مقامات تصوف ۳

مراقبه 

مراقبه از اصطلاحات عام و شایع در بین مردم است و بعضی آن را از جمله ی احوال دانسته اند. شیخ سراج(رح) در کتاب «اللمع» خود گفته است: مراقبه، حال شریفی است. ابوالقاسم قشیری موضوع مراقبه را در کتاب خود به این آیه مبارکه آغاز کرده است: «و کان الله علی کل شئ رقیبا»[۶].

مراقبه به این مفهوم است که صوفی همیشه آگاه است و به یاد می آورد که خداوند جلّ جلاله مراقب و ناظر اقوال و اعمال او است و اهل تصوّف هیچگاه از حال مراقبه غافل نمی گردند و ایمان دارند که خداوند(ج) بر آنها ناظر و مراقب است و کسی که چنین ایمانی داشته باشد، در رفتار و سلوک و اخلاق خود به خطا نمی رود و لغزش نمی کند. خداوند جلّ جلاله در سوره زخرف فرموده است: «ام یحسبون انا لا نسمع سرهم و نجواهم بلی و رسلُنا لدیهم یکتبون»[۷].

مراقبه، در طریقه ی نقشبندیه، سلوک مرید برای رسیدن او به هدفش به راهنمایی مرشد است؛ مَثَل مرشد مانند طبیبی است که دوا را برای علاج مریض خود تجویز می کند یا مانند استادی که در خور استعداد شاگرد خود او را تعلیم می دهد؛ لذا شناخت و معرفت طریق را به حسب قدرت فهم و درک او برایش تلقین می نماید و چنان مستی روحی را در قلب او بر می انگیزد که او را به تلاش و جستجوی مزید وا می دارد.

مشاهیر تصوّف، موضوع مراقبه را در کتابهای خود به کار برده اند و چکیده ی مطلب این است که هر کس به رأی الیقین ببیند که خداوند جلّ جلاله بر احوال او آگاه و ناظر اعمال اوست، هرگز به عملی که مخالف تعالیم پروردگارش باشد، روی نمی آورد.

احسان 

احسان مقام دیگری از مقامات تصوّف است و دارای معانی و مفاهیم بسیار است که مطابق مقام و مناسبت در محل خود ذکر می گردند. گاهی مقصود از احسان، تقرّب خداوند جلّ جلاله به وسیله ی عبادت و گاهی مراد از آن بخشش و صدقه و غیره است. خداوند جلّ جلاله فرموده است: «من جآء بالحسنه فله عشر امثالها»[۸] و فرموده است: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین»[۹] و فرموده است: «وبالوالدین احسانا»[۱۰] «و احسن کما احسن الله الیک»[۱۱] «ان الله یأمر بالعدل و الاحسان و ایتآئ ذی القربی»[۱۲] «هل جزآءُ الاحسان الا الاحسان»[۱۳] و از معانی و مفاهیم احسان در آیات ذکر شده چنین برداشت می شود که احسان نقطه مقابل گناه است. خداوند جلّ جلاله فرموده است: «فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات»[۱۴] همچنین خداوند جلّ جلاله فرموده است: «و اقم الصلوه طرفی النهار و زلفا من اللّیل ان الحسنات یذهبن السّیئات»[۱۵].

از همین آیات روشن می گردد که احسان گاهی به معنی عبادت و گاهی ضد و نقیض گناه و سیئه آمده است؛ اما احسان از نظر تصوّف چیست؟

احسان از نظر تصوّف به آن حدیث شریف نبوی(ص) باز می گردد که در آن روایت شده است که جبرئیل ـ علیه السّلام ـ به صورت آدمی به حضور پیغمبر خدا(ص) می آید و از حضرت رسول(ص) درباره ایمان و اسلام و احسان سؤال می کند تا دین مردم را برایشان تعلیم بدهد و در آخر سؤال او این است که: «قَالَ یَا رَسُوْلَ اللهِ(ص) مَا الْاِحْسَانُ قَالَ الْاِحْسَانُ اَنْ تَعْبُدَ اللهَ کَاَنَّکَ تَرَاهُ فَاِنْ لَمْ تَکُنْ تَرَاهُ فَاِنَّهُ یَرَاکَ قَالَ جِبْرَائِیْلُ صَدَقْتَ فَتَعَجَّبَ مِنْهُ الصَّحَابَهُ اِذْلَمْ یَکُنْ تُبْدَاْعَلَیْهِ عَلَامَاتُ السَّفَرِ وَ کَانَ یَسْأَلُ ثُمَّ یُصَدِّقُ فَسَاَلُوْهُ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ مَنْ کَانَ السَّائِلُ فَقَالَ رَسُوْلَ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ اِنَّهُ جَبْرَئِیْلُ اَتَاکُمْ یُعَلِّمُکُمْ دِیْنَکُمْ»[۱۶].

