در آداب زیارت قبور

بازدیدها: 2

کثرت زیارت قبور برای مردان 

امام نوّاوی(رح) در آخر باب زایرالقبور از کتاب اذکار آورده است که برای مردان زیارت قبور و همچنین بسیار توقّف کردن نزد قبور اهل خیر و فضل مستحب است. اینکه در ابتدای اسلام پیغمبر صلی الله علیه و سلم از زیارت قبور منع می‌کردند به این دلیل بوده که یکی از رسوم جاهلیّت و عادات اعراب، زیارت قبور بوده است و آنان در کار مردگان مبالغه‌ی بسیار می‌کردند و آن حضرت صلی الله علیه و سلم با این کار سعی در محو آثار جاهلیّت و از بین بردن رسوم و عادات اعراب داشته‌اند. ولی وقتی دلهای ایشان با ایمان مطمئن شد و از رسوم جاهلیّت به کلّی بیرون آمدند و آن صفات مکروه از طبع‌های ایشان دور گشت، آن حضرت صلی الله علیه و سلم آنان را به زیارت قبور امر فرمود؛ بلکه ترغیب و تشویق نمود.

 در صحیح ابن‌ماجّه به روایت ابن مسعود رضی الله عنه آمده است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود: من قبل از این شما را از زیارت قبور نهی می‌کردم، امّا پس از این می‌توانید زیارت کنید؛ زیرا آن، انسان را در دنیا زاهد می‌گرداند و آخرت را به یاد می‌آورد.

در اصل پانزدهم از نوادر الاصول به روایت مجاهد از ابی‌هریره رضی الله عنه ذکر شده است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود: هر کس قبور پدر و مادر خود یا یکی از ایشان را در هر جمعه یکبار زیارت کند گناهان وی آمرزیده می‌شود و نام او را نیکوکار و مهربان می‌نویسند. همچنیـن در آن اصل به روایت نافع از ابن عمر ـ رضـی الله عنهما ـ مذکور است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود: کسی که قبر پدر و مادر خود یا یکی از ایشان را جهت کسب ثواب و رضای خداوند زیارت کند، این عملش برابر با انجام یک حج مقبول است و کسی که دایم به زیارت قبر ایشان برود، فرشتگان قبر وی را زیارت کنند.

تقلیل زیارت قبور برای زنان

بعضی از علما گفته‌اند که بنا بر حدیثی که در مسند امام احمد حنبل و ترمذی و غیر ایشان به روایت ابی‌هریره رضی الله عنه از پیغمبر صلی الله علیه و سلم ثابت شده است: «لَعَنَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ سَلَّمَ زَوَّارَاتُ الْقُبُوْرِ» زیارت قبور مخصوص مردان است و زنان از آن منع شده‌‌اند. امام ترمذی این حدیث را صحیح دانسته است.

بعضی دیگر از علما بر آنند که زیارت قبور برای مردان مستحب و برای زنان مکروه است و علّت کراهت، کم بودن صبر و ناله‌ی ایشان است. جمعی دیگر از علمای محقّق معتقدند که زیارت قبور برای مردان و زنان جایز بوده و جواز و رخصت برای همه مساوی است. امام محمّد علی حکیم ترمذی ـ قدّس سرّه ـ فرموده است که منع زنان از زیارت قبور، چنانچه از بعضی احادیث فهمیده می‌شود پیش از رخصت ایشان بوده و حکم آن با احادیثی که پس از آن در تشویق و ترغیب زیارت قبور وارد شده، منسوخ گشته است، بنابراین زیارت قبور برای زنان ممنوع نیست و رفتن ایشان احیاناً مکروه نمی‌باشد.

ثابت شده است که حضرت فاطمه ـ رضی الله عنها ـ هر سال یکبار و به روایتی دیگر بیشتر از یکبار به گورستان احد می‌رفت و بر شهدا سلام می‌کرد و به زیارت قبر امیرالمؤمنین حمزه رضی الله عنه می‌رفت و آن را مرمّت می‌کرد. همچنین از بعضی دیگر از زنان صحابی ثابت شده است که به زیارت شهدای احد می‌رفتند.

عطاف بن خالد مخزونی از خاله خود ـ رضی الله عنها ـ روایت کرده است که گفت: به زیارت شهدای احد رفتم و همراه من دو غلام بود که الاغ مرا نگاه می‌داشتند و من شنیده بودم که پیغمبر صلی الله علیه و سلم فرموده است: به آنان سلام کنید؛ چرا که ایشان زنده‌اند و جواب سلام شما را می‌دهند. من نیز سلام کردم و در جواب شنیدم که گفتند: به درستی که ما شما را می‌شناسیم همانطور که بعضی از ما بعضی دیگر را می‌شناسند. پس وحشت زده و پریشان بلافاصله برگشتم.

