مکتوبی جامع برای برادران اهل سلوک و ترغیب بر خدمت به اهل الله

 مکتوبی جامع برای برادران اهل سلوک و ترغیب بر خدمت به اهل الله

 ای برادر! از صحبت ناجنس و مخالف طریق احتراز نمایی و از مجالس مبتدع بگریز.

 یحیی معاذ ازی قدس سره گوید: اِجْتَنِبْ مِنْ صُحْبَهِ ثَلَاثَهِ اَصْنَاف: اَلعُلَمَاءِ الغَافِلِینَ وَ القُرَّاءِ المُدَاهِنِینَ وَ المُتِصَوفَهِ الجَاهِلِینَ.

 ترجمه: از صحبت سه گروه اجتباب کن: ۱. علمای غافل ۲. قاریان متملق ۳. صوفیان جاهل.

 کسی که خود را به مسند شیخی گرفته است و عمل او بر وفق سنت رسول الله ﷺ و به حلیه شریعت غرامت متحلی نیست، زنهار الف زنهار.

 از او دور باش، بلکه در آن شهری که اوست، مباش، مبادا به مرور ایام، دل را میلانی به او پیدا آید و خلل در کارخانه اعظم اندازد، که او را مقتدا شدن نشاید.

 او دزدیست پنهان و دامیست از برای شیطان، هرچند از وی انواع خوارق عادات بینی و از دنیا به ظاهر بی تعلقش یابی. از صحبت او گریزان باش چنانچه که از شیر فرار می‌کنی.

 مدار کار در اتباع شریعت است و معامله نجات مربوط به اقتفای اثر رسول الله ﷺ.

 فارق عدل در میان محق و مبطل، همین اتباع پیغمبر ﷺ است و زهد و توکل و تبتّل بی‌تبعیت او ﷺ نامقبول است.

 و اذکار و افکار و اشواق و اذواق بی‌توسل او غیر مامول.

 مدار خوارق عادات به رجوع و ریاضت است، به معرفت کاری ندارد.

 سلطان وقت شیخ ابوسعید ابوالخیر را گفتند: فلان کس بر روی آب راه می‌رود. گفت: سهل است، خسی نیز بر آب می‌رود. گفتند: فلان کس در هوا می‌پرد. گفت: مگس نیز در هوا می پرد. گفتند: فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می‌رود. گفت: شیطان نیز در یک نفس از مشرق تا مغرب می‌رود؛ این چنین چیزها را پس قیمت نیست؛ مرد آن بود که میان خلق نشیند، دادوستد کند، و زن خواهد و با خلق درآمیزد و یک لحظه از خداوند متعال غافل نباشد.

 از قدوه‌ی اهل الله ابوعلی رودباری پرسیدند: از کسی که ملاهی می شنود و می گوید که این مرا حلال است، چرا که من به درجه‌ای رسیده‌ام که اختلاف احوال در من تاثیر نمی‌کند. در جواب گفت: آری به تحقیق رسیده است، ولیکن به جهنم رسیده است.

 و اگر گناهی به وقوع آید، زود تدارک آن، به توبه و استغفار نمایی؛ گناه پوشیده را، توبه پوشیده، و گناه آشکارا را، توبه آشکارا، و توبه را به وقت دیگر مینداز.

 و منقول است که کرام الکاتبین تا سه ساعت در نوشتن گناه توقف می‌کنند، اگر صاحب گناه در میان توبه کرد، آن گناه را نمی نویسند والا در دیوان ثبت می‌نمایند.

 جعفر بن سنان قدس سرّه گوید: غِفْلَتکَ عَنْ تَوبَه ذَنْب ارتکبته شَرٌّ مِن اِرْتِکَابِهِ

 ترجمه: غفلتت از توبه برای گناهی که انجام داده‌ای، بدتر از ارتکابت به آن گناه است.

 و اگر به این زودی توبه میسر نشود، هرگاه توبه نماید پیش از آنکه معامله به غرغره رسد مقبول است.

 در حدیث آمده است: «إِنَّ اللهَ یَبْسُطُ یَدَهُ بِاللَّیْلِ لِیَتُوبَ مُسِیءُ النَّهَارِ، وَیَبْسُطُ یَدَهُ بِالنَّهَارِ لِیَتُوبَ مُسِیءُ اللَّیْلِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا» آداب للبیهقی

 ترجمه: بدرستیکه خداوند متعال دستهایی قدرتش را در شب باز می‌کند برای قبول توبه کسانی در روز گناه کرده‌اند، و در روز دستان قدرتش را باز می‌کند برای قبول توبه کسانی که در شب گناه کرده‌اند.