احسان زمانی متحقّق می گردد که بنده کاملاً معتقد باشد که خداوند جلّ جلاله بر تمام حرکات و سکنات او آگاه است. لذا هنگامی که در نماز ایستاده است، چنان دیده شود که او بالفعل در پیشگاه پروردگار به فروتنی و اطمینان ایستاده است، بدون آنکه فکر او به اهداف زندگی دنیایی پراکنده گردد؛ یا در ادای ارکان ظاهری آرامش را حفظ کند. شکی نیست که نماز حقیقی آن است که به درجه احسان باشد «چنانکه خداوند(ج) را ببینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند.

ادامهمقامات تصوف ۳

Spread the love

مقامات تصوف ۲

توکّل

توکّل مقام دیگری از مقامات تصوّف است که جایگاه بزرگ و خاصی در نزد متصوفان دارد. از ابراهیم خواص(رح) ـ که از مشاهیر تصوّف است ـ سؤال شد که تصوّف تو را به چه چیز رهبری می نماید؟ گفت: به توکّل.

توکّل در لغت به معنی سپردن کار به دیگری است مقصود از آن در اینجا این است که شخص در عبادت پروردگار خود و حب و معرفت(ج) به قناعتی برسد که امور دین و دنیای خود را به پروردگار خود تسلیم نماید و جز ذات یکتای خداوند(ج) به هیچ کس دیگری اتکا نکند. معلوم است که انسان به چنین قناعتی که او را در پیشگاه پروردگار او مانند مرده ای در پیش روی غسل دهنده و یا مریضی در مقابل طبیب قرار دهد، به آسانی نمی تواند برسد.

شیخ ابوعمر نخیل(رح) می فرماید: فروترین مرتبه ی توکّل، حسن ظن است به خدای(ج).

ادامهمقامات تصوف ۲

Spread the love

مقامات تصوف ۱

بسم الله الرحمن الرحیم

مقام به فتح یا کسر میم، عبارت است از آنچه برای سالک محقق می گردد از روی منازلی که در آداب دارد و مقام از جمله اشیائی است که بنده با آن به نوعی از تصرف می رسد و آن نوعی طلب ریاضت و تحمل تکلیفات است. پس مقام هر شخصی از موضع اقامت همان فرد که نزد آن تکلیفات و به آن چیزی که اشتغال دارد به زحمت و ریاضت می باشد و شرط است اینکه از یک مقام به مقام دیگر ترقی نمی کند تا زمانی که حکمهای آن مقام را کاملاً به دست نیاورده باشد؛ زیرا هر کسی که قناعت نداشته باشد توکّلش درست نباشد و هر کسی که توکّلش درست نیست، تسلیم او نیز درست نیست؛ همچنین هر کسی که توبه صحیح نداشته باشد، انابت او و هر که پرهیزگاری نداشته باشد زهدش درست نمی باشد.

مقام در قرآن کریم چندین مرتبه ذکر شده است که از آن جمله: «عسی ان یبعثک ربک مقاماً محموداً» «شاید که پروردگار تو تو را به مقام ستوده ای مبعوث گرداند»(اسرا/۷۹) و فرموده خداوند(ج) «إِنَّ ألْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ» «پرهیزگاران در جنت «بوستان هایی که آب های روان دارد» و جویهای آب در نشستنگاه صدق و راستی به نزد پادشاه پرتوان و با قدرت قراردارند»(ترجمه از شاه ولی الله)(قمر/۵۴–۵۵) و به معنی درجات نیز در قرآن ذکر شده که مثل مقامات اعتبار داده می شود چنان که خداوند(ج) فرموده است:«نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مِّن نَّشَاءُ»«بلند می بریم درجات کسی را که بخواهیم.» (یوسف/۷۶) و فرموده خداوند(ج):«لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ» «برایشان مقامها و درجاتی است در نزد پروردگارشان و آمرزش و روزی نیکی است.» (انفال/۴) و فرموده(ج): «تِلْکَ ألرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن کَلَّمَ أللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ»«این پیامبران هستند که بعضی را بر بعضی دیگر بزرگی و برتری داده ایم. از ایشان کسی است که با خدا سخن گفته است و خداوند درجات بعضی از ایشان را بالا برده است» (بقره/۲۵۳) از این آیات بیّنات معلوم می گردد که درجات قرب به خداوند حتّی در بین انبیا ـ علیهم السلام ـ متفاوت است. لیکن در اصطلاح تصوّف بر درجه ای که سالک در طریق تصوّف به آن نایل می شود مقام اطلاق می گردد. بعضی از صوفیه این درجات را ده درجه یا مقام تعیین کـرده اند و عدّه ای برای هر درجه ده مرحله معیّن نموده اند که در مجموع صد درجه و مقام می­گردد.