خواندن دعاهای مأثور در کنار قبرستان مسلمانان

در صحیح مسلم از صدّیقه ـ رضی الله عنها ـ  روایت شده است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم در آخر شب به گورستان بقیع می‌رفت و این دعا را می‌خواند: «اَلسَّلَامُ عَلَیْکُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِیْنَ وَ اَتَاکُمْ مَا تُوْعَدُوْنَ غَدًا مُؤَجَّلُوْنَ وَ اِنَّا اِنْ شَاءَ اللهُ بِکُمْ لَاحِقُوْنَ اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِاَهْلِ بَقِیْعٍ الْغَرْقَدِ». [سلام بر شما ای آرامگاه مؤمنین! آنچه به شما وعده داده شده بود بزودی به شما خواهد رسید و ما اگر خداوند بخواهد به شما ملحق خواهیم شد. خداوند اهل قبرستان بقیع را بیامرزد]

همچنین در کتاب ابن‌السّنی از صدّیقه ـ رضی الله عنها ـ روایت شده است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم به جانب قبرستان بقیع رفت و این دعا را خواند: «اَلسَّلَامُ عَلَیْکُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِیْنَ اَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ وَ اِنَّا بِکُمْ لَاحِقُوْنَ اَللَّهُمَّ لَا تَحْرِمْنَا اَجْرَهُمْ وَ لَا تُضِلَّنَا بَعْدَهُمْ». [سلام بر شما ای آرامگاه مؤمنین! پیش از ما رفتید و ما به شما خواهیم پیوست. بار الها! ما را از اجر آنها محروم مگردان و ما را بعد از آنها گمراه مکن]

همچنین در صحیح مسلم به روایت صدّیقه ـ رضی الله عنها ـ آمده است که از پیغمبر صلی الله علیه و سلم پرسیدم: وقتی به زیارت قبور می‌روم چه بگویم؟ فرمود: بگو «اَلسَّلَامُ عَلَی اَهْلِ الدِّیَارِ مِنَ الْمُؤْمِنِیْنَ وَ الْمُسْلِمِیْنَ وَ یَرْحَمُ اللهُ الْمُسْتَقْدِمِیْنَ مِنَّا وَ الْمُسْتَاْخِرِیْنَ وَ اِنَّا اِنْ شَاءَ اللهُ بِکُمْ لَاحِقُوْنَ». [سلام بر شما ای آرامگاه مؤمنین و مسلمین! خداوند کسانی را که پیش از ما رفته اند و کسانی که بعد از ما از دنیا می روند را بیامرزد و ما اگر خداوند بخواهد به شما ملحق خواهیم شد]

در صحیح مسلم نیز به روایت بریده رضی الله عنه آمده است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم اصحاب خود را تعلیم داد که وقتی به گورستان می‌روند چنین بگویند: «اَلسَّلَامُ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الدِّیَارِ مِنَ الْمُؤْمِنِیْنَ وَ اِنَّا اِنْ شَاءَاللهُ بِکُمْ لَاحِقُوْنَ اَسْاَلُ اللهَ لَنَا وَ لَکُمُ الْعَافِیَهَ». [سلام برشما ای آرامگاه مؤمنین! اگر خداوند بخواهد ما به شما خواهیم پیوست.از خداوند برای ما و شما سلامتی می طلبم] در سنن نسایی و ابن‌ماجّه این حدیث با اندکی تفاوت ذکر شده بدینگونه که بعد از لفظ «لاحقون» این عبارت افزوده شده است: «اَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ وَ نَحْنُ لَکُمْ تَبَعٌ». [شما پیش از ما رفتید و ما به دنبال شما خواهیم آمد]

در صحیح ترمذی به روایت ابن‌عبّاس ـ رضی الله عنهما ـ حدیث حسن روایت شده است: وقتی پیغمبر صلی الله علیه و سلم از کنار قبرستان مدینه می‌گذشت روی مبارک به جانب آن کرد و این دعا را خواند: «اَلسَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا اَهْلَ الْقُبُوْرِ یَغْفِرُ اللهُ لَنَا وَ لَکُمْ اَنْتُمْ سَلَفُنَا وَ نَحْنُ بِالْاَثَرِ». [سلام بر شما ای اهل قبور! خداوند ما و شما را بیامرزد. شما پیشینیان ما هستید و ما بعد از شما به شما خواهیم پیوست]

