انواع علوم

بازدیدها: 0

بسم الله و الحمدلله٬ والصّلاه والسّلام علی سیّدنا محمّد رسول الله و علی آله و صحبه الی یوم لقاه

به طور کلی «علوم» دو گونه اند:

۱- علوم دنیوی: که شامل همه حرفه ها و فنون و علوم طبیعی و تجربی(صنعت و تکنولوژی و…)  است.

 رسیدن و به دست آوردن آن ربطی به مؤمن بودن و کافر بودن و یا ملت و قشر خاصی ندارد. بلکه همه ملت ها با توجه به استعداد و شرایط وتلاش و پشت کارشان٬ می توانند بدان دست یابند.

دست آوردهای اینگونه علوم برخی برای زندگی و رفاه مادی بشر بسیار مفید و بعضی مضر و ویرانگر است.

اساسا هیچ پیامبری برای تبیین و تشریح این علوم مبعوث نگردیده است؛ زیرا اراده و حکمت خداوندی بر آن رفته است که معمولا بشر با جستجو و تجربه می تواند آن ها را به دست آورد؛ پس نیازی به ارسال پیامبران (ع) برای این مقاصد نیست.

 البته دست آوردهای مفید اینگونه علوم نه تنها با دعوت و روش انبیاء(ع)  تضادی ندارد؛ بلکه اگر با نیت خدمت و ثواب دنبال و بکار گرفته شود٬ مستوجب پاداش پروردگار است.

۲- علم «خداشناسی و هدف اصلی آفرینش»:  که شامل معرفت به یگانگی خداوند متعال و اسماء و صفات او تعالی(خداشناسی) و پی بردن به عالم پس از مرگ: عالم برزخ و جهان آخرت٬ بهشت و جهنم و…  و نیز آگاه شدن از هدف آفرینش و احکام و قوانین الهی برای بشر (خداپرستی) می شود.

این علوم «وحی الهی» است که بر پیامبران(ع) نازل گردیده است و با تجربه و تلاش و کنجکاوی- به دون هدایت منزّله بر انبیاء(ع) – دانسته نمی شود.

همه انسان ها و جنیات٬ از معمولی ترین فرد جامعه تا دانشمندان هسته ای و تکنولوژی برای رهایی از گمراهی٬ ناگزیر به ایمان آوردن و گردن نهادن به منهج انبیاءاند(ع). چرا که این علوم به دون وحی الهی دانسته نمی شود.

شاید بشر  با عقل خودش پی ببرد که صانعی(آفریننده ای) هست؛ اما در شناخت اسماء و صفات و  توحید الهی به خطا کشیده می شود. چنانچه در طول تاریخ محور اصلی دعوت همه پیامبران(ع) و مقابله اقوامشان با ایشان٬ بر توحید بوده است.

وانگهی خداوند (ج) برای پرستش بندگان٬ او تعالی را و امتحانشان٬ احکامی فرستاده است که همه شئون زندگی را در بر می گیرد؛ از احکام عبادی٬ معاملات٬ معاشرات.   (اخلاقی٬اجتماعی٬ جزایی و…)

بنابراین بشر برای نجاتش از عذاب الهی و رسیدن به سعادت ابدی لازم است به همه آنچه خداوند سبحان بر انبیاء(ع) نازل فرموده است ایمان بیاورد. زیرا یکتا پرستی فقط این نیست که انسان به وجود خدای یگانه اقرار کند؛ بلکه ضمن آن٬ دستورات الهی را نیز باید بپذیرد و بر آنها گردن نهد‌.

لذا انکار هریک از پیامبران(ع)، انکار همه است و انکار هر یک از کتب آسمانی، انکار همه کتاب ها وصحف منزله بر آن بزرگان و کفراست؛ زیرا همه از جانب خداوند متعال می باشد.

البته شریعت دیگر پیامبران(ع)٬با آخرین شریعتی که خداوند (ج) بر حضرت محمد مصطفی(ص) فرستاده است٬ منسوخ شده است.  این همان شریعت غرّایی است که احکامش تا قیامت روشنی بخش و مسلک پویندگان رضایت پروردگار است که هرگز کهنه و یا منسوخ نمی شود؛ بلکه «وَ مَن یَبْتَغِ غَیرَ الإِسلَامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الاَخِرَهِ مِنَ الخَـاسِرِینَ» «و هرکس غیر از اسلام دین دیگری اختیار کند٬ خداوند از وی نمی پذیرد و در قیامت از زیانکاران خواهد بود» آل عمران/ ۸۵.

اللّهمّ ثبِّت قلوبَنا علَی الایمان آمین و صلّ اللّه علی سیدنا و نبیّنا محمّد و اله و صحبه و بارک و سلّم.

دیدگاهتان را بنویسید

<