تصوف و عرفان اسلامی

هدف سیر و سلوک

هدف از سیر و سلوک، معرفت ذات حق تعالی است تا به وسیله کسبِ باطنی، اجمالی، تفصیلی و استدلالی، کشفی گردد. باید برای حصول رضای الله تبارک و تعالی، به احکام شریعت بطور کامل عمل گردد. طریقت و حقیقت، خادمان شریعت هستند تا اخلاص و یقین دست دهد و به شریعت که همان اصل عبادت است باید با قلب سلیم(احسان) عمل نماییم. طریقه شریفه دارای مقامات و اصطلاحات است که در هر مقام انوار و اسرار و علوم و کیفیات اگر فضل الهی شامل شود، دست می دهد.

بر ما و شما دوام ذکر، مراقبه و اتباع سنن و آداب مصطفی صلی الله علیه و سلّم فرض طریقه محبّت است و کسانی را که از کثرت محبّت جذب عنایت الهی ایشان را خود به خود در یابد، به محض موهبت الهی از محبوبان و مجذوبان خدای تعالی می شوند.

سالک باید حصول احوال را از تقدیـر کریم کارساز بیند و بر وقایع، لب به چون و چرا نگشاید و با مردم معارضه نکند و از خود و خلق و از ماسوا ناامید باشد و به وعده های راستین الهی دل قوی دارد و به وسوسه ها از جا نرود و صبر، قناعت، توکّل، تسلیم و انکسار را که طریقه دوستان خدا است در پیش گیرد.

در راه محبّت الهی غفلت و بیکاری منع است. بزرگان دین و جان باختگان راه حق، زندگی را در محبّت خدا صرف کرده اند. مختار ما این است که در هر کار و عادتی که هستید ذکر خدای سبحان را بر خود لازم گیرید تا جمعیت و حضور و توجّه دل به حق سبحانه و تعالی حاصل گردد.

بدانکه همه مسلمین بر این امر اتّفاق نظر دارند که محبّت الهی خود فریضه ای است که از این آیه استنباط می شود: «قُلْ إِنْ کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَ إِخْوَانُکُمْ وَ أَزْوَاجُکُمْ وَ عَشِیرَتُکُمْ وَ أَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَ تِجَارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَ مَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللهُ بِأَمْرِهِ وَ اللهُ لَایَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ» [«بگو اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خویشاوندان شما و آن مالهایی که کسب کرده اید و تجارتی که می ترسید از بی رواجی آن و منزل هایی که پسند می کنید از خدا و رسولش و جهاد در راهش بهتر به نزد شما باشد پس منتظر باشید تا الله تعالی عقوبتی بیاورد و خدا هدایت نمی کند فاسقان را». توبه / ۲۴] باید دانست که از احادیث نیز این امر ثابت می شود پس ایمان هیچ یک از شما کامل نیست تا خدا و رسولش را از هر چه هست دوست تر دارد. پرسیده شد: ایمان چیست؟ گفت: آنکه خدا و رسول را از هر چه جز آن است دوست تر دارد.

طریقه ی ما «دست به کار و دل به یار داشتن» است و هر کس باید خود و افراد تحت تکفل خویش را تا مرز بی نیازی از خلق با تلاش و کوشش حلال جلو برد و این عمل از بسیاری از عبادات بهتر است.

پس ای دوستان! شما را به علم، ادب و تقوا در تمامی احوال سفارش می کنم. بر شما لازم است از آثار سلف صالح پیروی کنید؛ خود را مشابه ایشان نمایید؛ ملازم سنّت و جماعت باشید؛ فقه و حدیث و آثار گذشتگان را بیاموزید؛ نماز را با جماعت ادا کنیـد و از صوفیان جاهل بپرهیـزید؛ طلب شهرت مکنید که شهرت آفت است؛ به منصبی مقیّد نباشید و طالب دنیا نشوید و دین را به دنیا نفروشید؛ همه کس را به چشم شفقت بنگرید و هیچ فـردی را حقیر نشمارید؛ به مردم خیرخواهی کنید هر چند اندک باشد و بر افعال مشایخ اعتراض نکنید که انکار شوم است و منکر محروم.

دل شما همیشه اندوهگین، بدنتان بیمار، چشمتان گریان، عمل شما خالص، دعای شما تضرّع، رفیق شما درویش، مایه ی افتخارتان فقر، خانه ی شما مسجد و مونس شما حق تعالی باشد. غم رزق مخورید که روزی مقدّر است.

کشوف و احوالاتی که در ضمن سلوک بر سالکان پیدا می شود، اگر خلاف کتاب و سنّت باشد، مقبول نیست. زنهار که به خواب و خیالی خود را از معارف محروم نسازید. برای رسیدن به مطلوب هر چه در وهم و خیال و گمان و اندیشه آید باید نفی کرد و از خویش دور ساخت و آنچه را مطابق قرآن و سنّت است، محکم گرفت. به خواب و خیال و واقع دل بستن، سد راهی برای رسیدن به مطلوب است. هر آنچه در اندیشه و فکر می آید باید تحت کلمه «لا» نفی نمود. خدای تعالی بی چون و بی چگونه است. هر چه در دید و دانش و شهود و مکاشفه در آید غیر اوست و او تعالی ورای طور عقل است.

«لا اله الا الله محمد رسـول الله» متضمن طریقـت و حقیقت و شریعت است و هیچ چیز در تسکین غضب رب جل جلاله از این کلمه نافع تر نیست. بنده به تکرار آن نفی ماسوا نموده، از همه رو گردانیده، متوجّه معبود حقیقی می گردد. تا زمانی که سالک در مقام نفی است، در مقام طریقت است. چون از نفی به تمام فارغ شود و جمیع ماسوی از نظر او منتفی گردد، طریقت را تمام کرده به مقام فنا می رسد. بعد از نفی در مقام اثبات آید و از سلوک به جذبه گرویده، به مرتبه حقیقت متحقق شده و به بقا موصوف و نفس او از امّارگی به اطمینان رسد. کمالات ولایت به جزء اول(لا اله الا الله) و جزء دوم (محمد رسول الله) محصل و مکمل شریعت است.در این طریق، اندراج نهایت در بدایت است. مبتدیان این طریق عالی را در ابتدا حالاتی روی می دهد که شبیه به احوال منتهیان است.

Spread the love

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.