در سنن ابی‌داود و نسایی و ابن‌ماجّه با اسناد صحیح از ابی‌هریره رضی الله عنه روایت شده است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم به جانب گورستان رفت و این دعا را خواند: «اَلسَّلَامُ عَلَیْکُمْ دَارَ قَوْمِ الْمُؤْمِنِیْنَ وَ اِنَّا اِنْ شَاءَ اللهُ بِکُمْ لَاحِقُوْنَ». [سلام بر شما ای آرامگاه مؤمنین! ما هم اگر خداوند بخواهد به شما خواهیم پیوست].  ثابت شده است که وقتی آن حضرت صلی الله علیه و سلم به زیارت شهدای احد می‌رفت می‌گفت: «اَلسَّلَامُ عَلَیْکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ». [سلام بر شما بر آنچه صبر کردید و بهترین سرانجام سرای آخرت است]

افاضه بر عوام و استفاضه از خواص

وقتی شخص به زیارت قبر برادران مؤمن یا به زیارت پدر و مادر و نزدیکان و خویشان خود می‌رود، باید بعد از سلام بر ایشان و طلب عافیت و مغفرت برای آنان، به تلاوت آیات قرآن و خواندن فاتحه و اخلاص و تکبیر و دعاهای مأثور بپردازد. حضـرت ایشان ـ قدّس الله سـرّه ـ می‌فرمـودند: از خدمت مولانا نظام‌الدّیـن خاموش(رح) نوعی ختم کردن بر سر مقابر یاد گرفتم؛ یکبار سوره‌ی فاتحه و یک بار آیه‌الکرسی و دوازده بار سوره توحید و ده بار صلوات باید خواند.

وقتی شخص به زیارت قبر یکی از بزرگان دین و ائمّه‌ی اهل کشف و یقین می‌رود، باید به مقام فیض گرفتن درآید و فیض رساندن را ترک کند، همانطور که خواجگان سلسله نقشبندیه ـ قدّس الله تعالی ارواحهم ـ انجام می‌دهند. روش ایشان در زیارت قبور بزرگان، این است که وقتی آنجا رسیدند باطن شریف خود را از همه‌ی نسبت‌ها تهی می‌سازند و منتظر می‌نشینند تا ببینند چه نسبت و چه کیفیتی ظاهر می‌شود. آنگاه حال صاحب قبر و نقصان و کمال وی را از آن نسبت و کیفیّت می‌فهمند. نزد ایشان کشف قبور چندان اعتباری ندارد.

حضرت ایشان ـ قدّس الله سرّه ـ می‌فرمودند: کشف قبور آن است که روح صاحب قبر به صورتی از صور مثالی ظاهر می‌شود و صاحب کشف، آن صورت را با چشم بصیرت مشاهده می‌کند. امّا چون شیاطین توانایی در آمدن به صور و اشکال مختلف را دارند، خواجگان این سلسله ـ قدّس الله تعالی ارواحهم ـ برای این کشف، اعتباری قائل نیستند.

حضرت خواجه بزرگ ـ قدّس الله تعالی ـ می‌فرمودند که مشاهده‌ی صور مثالی نسبت به شناختن صفت ایشان در زیارت و توجّه به ارواح ایشان، اعتبار کمتری دارد. همچنین فرمودند که روزی همراه مولانا نظام‌الدّین(رح) در تاشکند به زیارت قبور بعضی مشایخ رفتیم. حضرت مولانا کنار قبری نشستند و بعد از مدّتی مراقبه برخاستند و فرمودند که نسبت علمیه بر صاحب این قبر غالب بوده است و آن قبر شیخ زین‌الدّین کوی عارفان بود که در علوم ظاهری استاد شیخ شهاب‌الدّین سیرامی بوده است. بعد از آن کنار قبر دیگری نشستند و آنجا نیز پس از مراقبه با کیفیّتی قوی برخاستند و فرمودند که نسبت جذبه بر صاحب این قبر غالب بوده است و آن قبر خواجه ابراهیم کیمیاگر بود که از بزرگان اهل باطن بوده است.

تعظیم و تکریم قبور

وقتی شخص بر قبور اهل اسلام عبور می‌کند باید پیاده رود نه سواره و وقتی قدم در گورستان می‌نهد، کفش خود را از پای درآورد و بر خاک گورستان پا برهنه راه رود؛ زیرا راه رفتن با کفش در آنجا مکروه و ممنوع است و در احادیث از آن نهی شده است.

