شوروی، خانواده خود را حفظ کنند، اما باز هم هجوم بی رحمانه متجاوزان مانع شد و صلاح را بر آن دیدند تا به کشورجمهوری اسلامی ایران، که ایرانیان مهمان نوازی خود را بارها به اثبات رسانده بودند، هجرت کنند.
بنابر این حضرت حاجی صاحب محمد مظهر نقشبندی مجددی (رح) به همراه برادرشان، مولانا قمرالحق جان (رح) و همچنین فرزند خلف شاه شمس الحق نقشبندی مجددی (رح)، سید عبدالله نقشبندی در زاهدان ایران مسکن گزیدند.
نصرت خداوند به یاری و مدد دوستان خدا می شتابد و باعث می شود تا نفسی تازه کشیده و خانواده، کودکان و افراد مسن خود را از زیر چرخ توپ و تانک دشمنان خدا و رسول نجات دهند.

بعد از مدت زمان کوتاهی و با مشورت بزرگان، حضرت حاجی محمد مظهر جان (رح) به ارشاد مریدین و مخلصین کمر همّت می‌بندند و حضرت سیّد عبد الله جان حفظه الله تعالی همراه پسر عمویش سید نور احمد جان به میدان جهاد درتنظیم مهاذ ملی به فرماندهی پیر صاحب سید احمد گیلانی در افغانستان برمی‌گردند و فرماندهی سپاه اسلام در جنگ علیه باطل در جنوب غرب افغانستان را به عهده می‌گیرند و به همراه همرزمان جان بر کف خود، مبارزه و جهادی بی‌نظیر را بر علیه دشمنان ترتیب می‌دهند. فداکاری‌ها و ایثارهای شهدا و مجاهدین همرزمش، منجر به شکست و خروج نیروهای دشمن از آن مناطق می‌شود.
در این برهه از زمان، علاوه بر این که وظیفه‌ی خطیر فرماندهی لشکر اسلام را بر عهده داشتند، از سیر و سلوک باطنی غافل نبوده و مشغول کسب فیوضات روحانی نیز بودند و ارشاد و رهبری طریقت، اهل تصوف و عرفان در بین مریدین، مخلصین و محبین در افغانستان که عمری پدران او عهده‌دار این مسئولیت بودند، عهده دار شدند و در بین آنان محبوب دلها بودند و براستی بر قلوب حکومت و فرماندهی می‌کردند و فرمانده‌ای این چنین است که در میادین نبرد و مبارزه علیه باطل پیروز است و در حقیقت این خداوندست که در دلهای دشمنان هراس افکنده و دل‌های مجاهدین را امید می‌بخشد.
همزمان، حضرت مولانا قمرالحق جان صاحب (رح) نیز در خانه سرپرستی و تعلیم و تعلم زنان و کودکان را به عهده داشتند.
در این دوران بود که از کید مکر متجاوزین، فرزند مولانا قمر الحق جان (رح) ، حضرت نور احمد جان (رح) که در میدان جهاد، مشاور و همراهی دلیر و بی نظیر برای حضرت سید عبدالله جان بود، شهید شد و به لقاء الله پیوست.
انّا للّه و انا الیه راجعون
تمام اقوام جمع شدند تا درباره شهادت حضرت سید نور احمد جان (رح)، با مولانا صاحب گفتگو کنند، اما هیچ کس این جرات را در خود نمی دید که خبر شهادت تنها پسرش را به او بگوید. به هر حال، خبر را به او رساندند، اما او با خرسندی گفت: یک فرزند داشتم که بسیار دوست می‌داشتم، او را در راه اعلای کلمه اللّه دادم و راضی هستم.
در نماز جنازه، بیش از ۴ الی ۵ هزار نفر شرکت نمودند. اجازه خواست که خودش نماز جنازه پسرش را بخواند و چنین شد که او، تنها پسرش را با دستان خود به خاک سپرد.
در سال ۱۳۶۶ شمسی بود که بنا بر مصلحت، این خانواده بزرگوار و معظم از زاهدان به شهر مقدس مشهد به جوار بارگاه حضرت امام رضا (ع) هجرت کردند و مهرآباد را منبع فیض خراسان بلکه دنیا قرار دادند.
در سال ۱۳۷۶ رحلت جانگداز برادرش یعنی حضرت شاه محمد مظهر (رح) اتفاق افتاد که برای حضرت مولانا صاحب بسیار سخت و دردناک بود.
بعد از ارتحال حضرت شاه محمد مظهر (رح)، بنا بر وصیت حضرت شاه شمس الحق (رح) به خلفا و بزرگان طریقت، فرزندشان سیّد عبد اللّه نقشبندی مجددی حفظه اللّه تعالی بر مسند ارشاد نشست. حضرت مولانا قمر الحق نقشبندی مجددی (رح) با برادرزاده خود بسیار شفقت و مهربانی کرده و ایشان را حمایت می‌کردند و از این که برادرزاده‌اش راه سلف و نیاکانش را با جدّیت تمام دنبال می کند بسیار خرسند و مسرور بودند.
در دوران ارشاد حضرت سید عبد الله نقشبندی مجددی، پیشرفت‌های چشمگیری در ترویج و تبلیغ شریعت، طریقت و حقیقت صورت گرفت. به گونه‌ای که فعالیت‌ها و خدمات ایشان عالم‌گیر شد و مرزها را در هم شکست و تشنگان راه حقیقت و معرفت را از سراسر دنیا، در خانقاه پیران کبار نقشبندیه جمع کرد و آنان را به سمت و سویی صحیح در خدمت به دین و خلق الله راهنمایی کرد.
در این راستا، توسط ایشان، کتب بسیاری از مشایخ کرام و علمای عظام چاپ و منتشر و تعدادی از کتب عرفانی نیز تألیف شده و برخی نیز به زبان‌های مختلف دنیا ترجمه و در دسترس عموم مردم دنیا قرار گرفت.
سرانجام این عالم ربانی و عارف صمدانی مجاهد فی سبیل الله بعد از تحمل مریضی وکسالت بسیار در روز چهارشنبه ۱۳۹۹/۹/۵ دار فانی را وداع گفته و به لقاء اللّه پیوستند.
انا للّه و انا الیه راجعون
غم مخور ای جان اگر دور از وطن گشتی غریب
جان سپردن در غریبی خود مقام دیگر است
ایشان عالمی بی مثال، دلیر و شجاع، ، عارفی کامل، زاهد، مخلص و دعاگو بودند. به نقل از بزرگان، در صحبت‌های حضرت مولانا صاحب (رح)، ایشان مسائل و معارف عالی از قرآن و احادیث و مکتوبات امام ربانی (رح) و دیگر کتب عرفانی را بیان می‌کردند که دلها را به محبوب حقیقی سوق می‌دادند و جنب و جوش و شوق و ذوقی ایجاد می کردند و این نتیجه‌ی زحمات و تربیت عموی گرامیشان حضرت شاه محمد معصوم جان ولی (رح) بود.
خداوند روح آن عزیز را همراه با انبیا و اولیا محشور گرداند و او را در اعلاترین طبقات بهشت جای دهد.
خداوند ما و همه منسوبین او را پیروان راستین او و نیاکان بزرگوارشان قرار دهد.

Spread the love
<