ادامهمقامات تصوف ۱

Spread the love

وصایای حضرت خواجه عبدالخالق غجدوانی(رح)

بسم الله الرحمن الرحیم

گزیده ای از وصایای

حضرت خواجه عبدالخالق غجدوانی(رح)

 

ای فرزند! تو را به پرهیزگاری به خداوند(ج) و فرمان برداری از او، مراقبت، حفظ حدود و حقوق و خشیت وی وصیت می کنم. ملازم باش بر یاد کردن حق(ج)؛ چرا که خداوند(ج) فرموده است:«اُذْکُرُواْ اللهَ ذِکْراً کَثِیراً وَ سَبِّحُوهُ بُکْرَهً وَأَصِیلاَ» «بسیار خدا را یاد کنید و بامدادان و شامگاهان به تسبیح و تقدیس او بپردازید» (احزاب/ ۴۱ و ۴۲) و ملازم باش بر حقّ حق(ج) که بر تو واجب است و ملازم باش بر حقّ رسول(ص)؛ زیرا که او(ج) فرموده است: «أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ» «از خدا و از پیغمبر اطاعت کنید» (نساء/ ۵۹).

ای فرزند! قرآن را در شب و روز، در آشکارا و نهان، با فهم و اندیشه و با گریه و زاری بخوان و در همه احوال به قرآن رجوع کن؛ چرا که قرآن، حجّت خداوند(ج) بر خلق است. از آموختن علم دست بر ندار و علم فقه و کتب احادیث رسول(ص) را بیاموز. از بعضی صوفیان ناآگاه و از خوانندگان مست غافل (مایل به دنیا) نباش؛ چون آن­ها دزدان دین بر مسلمانان هستند.

بر تو باد که ملازم بر خلوت باشی و طعام از راه حلال بخوری؛ چرا که لقمه حلال، کلید همه نیکی هاست و به حرام نزدیک نشو تا از آتش دوزخ محفوظ بمانی و خرقه از روش حلال بپوش تا لذّت عبادت بیابی. پیوسته به ذکر حق(ج) مشغول باش و از خشم و غضب او بترس؛ چنانکه فرموده است: «إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ وَخَشِیَ الرَّحْمَنَ بِـالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَهٍ وَأَجْرٍ کَرِیمٍ» «تو تنها کسی را می ترسانی که از قرآن پیروی کند، و پنهانی از مهربان هراس داشته باشد. چنین کسی را به گذشت و پاداش عظیم مژده بده» (یس/ ۱۱) و حاضر شدن خود را در برابر حضرت حق(ج) در روز قیامت فراموش مکن.

در خبر است که رسول اکرم(ص) فرمود: «ذِکْرُ اللهِ تَعَالَی عَلَمُ الْاِیْمَانِ وَ بَرَاءَهٌ مِنَ النِّفَاقِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ حِصْنٌ مِنَ النَّارِ» «یاد کردن خداوند متعال، علامت ایمان و بی زاری از نفاق و سبب سلامتی از شیطان و در امان ماندن از آتش دوزخ است». بر تو باد مداومت بر نماز شب و روزه روز و بر تو باد که ترک جماعت نکنی؛ حتّی اگر امام و موذّن نباشی.

ادامهوصایای حضرت خواجه عبدالخالق غجدوانی(رح)

Spread the love

کلمات یازدگانه در طریقه نقشبندیه

مبنای طریقه نقشبندیه بر عمل به یازده کلمه و قاعده است که از تجربه مشایخ طریقه برگرفته شده و گسترش یافته است. هشت کلمه آن از شیخ عبدالخالق غجدوانی(رح) ـ متوفی ۵۷۵ هـ . ق ـ و سه کلمه آن از شیخ اکبر، خواجه محمّد بهاءالدّین نقشبند(رح) ـ ۷۱۷ تا۷۹۱ هـ . ق ـ نقل شده است. همانطور که قبلاً بیان شد طریقه نقشبندیه بر پایه ذکر قلبی بنا شده و ذکر، همان تأمّل در اسم باری تعالی است که قلب و همه جسم به ذکر بپردازند و ثمره آن، پاک ساختن قلب از رذائل و برقرار کردن دوام حضور است. حقیقت این است که مقصود از ذکر، ذات مذکور و قرب به حق و ذکر، وسیله قرب است.