 باید که ورع و تقوا را شعار خود کند و در منهیات قدم ننهد که در این راه، انتها از نواهی پیش از اتیان و امتثال اوامر ترقی‌بخش و سودمند است.

 عزیزی گوید: اعمال خیر یعملها البرّ و الفاجر، و لایجتنب عن المعاصی الا صدیق.

 ترجمه: اتیان به اعمال خیر را چه انسانهای خوب و چه انسانهای فاجر انجام می‌دهند، ولی از گناهان اجتناب نمی‌کنند، مگر صدیقان.

 در حدیث آمده است: جلساء الله غداً اهل الورع و الزّهد فی الدنیا. کنز العمال

 ترجمه: فردا همنشینان خداوند متعال، صاحبان ورع و زهد در این جهانند.

 و هم در حدیث آمده است: الصلاه خلف رجل ورع مقبوله، والهدیه إلى رجل ورع مقبوله، والجلوس مع رجل ورع من العباده، والمذاکره معه صدقه. کنز العمال

 ترجمه: نماز پشت سر شخص متقی مقبول است، و هدیه نیز به او مقبول است، و همنشینی با او از عبادت است، و هم‌صحبتی با او صدقه است.

 و هم در حدیث آمده است: رکعتان من رجل ورع أفضل من ألف رکعه من مخلط. کنز العمال

 ترجمه: دو رکعت نماز شخص باتقوا، بهتر است از هزار رکعت نماز شخص خرابکار.

 و اگر برای قوّت خود و خانواده‌ات کسبی را اختیار کنی مثل تجارت و مانند آن مانعی نیست بلکه مستحسن است که سلف اختیار آن نموده‌اند و در احادیث فضایل کسب بسیار است.

 در خوردن طعام رعایت اعتدال نماید نه آنقدر خورد که کسل در طاعت پیدا آرد و بی‌مزه سازد و نه آنقدر قلّت نماید که از اذکار و طاعات بازماند. حضرت خواجه نقشبند قدس سره فرمودند: لقمه را چرب بخور و کار را خوب بکن.

 هرقدر که ممد آن است، مبارک است و آنچه مخلّ این کارخانه است، ممنوع است.

 و در جمیع افعال و حرکات قصد کند نیت را مرعی دارد به هیچ عمل تا نیت صالحه دست ندهد مهماامکن اقدام ننماید و به عزلت و خاموشی راغب بود و در حدیث آمده است: الحکمه عشره أجزاء، تسعه منها فی العزله، وواحد فی الصمت. کنز العمال

 ترجمه: حکمت و خرد ده جزء است که ۹ جزء آن در عزلت و یکی از آن در سکوت است.

 و اختلاط با مردم بقدر ضرورت بکند و سایر اوقات را به مراقبه و اذکار به سر برد.

 وقت کار است، هنگام صحبت داشتن در پیش است؛ مگر صحبتی که برای افاده و استفاده بود که محمود بلکه لازم است و همچنین صحبت داشتن به اهل طریق به شرط فانی بودن در یکدیگر و سخن بی‌معنی در میان نیاوردن نیز مستحسن بلکه در بعضی اوقات از عزلت ارجح است.

 و به مخالف طریق صحبت نباید داشت، و به هر نیک و بد گشاده پیشانی باید پیش آمد، باطن، خواه منبسط بود خواه منقبض؛ و هرکه با عذر پیش آید، عذر او را قبول نماید و خلق نیکو داشته باشد و اعتراض بر کسی کمتر کند و سخن نرم و ملایم گوید و هیچ‌کس را به عنف پیش نیاید، مگر از برای خدای عزّوجلّ.

 شیخ عبدالله بلیانی قدس سره گفته است که درویشی نه نماز و روزه است و نه احیای شب که این جمله اسباب بندگی است؛ درویشی نرنجیدن است، اگر این حاصل کنی واصل گردی.

 و در سخن گفتن رعایت قلّت باید کرد و خواب بسیار و خنده بسیار نباید نمود که دل را می‌میراند و جمیع امور خود رل به حق تعالی بسپارد و خود در خدمت چُست باشد تا از تدبیر امور فارغ باشی. و چون دل تو یک جانب شد، جمیع امور تو را او(خداوند متعال) کفایت خواهد کرد و بندهای خود را بر تو مهربان سازد که به امور تو قیام نمایند.