در صحیح ابی‌داود و سنن نسایی و ابن‌ماجّه با اسناد حسن از بشیر بن معبد که معروف به ابن‌خصاصیه رضی الله عنه است روایت شده است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم مردی را دید که با کفش از گورستان عبور می‌کرد. فرمود: «یَا صَاحِبَ السَّبِیْتَیْنِ اَلْقِ سَبِیْتَیْکَ» «ای صاحب نعلین(کفش)، نعلین خود را بینداز». شارحان حدیث گفته‌اند که «سبیته» به کفشی می‌گویند که از پوست دبّاغی شده ساخته شده باشد و «سبیت» بر حسب لغت پوست گاو دباغی شده را گویند.

نباید در گورستان بر روی قبری بنشیند و یا بر آن تکیه زند و یا پشت به آن کند؛ زیرا نزد اکثر علما همه‌ی اینها مکروه و ممنوع است.

در صحیح مسلم از ابی‌مرثد غنوی رضی الله عنه آمده است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود: بر روی قبور ننشینید. در بعضی روایات آمده است که آن حضرت مردی را دید که بر قبری تکیه زده بود. فرمود: صاحب این قبر را اذیّت نکن. پوشیده نماند که نزد اکثر علما نشستن و تکیه زدن بر قبور بنا بر ظاهر این اخبار مکروه و مذموم است؛ لیکن بعضی دیگر از علما آن را جایز دانسته و نشستن بر روی قبر را در صورتی ممنوع دانسته‌اند که برای دفع حدث باشد.

از نافع رضی الله عنه آورده‌اند که گفت: ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ را دیدم که بر روی قبور می‌نشست. از مرتضی علی رضی الله عنه روایت کرده‌اند که روزی قبری را‌ بالین ساخته و بر آن تکیه کرده بود.

 ترک نماز در گورستان، در مکانی که قبور در پیش رو باشد

در صحیح مسلم از ابی‌مرثد رضی الله عنه روایت شده است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود: روی به جانب قبور نماز نگذارید. بعضی از علما در شرح این حدیث گفته‌اند که همانگونه که نشستن بر بالای قبور نهایت اهانت نسبت به اصحاب آن است، نماز گزاردن به جانب قبور نیز نهایت اکرام و احترام نسبت به اصحاب آن محسوب می‌شود؛ از این رو هر دو عمل از جهت افراط و تفریط، طبعاً و شرعاً مذموم و مکروه است.

 بعضی از ائمّه‌ی دین ـ رحمهم الله ـ گفته‌اند که سبب کراهت نماز گزاردن در گورستان، این است که خاک گورستان آمیخته به گوشت و خون اموات است؛ بنابراین نماز گزاردن بر خاک آن جایز نیست و اگر کسی به سبب تنگی وقت یا امر دیگری مجبور شود در گورستان نماز گزارد، باید جایی اختیار کند که قبور آنجا کمتر باشد و میان وی و قبوری که در جانب قبله است، حایلی از دیوار یا غیر آن واقع باشد، ولی نماز جنازه در گورستان جایز است و اگر کسی موفّق به ادای نماز بر جنازه عزیزی نشده باشد، بر اساس مذهب امام شافعی و اتباع ایشان ـ رحمهم الله تعالی ـ جایز است که بر قبر وی نماز گزارد.

 ترک همجواری با قبور

باید از همجواری با قبر پدر و مادر، نزدیکان، خویشاوندان و غیر ایشان بپرهیزد؛ زیرا آن از عادات جاهلیّت است. در صحیح مسلم به روایت ابی‌هریره رضی الله عنه آمده است که پیغمبر صلی الله علیه و سلم فرمود: اگر یکی از شما بر زغال افروخته شده بنشیند و لباس وی بسوزد به گونه‌ای که به پوست بدنش برسد بهتر است از اینکه بر قبر کسی بنشیند. بعضی از علما گفته‌اند: مقصود از این نشستن آن است که کسی برای ماتم داشتن، ملازم قبری شود به این نیّت که دیگر به خانه بر نگردد. اینکه بعضی مردم مجاورت و ملازمت با قبور بزرگان دین و مشایخ اهل یقین اختیار کرده و همه کار و زندگی خود را رها می‌کنند آن نیز نزد اهل تحقیق، مکروه است.

دیدگاهتان را بنویسید

<