 

۱) هوش در دم

معنی آن حفاظت نَفَس از غفلت هنگام دخول و خروج و در بین دخول و خروج آن است تا در جمیع انفاس با خداوند سبحانه و تعالی حاضر باشد و خیالات او در امور دنیوی پراکنده نشود. خواجه محمّد بهاءالدّین نقشبند(رح) گفته است: محقّق است که عمل سالک متعلّق به نَفَس اوست، پس بر او لازم است که بر آنچه نفس با حضور یا با غفلت گذرانده باشد یا می­گذراند، دانا باشد تا سالک در حالت ذکر باقی بماند و فکر او به گذشته یا آینده در حالت غفلت پراکنده نشود.

شیخ سعـد الدّین کاشغری(رح) که معاصـر خواجه عبیـدالله احرار(رح) است می گوید: معنی هوش در دم، همان است که سالک از یک نَفَس تا نَفَس دیگر غفلت نکند و این­که با حضور نفس بکشد و یک دم او، بدون حضور حق سبحانه و تعالی نباشد.

به طور خلاصه این کلمه در نزد اهل طریقه نقشبندیه به معنی بیداری و دقّت و فکر در وقت تنفّس است که درجه ای از درجات طریقت می باشد و هرگاه سالک، نفس را از خود ضایع سازد، مثل آن است که گناهی را مرتکب شده است؛ به این سبب که ضایع شدن نفس برای او ضرر است.

ادامهکلمات یازدگانه در طریقه نقشبندیه

Spread the love

ختم خواجگان

برای شما دلایل و نحوه خواندن ختم خواجگان رو می گذاریم. می توانید از پست دانلود کنید. Download ما را با نظرات، پیشنهادات و انتقادات سازنده خود همراهی کنید. التماس دعا. Spread the love

Spread the love

روش خواندن حزب البحر

سلام. شما عزیزان می توانید از روش خواندن حزب البحر را دانلود کنید. Download منتظر نظرات، پیشنهادات و انتقادات سازنده شما هستیم. التماس دعا… Spread the love

Spread the love

آشنایی با طریقت

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

با سپاس از خداوندی که بر ما منّت نهاد و به ما هستی داد تا او را عبادت کنیم و معرفتش را حاصل نماییم و با صلوات بر روح گرانقدر سرور عالم خلقت، ختمی مرتبت، حضرت محمّد مصطفی(ص).

برای تصفیه و تزکیه ی نفس بهترین روش، اختیار نمودن سلوک و کسب باطنی است؛ همان راهی که مشایخ اهل تصوّف در پیش گرفته اند؛ کسانی که حقیقتاً از صفات بشری رهایی یافته و متّصف به صفات محبوب باری تعالی شده اند، ایشانند که سیر و سلوک را در خدمت شریعت ناب محمّدی(ص) قرار داده­اند و از هر گونه بدعت­های ناپسند پرهیز می کنند.

از مشهورترین گروه­ها و نهضت­های تصوّفی می­توان از طرق مبارک نقشبندیه، قادریه، چشتیه و سهروردیه نام برد که مؤسّسان و بانیان این سلاسل، در راه تزکیه ی نفوس و دعوت خلق به سوی مولای حقیقی، از جان و مال خویش مایه گذاشته اند.

طریقه نقشبندیه، مناسب ترین طریقه برای کسب و سلوک و تهذیب باطنی است. مدار این طریقه، اتباع سنّت و اخلاص به شیخ مقتداست. در این طریقه، احتیاج به چلّه و تشدّد در طاعت نیست؛ بلکه عشق و محبّت است که سالک را به مدارج وصول می­رساند.

بدیهی است هر علم و روشی تعریفی دارد و نیز هدفی و موضوعی که با توجّه به آنها می­توان به اهمیّت آن علم یا روش پی برد و به جایگاهش در روند سعادت دارین واقف گردید؛ بنابراین ابتدا به بیان تعریف، هدف و موضوع طریقت می پردازیم.

ادامهآشنایی با طریقت

Spread the love

پاسخ به یک سؤال

با توجه به سؤال یکی از بازدیدکنندگان محترم، مبنی بر اینکه «آیا متصوفه به رعایت سنّت معتقدند یا خیر؟ و تفاوت طریقت با شریعت چیست؟»

*در جواب این دوست عزیز عرض می نمایم که اولاً روش عارفان و سالکان حق، موافقت شریعت بر جاده سنت در راه صدق و صفاست و از بدعت و ضلالت و مخالفت شریعت و سنت مبراست……

ادامهپاسخ به یک سؤال

Spread the love
<