 بالجمله او را باش والا مباش، و به تدبیر نفس خود مشغول مشو و بر هیچ کس اعتماد، جز بر فضل پروردگار، کار منمای؛ بزرگترین حجاب بین تو و حق سبحانه و تعالی اشتغال تو بر تدبیر نفس توست…

 با عیال و فرزندانِ سلوک نیک باید کرد و اختلاط بقدر ضرورت باید نمود که حق آنها ادا یابد و موانست تامّ به آنها نباید پیدا کرد تا سبب اعراض از جناب مقدس نشود و احوال باطن را به نااهل نباید وانمود؛

 و با اهل غنا صحبت مهماامکن نباید داشت و در جمیع احوال #سنت را باید گزید و از بدعت مهماامکن مجتنب باید بود و از جانباید رفت

 و در زمان بسط حدود شرعی را نیک رعایت باید کرد و هنگام قبض امیدوار باید بود دلتنگ و مأیوس نباید شد؛ فَاِنَّ مَعَ العُسْرِ یُسْرًا اِنَّ مَعَ العُسْرِ یُسْرًا

 در شدت و رخا قصد کند که یکسان باشد و در وجود و عدم بر یک نمط بود، بلکه در عدم، مستریح[طالب استراحت، یعنی راضی و خشنود] باشد و در وجود، مضطرب؛ از ابوسعید اعرابی قدس سره از اخلاق فقراء پرسیدند. گفت: اخلاق فقراء سکون است نزد فقر و اضطراب است نزد وجود و انس.

 به هموم و وحشت نزد فرج‌ها و در حوادث متذبذب نشود و بر عیب مردم نظر نکند و عیوب خود را همواره در نظر دارد و خود را بر هیچ مسلمانی فضل ندهد و همه را از خود افضل انگارد.

 و به هر کدام از مسلمانان چنان اعتقاد داشته باشد که گشایش کار من از برکت نفس و دعای او تواند گشود.

 در حدیث آمده است: من لم یأنف من ثلاث فهو مؤمن خدمه العیال والجلوس مع الفقراء والأکل مع الخادم هذه الأفعال من علامات المؤمنین الذین وصفهم الله فی کتابه أولئک هم المؤمنون حقا. کنز العمال

 ترجمه: هرکسی این سه عمل را ننگ نداند، پس او مؤمن است: خدمت به همسر و خانواده، همنشینی با فقیران و همسفره شدن با خادمان. این اعمال از علامات مؤمنینی است که خداوند آنان را در کتابش توصیف کرده است؛ همانا آنان حقیقتاً مؤمنان واقعی هستند.

 و سیر سلف را در همه وقت ملحوظ داشته باشد و به صحبت اهل غربت و فقر و مسکنت راغب بود و غیبت هیچ کس نکند، بلکه غیبت کننده را مهماامکن مانع آید و امر به معروف و نهی از منکر را شیوه خود گیرد و بر انفاق مال حریص بوده و اتیان حسنات خوشبخت بوده و از ارتکاب حیات دور باشد.

 در خدمت فقرا و برادران دینی خود را نباید معاف داشت، و خدمت صوفیه را به آداب کن تا از برکات شان بهره‌ور گردی؛ اَلطَّرِیِقَهُ کُلُّهَا آدَاب، هیچ بی ادب به خدا نرسیده است، شنیده باشند.

 بالجمله خاک و بی‌وجود شده به #خدمت اینها به کلیت اقدام نماید و الا هوس مصاحبت این بزرگواران نکند که در این صورت احتمال ضرر غالب است و نفع موقوف.

 ابوبکر بن سعدان رضی الله عنه گفته است: هر که مصاحبت صوفیه را گزید، پس صحبت به اینها دارد بی‌نفس و بی‌دل و بی‌ملک و هرگاه به چیزی از اشیا خود نظر کند، او را از رسیدن به مطلوب باز دارد.

 و در طلب حق جلّ و علا خود را آرام مده و مضطرب باش.

📚 #مکتوبات_معصومیه ، جلد دوم، گزیده‌ای از مکتوب۱۱۰

 

Spread the love

دیدگاهتان را بنویسید

<