گزیده ای از مکتوب یکصدم از جلد اول مکتوبات معصومیه

بازدیدها: 1

خداوند مهربان را شاکریم که ما را از روندگان راه سنّت و سلف صالح قرار داد تا در این عصر تاریک و ظلمانی، از سخنان گهربارشان استفاده نماییم و راه صواب را برگزینیم و به وسیله ارشادات ایشان، قرب و معرفت خداوند سبحانه و تعالی را حاصل نماییم.

در ادامه، گزیده ای از مکتوب یکصدم از مکتوبات حضرت خواجه محمدمعصوم نقشبندی مجددی – قدس سره الشریف – را برای شما عاشقان و مشتاقان راه حق و حقیقت بیان می کنیم.

امید است که خداوند سبحانه و تعالی به همه ما توفیق دهد تا فرمایشات این عزیزان را سرلوحه زندگی خود قرارداده و به آنها جامه عمل بپوشانیم.


در بیان تحصیل طریقه علیه صوفیه و ذکر بعضی نصایح

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله و سلام على عباده الذین اصطفى

چه نعمتی است که در عنفوان و اوایل جوانی و تهیه اسباب عیش و کامرانی سودای مطلوب حقیقی در سودای دل پیدا آید و هوای هویت غیب از جبین جان هویدا باشد. محبت درویشان اثر آن است و نیاز به ایشان بیّنه واضح بر آن.

پیر انصار قدس سره می‌فرماید: «الهی چیست اینکه دوستان خود را کردی که هر که ایشان را شناخت تو را یافت و تا تو را نیافت، ایشان را نشناخت».

محب این طایفه با این طایفه است، «المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ» [شخص با کسی (محشور) است که او را دوست دارد. متفق علیه] شنیده باشند.

سعادت آثارا! این موسم جوانی و فراغ را مغتنم دانند و قوت آن را صرف خدمات مولی علی الاطلاق نمایند، هنگام کار همین موسم است، در وقت پیری و سستی قوا بر تقدیر حیات و فراغ معلوم است که چه از دست می آید، در حدیث آمده است: «سَبْعَهٌ یُظِلُّهُمُ اللهُ فِی ظِلِّهِ، یَوْمَ لاَ ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ: الإِمَامُ العَادِلُ، وَشَابٌّ نَشَأَ فِی عِبَادَهِ رَبِّهِ، وَ رَجُلٌ قَلْبُهُ مُعَلَّقٌ فِی المَسَاجِدِ، وَ رَجُلاَنِ تَحَابَّا فِی اللهِ اجْتَمَعَا عَلَیْهِ وَتَفَرَّقَا عَلَیْهِ، وَرَجُلٌ طَلَبَتْهُ امْرَأَهٌ ذَاتُ مَنْصِبٍ وَجَمَالٍ، فَقَالَ: إِنِّی أَخَافُ اللهَ، وَرَجُلٌ تَصَدَّقَ، أَخْفَى حَتَّى لاَ تَعْلَمَ شِمَالُهُ مَا تُنْفِقُ یَمِینُهُ، وَ رَجُلٌ ذَکَرَ اللهَ خَالِیًا فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ». رواه البخاری و مسلم غیرهما

[از حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که حضرت پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند:

هفت نفر هستند که خداوند در روزی که جز سایه­ ی او سایه­ ای نیست، ایشان را در سایه ی خود پناه می دهد: ۱) حاکم عادل ۲) جوانی که در عبادت خداوند متعال رشد و نشأت یافته باشد؛ ۳) مردی که دلش به مسجد وابسته است؛ ۴) دو مرد که برای رضای خدا همدیگر را دوست دارند و با آن محبت، با هم جمع و از هم جدا می­شوند؛ ۵) مردی که زنی صاحب­مقام و زیبا، او را پیش خودش بخواند و او در جواب بگوید: من از خدا می ترسم؛ ۶) مردی که صدقه دهد و آن را چنان پنهان کند، که دست چپ او از انفاق دست راستش بی خبر باشد؛ ۷) مردی که در حالت تنهایی و خلوت، خدا را یاد کند و چشمانش پر از اشک گردد.]

سعی فرمایند که بر ۶ عمل اخیر، قیام نمایند و به نیابت امام، بر عدالت مستقیم باشند و بدانند که حاصل طریقه بزرگان ما[نقشبندیه] قدسنا الله سبحانه باسرارهم العلیه، اتّباع سنت است و اجتناب از بدعت و دوام توجه و نگرانی است به جناب قدس سبحانی به وصف عجز و نیستی، بحدی که دل را انقطاع تامّ از ماسوای او تعالی حاصل آید و تعلق علمی و حبی او از اشیا گسسته شود و از رقیت ماسوا آزاد باشد؛ نه از شادی آن شادان و نه از غمی آن غمگین و نیز دل را حضور و آگاهی به مطلوب حقیقی به نوعی پیدا شود که غیبت در قفای آن نبود، حضوری که غیبت در قفای آن بود نزد این اکابر[نقشبندیه] معتبر نیست.

تا حضور و آگاهی ملکه نشود و وصف ذاتی او نگردد، چنانچه سمع صفت سامعه و بصر صفت باصره این نسبت به شریفه متصور نبود و نفی نمودن است نفس حاضر را، چون به فضل او سبحانه تمام منتفی شود و حضور و شهود مطلوب خودبخود پدید آید، در این هنگام مشهود بود بی وصف شاهدی و شهودی؛ بعد از آن به مقتضای «من قتله فانا دیته» به وجود موهوب، موجود گردد؛ در این هنگام سیر معشوق در عاشق است، خوش گفت:

آیینه صورت از سفر دور است                 کان پذیرای صورت از نور است

و آنچه در بالا گفتم که حاصل طریقه بزرگان ما الخ زیرا که حقیقت این برگزیدگان ورای این گفتگو است، سری است که تعبیر آن به امثال این عبارات متعسر است، بلکه متعذر است، «من لم یذق لم یدر».

باید دانست که دریافت این معانی مسطوره به ذوق و وجدان بی طول صحبت و خدمت اکابر این طریق عالی، دشوار است؛ از این عاصی مهجور که از تذکر این امور لرزان و هراسان است، درویزه ی حصول این معانی نمودن در رنگ سوال است از سائل فقیر، هرچند از راه محبت این طایفه ی عِلّیّه، ایمانی به این معانی حاصل نموده است، لیکن چون در محبت ناقص است در آنچه مترتب بر محبت است، نیز باید که ناقص باشد، چه محب را اطاعت محبوب لازم است «ان المحب لمن هواه مطیع» و چون اطوار این اکابر در خود کمتر می یابد، متفرع علیه آن را چگونه بر وجه کمال یابد.

به مقتضای حدیث قدسی «أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِی بِی» [صحیح بخاری (من با گمان بنده­ ام نسبت به من، همراهم (با او چنان رفتار می کنم که او گمان می­برد))] چون حسن ظن به این فقرای دور از کار دارند یحتمل که به اندازه ظن شما با شما معامله فرمایند.

می تواند که دهد اشک مرا حسن قبول              آن که دُر ساخته است و قطره بارانی را

4 دیدگاه دربارهٔ «گزیده ای از مکتوب یکصدم از جلد اول مکتوبات معصومیه»

دیدگاهتان را بنویسید

<